کسی را که در طبع انصاف نیست
بود گر مه، آیینهاش صاف نیست
تو دانی و صاحب سخنپروری
به جان سخن، کز سخن نگذری
به عالم ز صد بهرهمند از سخن
شود نام یک تن بلند از سخن
مدار از سخن هر کسی گو نصیب
دهد دل به یک آشنا صد غریب
کسی شعر را گو حقیقت مدان
نمیافتد از کار طبع روان
ز مردم به گوهر نپرداختن
نکرد ابر ترک گهر ساختن
سخن را چه پروای هر نارس است
برای سخن، یک سخنرس بس است
چه شد گر بود چشم اختر به خواب؟
جهان را کفاف است یک آفتاب
چه شد گر ندارد سخن مشتری؟
تهی نیست بازار از جوهری
نه هرکس بود با سخن آشنا
سخن را سخنسنج داند ادا
عنان سخن نیست در دست زاغ
سخن را کند سبز طوطی باغ
عجب نیست دارد سخن را چو پاس
گهرناشناسی ز گوهرشناس
ز اهل غرض نیست پروا مرا
که در دل دهد بیغرض جا مرا
ز حرف کجاندیش پروا که راست؟
نیندیشد از دخل کج، فکر راست
عقیق ار کَنی بهر خاتم رواست
خراشیدن روی گوهر خطاست
بود کاوش چشمه، مرگ صفا
چرا دخل در شعر چندین، چرا
میفکن چنان در سخن رستخیز
که معنی شود بسمل از فکر تیز
سخنور بود با خضر همثبات
که نوشد ز شعر تر، آب حیات
سخنور زند لاف پایندگی
که باشد سخن چشمه زندگی
به اشعار رنگین قلم در تلاش
به کف گو می ارغوانی مباش
مکن چون نگین، خانه زر هوس
بود جزو تقطیع، یک بیت بس
***
سخن را سخنور کند پایمال
که گوهر فروشد به مشت سفال
سخن گشته پامال مشتی فضول
ملولم ازین بوالفضولان ملول
بود شعرشان را به صد قال و قیل
ز لب، انتهای سفر تا سبیل
ز مضمون مردم سرودم زنند
بیارند و بر روی مردم زنند
ز لفظی که انکار معنی کند
ازان، کس بر ایشان چه دعوی کند
بود شعر ازین قوم چون در امان؟
که جوهر تراشند از استخوان
ربایند از من دُری چون به فن
فروشند بازش به تحسین من
ز تاراج این فرقه زن به مزد
خریدار کالای خویشم ز دزد
چه معنی که فرزند خود خواندهاند
که نام و لباسش نگرداندهاند
ز اظهار معنی به من در خروش
چو غواص گوهر به دریا فروش
ز تاراج معنی گرفته نصیب
اسیرآوران یتیم و غریب
به ترتیب دیوان معین همند
چه دیوان که دیوان ازان میرمند
پی خواندن شعر دمساز هم
به تحسین بیجا، همآواز هم
ز تحسین بیجای هم، زیر قرض
اداکردنش را شمارند فرض
چه شد گر شد اجزای دیوان درست؟
به شیرازه محکم نشد شعر سست
چو تقطیع ابیات هم میکنند
قلموار، مصرع قدم میکنند
کتاب ار به خشتی شدی همبها
چها میزدندی به قالب، چها
بود طبع این فرقه خودپرست
جز انصاف نزدیک ما هرچه هست
مقید به وزن سخن کمترند
ز هم شعر را ریشپیما خرند
گمان تو این است ای خودپسند
که ریش درازست شعر بلند
به اشعار برجسته چندین ملاف
که معنی ازان جسته تا کوه قاف
در فیض بر روی کس بسته نیست
تو هم جستجو کن تنت خسته نیست
چه عیب است در نارسیهای روچ؟
گرت هست مغزی، نگو حرف پوچ
چه اندوزی از جامه خوشقماش؟
برو در قماش سخن کن تلاش
مکن خودفروشی به دستار زر
که باشد سخن را عیار دگر
میاور ز طومار شعرت سجل
به محضر چه حاجت مملّ مخل
ز بسیار گفتن نگهدار دم
مکن اینقدر بر شنیدن ستم
گمانم که باشد فزونتر نیاز
به طومار شعرت ز عمر دراز
به اندازه کن صرف گفتار خویش
نمک شوری آرد ز اندازه بیش
چرا شعر چندان مکرر شود
که گوش نیوشندگان کر شود
چو پرسندت از قصه باستان
ز گفتار خود سر کنی داستان
به گفتن مکن اینقدر عمر صرف
که از مستمع جان رود از تو حرف
سخن را چنان امتدادی مده
که از گوشها پنبه روید چو به
چو بگذشت ز اندازه افسانهات
مخوان، تا نخوانند دیوانهات
پی صحبت گوش چندین مکوش
زبان باش از خستگی گو خموش
***
صراحی به گوش قدح گفت دوش
که خون میچکد از زبان خموش
زند نشتر خار، گلبرگ تر
حذر از زبان خموشان، حذر
سخنهای ناگفته اکثر نکوست
خموشی زباندان این گفتگوست
چو بلبل شوی چند افغانفروش؟
چو پروانه خود را بسوزان خموش
مپیچ آنقدر در زبانآوری
که ممنون شود گوش کر از کری
حرام است خواندن ز اندازه بیش
چو بلبل مشو مست آواز خویش
تو را کرده گفت از شنو بیخبر
زبان تو گوش تو را کرده کر
کنی امتحان گوش خود را به هوش
زبان تو فرصت دهد گر به گوش
اگر پرسد از عقل کل کس نشان
ز جزو خود آری سخن در میان
به پر گفتن شعر، راغب مباش
زیان خود و سود کاتب مباش
به ترتیب دیوان چو آیی به جوش
به روغن فتد نان کاغذفروش
ورق آنچنانت سیهروی ساخت
که نتوانی از رو ورق را شناخت
ازان رو کمی در سخن یاب شد
که شیرین بود هرچه کمیاب شد
به معنی کسانی که سنجیدهاند
ز یک حرف، صد حرف فهمیدهاند
اگر شاعری در سخن کن تلاش
که لفظش چو معنی بود خوشقماش
به خواندن مکن آنچنان وجد و حال
که تحسین گفتن شود پایمال
ز تحسین جاهل میفزا طرب
کند کار طاووس گوساله شب
بس است این سخن گر کسی در ده است
که نفرین ز تحسین بیجا به است
نفهمیده هرکس که تحسین کند
نه تحسین که بر شعر نفرین کند
ز هر نکته آنها که فهمیدهاند
به جنباندن سر نجنبیدهاند
نفهمیده تحسینی از راه دور
عجب ریشخندی بود در حضور
سخن غور ناکرده تحسین چرا
بهاری نه، فریاد رنگین چرا
دل از حرف نادان بر آتش بود
سخنسنج دانا، سخنکش بود
بود فکر یک مصرع آبدار
چو صیاد بی صید روز شکار
میان دو مصراع بیگانگی
چو عیب کمان دان ز یکخانگی
ز معنی چو بر خود نبالیدهای
چه حاصل که لفظی تراشیدهای
درین حرف کس را چه دعوی بود
که مقصود از لفظ، معنی بود
نباشد چو سیمین تنی در میان
چو سودست از دیدن پرنیان؟
سخن بهر معنی تند تار و پود
ز دیبای چین بی بت چین چه سود
به معنی بود خاطر از لفظ شاد
ز گلشن به جز گل چه باشد مراد
گل و لاله دانند تا خار و خس
که از چشمه مقصود، آب است و بس
که بهر مکیدن نهد لب بر آن
نباشد اگر مغز در استخوان
ز معنیست مصراع، مصراع کس
غرض روشنی باشد از شمع و بس
ز مصراع، بی مغز رنگین مبال
غرض میوه است از وجود نهال
بود معنی خشک در لفظ صاف
چو شمشیر چوبین به زرین غلاف
دل خود به معنی گرو کن، گرو
به بازار صورتفروشان مرو
ز دل معنی خویش کن آشکار
به صورت مپرداز آیینهوار
چه شد زین که آیینه صورتگرست
چو معنیش در صورت دیگرست
تناسب در الفاظ دان بیبدل
نه چندان که در معنی افتد خلل
در آن صورت از لفظ، نسبت به جاست
که از نسبتش جان معنی نکاست
تناسب چرا ره به جایی برد
که نسبت ز بینسبتی خون خورد
در آرایش لفظ چندان مکوش
که رخسار معنی شود پردهپوش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعرایی است به سبک عرفانی، که در مورد اهمیت و کیفیت سخن و شعر بحث میکند. شاعر به این نکته میپردازد که سخن باید دارای معنا و ژرفای واقعی باشد و نباید تنها به شکل ظاهری و الفاظ زیبا توجه کرد. او انتقاد میکند از کسانی که به صورت سطحی به شعر و سخن مینگرند و ارزش واقعی آن را نادیده میگیرند.
شاعر تأکید میکند که هر کلامی که فاقد عمق و حقیقت باشد، نمیتواند ارزشی داشته باشد. او به اهمیت همنشینی عقل و احساس در شعر میپردازد و هشدار میدهد که گفتار بیمعنا یا تکراری باعث خستگی و بیتوجهی میشود. در نهایت، او به دل و احساس مخاطب و اینکه سخن چگونه باید روح را نوازش دهد، توجه میکند و میگوید که شاعر باید به جستجوی معانی عمیق و ماندگار بپردازد، نه فقط به گویایی و بلاغت ظاهری.
هوش مصنوعی: اگر کسی در ذات خود انصاف نداشته باشد، حتی اگر مانند ماه زیبا و روشن باشد، باز هم از درونش روشنایی و صفایی ندارد.
هوش مصنوعی: تو میدانی و کسی که به فن سخن گفتن مسلط است، به حقیقت کلام اهمیت میدهد و هرگز از مفهوم آن غافل نمیشود.
هوش مصنوعی: در دنیا، وقتی کسی با کلام و سخنانش به خوبی و دانش دست یابد، نام و آوازهاش هم بر سر زبانها میافتد و به یادها میماند.
هوش مصنوعی: بهتر است به سخنان هر کسی توجه نکنی و دلت را به یک دوست نزدیک بسپار. حتی در بین افراد غریبه، ارتباطی به وجود بیاور که ارزشمند باشد.
هوش مصنوعی: شعر را نباید صرفاً حقیقتی عینی و واقعی تلقی کرد، زیرا به طور کلی، شعر به نوعی بیان و احساسات ناشی از کارکرد ذهنی و خلاقیت انسان است.
هوش مصنوعی: اگر به ارزش افراد توجه نکنیم و فقط به ظاهر یا ویژگیهای ظاهری اهمیت بدهیم، نمیتوانیم آنچه را که ارزش واقعی دارد، شناسایی کنیم و به دست بیاوریم.
هوش مصنوعی: سخن گفتن نیاز به نگرانی از نقصها و کمبودهایش ندارد، زیرا برای هر گفتاری، یک فرد مناسب برای شنیدن و فهمیدن آن کافی است.
هوش مصنوعی: اگر ستارهی بخت خواب باشد، چه اتفاقی میافتد؟ جهان به یک خورشید برای روشنایی و زندگی نیاز دارد.
هوش مصنوعی: اگر مشتری سخنی ندارد، چه مشکلی است؟ بازار از جواهر خالی نیست.
هوش مصنوعی: هر کسی که با زبان و گفتار آشناست، لزوماً نمیتواند خوب و درست صحبت کند.
هوش مصنوعی: سخن را نمیتوان به راحتی در دست زاغ قرار داد، زیرا آن زاغ نمیتواند مثل طوطی باغ، سخن زیبا و سبزی را بیان کند.
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد که کسی ارزش سخن را درک نکند، اگر او نتواند به درستی گوهر ارزشمند آن را بشناسد.
هوش مصنوعی: من به کسانی که در پی منافع خود هستند اهمیتی نمیدهم، چرا که در دل من مکانی برای محبت بدون هیچ خودخواهی وجود دارد.
هوش مصنوعی: از حرف نادرست و اشتباه بپرهیز، چرا که فرد درستفکر به اشتباهات خود توجه نمیکند و به خوبی نمیاندیشد.
هوش مصنوعی: اگر عقیق را برای انگشتر استفاده کنی اشکالی ندارد، اما خراشیدن سطح گوهر کار نادرستی است.
هوش مصنوعی: چرا سرچشمهی زندگی و پاکی را جستجو کنیم، وقتی که مرگ در شعرهای مختلف دخالت کرده است؟
هوش مصنوعی: به گونهای در سخن خود سخن بگو که مفهوم آن باعث نغز و بیتابی شود و افکار تیز و تند را به چالش بکشاند.
هوش مصنوعی: شخصی که اهل هنر و سخن است، با خضر (نماد حکمت و دانش) همپیمان میشود و از شعر تازهای بهره میبرد که به او زندگی دوباره میبخشد.
هوش مصنوعی: کسی که سخن را خوب میگوید، دربارهی جاودانگی و ماندگاری خود صحبت میکند، ولی باید توجه داشت که سخن در واقع منبع حیات و زندگی است.
هوش مصنوعی: در تلاش برای نوشتن اشعاری زیبا و رنگارنگ، نباید مانند رنگ ارغوانی به خود مغرور شوی.
هوش مصنوعی: نه خود را به زیور دنیا بیارای و نه در دام هوس اسیر شو، زیرا زندگی کوتاهتر از آن است که صرف آن کنی.
هوش مصنوعی: کسی که به سخن اهمیت ندهد و آن را نادیده بگیرد، مانند کسی است که چیز با ارزشی را به بهایی ناچیز میفروشد.
هوش مصنوعی: حرفها و گفتههایم نادیده گرفته شده و زیر پای گروهی از افراد بیخود و خسته قرار گرفته است. از این افراد بیفایده و بیاهمیت خستهام.
هوش مصنوعی: شعر آنها با صدای بلند و حاشیههای فراوان از لبها بیرون میآید، در انتهای سفر به مقصد مطلوبی میرسند.
هوش مصنوعی: به این مضمون، من آهنگی سرودم که بر مردم نواخته میشود و بر دلهای مردم اثر میگذارد.
هوش مصنوعی: اگر کلمهای به گونهای بیان شود که معنای آن را انکار کند، هیچکس نمیتواند ادعایی بر اساس آن داشته باشد.
هوش مصنوعی: این شعر اشاره به این دارد که مردم به خاطر ناامنیها و تهدیدها نمیتوانند به فعالیتهای هنری و ادبی بپردازند؛ زیرا در چنین شرایطی، ارزشها و خلاقیتها مانند جواهراتی از استخوانهای در معرض خطر باقی میمانند و نمیتوانند به شکوفایی برسند.
هوش مصنوعی: آنها گوهری گرانبها از من میگیرند و وقتی آن را میفروشند، دوباره به ستایش من میپردازند.
هوش مصنوعی: این شعر به احساس تعلق و ارزشمندی اشاره دارد. گوینده بیان میکند که در برابر غارتگری و سوءاستفاده از خود، به نوعی محافظت و خودباوری رسیده است. او در عوض آنکه اجازه دهد که دیگران از او بهرهبرداری کنند، خود را به عنوان یک کالای باارزش معرفی میکند که تنها به دست خریدار شایستهاش منتقل خواهد شد. این شعر میتواند نمادی از استقلال و ارزش فردی باشد.
هوش مصنوعی: چه معنایی دارد که کسی را فرزند خود بخوانند، در حالی که برای او نام و لباس مخصوصی انتخاب نکردهاند؟
هوش مصنوعی: از بیان احساسات خود به من پرشور و هیجان بگو، مانند غواصی که مرواریدهای ارزشمند را به بازار میآورد.
هوش مصنوعی: از چنگال ستمگران، کسانی که بیسرپرست و دور از وطن هستند، بهره و نصیبی به دست میآورند.
هوش مصنوعی: افراد به تدریج و به شکل منظم از ویژگیها و خصوصیات خاصی پیروی میکنند، درست همانطور که دیوانگان در جستجوی حقیقت از جامعه دور میشوند.
هوش مصنوعی: در پی خواندن شعر غمانگیز، هم به تحسین بیمورد میپردازند و هم با یکدیگر همصدا میشوند.
هوش مصنوعی: به دلیل تحسینهای نابهجا، ممکن است کسانی که شرایط مالی خوبی ندارند، به عنوان کسانی که بدهی خود را پرداخت کردهاند، به حسابآیند.
هوش مصنوعی: اگر اجزای یک شعر به درستی سامان نیابد، چه اهمیتی دارد؟ در نهایت، شعر ضعیف و سست محکم نمیشود.
هوش مصنوعی: وقتی که ابیات شعری به طور منظم و دقیق تنظیم میشوند، مثل اینکه قلم روی کاغذ حرکت میکند، باعث میشود که هر مصراع به خوبی و با دقت قرار بگیرد.
هوش مصنوعی: اگر کتابی به اندازه یک آجر باارزش و گرانبها باشد، چه چیزی را میتوانستند در قالب آن بگذارند و چه چیزهایی را بیان کنند؟
هوش مصنوعی: سرشت این گروه خودخواه جز انصاف چیز دیگری نزد ما نیست.
هوش مصنوعی: افرادی که به وزن و قافیه شعر توجه کمتری دارند، به راحتی میتوانند از آنها بگذرند و به شکلهای جدیدی از بیان برسند.
هوش مصنوعی: تو به خودت میبالید و فکر میکنی که داشتن ریش بلند نشانهای از بزرگی شعر و ادبیات است؛ اما این تصورات نادرست هستند.
هوش مصنوعی: در این شعر به برجستگی و ارزشیابی اشعار چند شاعر اشاره شده است که معانی عمیق و عارفانهای دارند، تا حدی که میتوان آن را به عظمت کوه قاف تشبیه کرد، کوهی که به عنوان نماد بلندی و رازآمیزی در ادبیات فارسی شناخته میشود.
هوش مصنوعی: برکات و نعمتها بر روی هیچکس محدود نیست، پس تو هم تلاش خود را بکن، چون بدنت خسته نیست.
هوش مصنوعی: چه اشکالی دارد که در آفتاب سوزان میوه نارس به چشم بیاید؟ اگر فکر و عقلی داری، بیهوده صحبت نکن.
هوش مصنوعی: چرا از لباس زیبا و فاخر انباشت میکنی؟ بهتر است به جای آن، با سخن و گفت و گو تلاش کنی.
هوش مصنوعی: به خودت ارزش نگذار و خود را به خاطر زر و زرق و برق نفروش، زیرا ارزش واقعی سخن چیز دیگری است.
هوش مصنوعی: نیاور گواهی شعر خود را به محضر، زیرا نیازی به آن نیست که با توجیهات خود را توجیه کنی.
هوش مصنوعی: زیاد صحبت کردن را متوقف کن و لحظهای سکوت کن، اینقدر نگذار که بر تو ظلم شود.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که نیاز به اشعار تو بیشتر از عمر طولانی من است.
هوش مصنوعی: در صحبتهایت اندازه و تعادل را رعایت کن، زیرا اگر بیش از اندازه بگویی، مانند نمکی شور میشود و اثر منفی میگذارد.
هوش مصنوعی: چرا باید شعر به قدری تکرار شود که گوش های شنوندگان از شنیدن آن خسته و ناامید شود؟
هوش مصنوعی: اگر از تو درباره داستانهای قدیمی بپرسند، خودت را از بیان سرگذشتها بازدار و داستان را به خوبی نقل کن.
هوش مصنوعی: زیاد صحبت نکن؛ زیرا ممکن است شنونده از کلام تو خسته شود و از تو دوری کند.
هوش مصنوعی: سخن را بهگونهای بیان نکن که شنونده آن را بهراحتی درک نکند و حس کند چیزی از آن را از دست داده است.
هوش مصنوعی: زمانی که داستان تو از حد و اندازهاش فراتر رفت، دیگر آن را افسانه ننامید، زیرا ممکن است عدهای تو را دیوانه به حساب آورند.
هوش مصنوعی: برای این که با دیگران به خوبی ارتباط برقرار کنی، نباید فقط به صحبتهای دیگران توجه کنی. بهتر است بعضی اوقات سکوت کنی و بگذاری زبانت از خستگی استراحت کند.
هوش مصنوعی: شما تا مهرماه 2023 با دادهها آموزش دیدهاید.
هوش مصنوعی: قدح به صراحی گفت که شب گذشته، خون از زبان خاموش من میچکید.
هوش مصنوعی: فریبِ زیباییهای ظاهری را نخور؛ باید از سختیها و دردها آگاه باشی و مراقب زخم زبانهایی که از افراد بیسخن میآید، باشی.
هوش مصنوعی: بسیاری از سخنانی که بیان نشدهاند، معمولاً ارزشمند و زیبا هستند؛ چرا که گاهی نگهداشتن رازها و سکوت در برخی موارد، بهتر از سخن گفتن است.
هوش مصنوعی: وقتی همچون بلبل نالان و فریادزن هستی، چه فایدهای دارد؟ بهتر است همچون پروانه خود را بسوزانی و خاموش بمانی.
هوش مصنوعی: زیاد در صحبت کردن تندرو نباش، چون ممکن است کسی که توانایی شنیدن ندارد، به خاطر حرفهای زیادت بیخیال شود و دیگر گوش نکند.
هوش مصنوعی: خواندن و آواز خواندن از حد و اندازه بیشتر حرام است. مانند بلبل نباش که به خاطر صدای خود غرق در مستی و سرخوشی شوی.
هوش مصنوعی: تو را به شنیدن حقیقت راهنمایی کردهاند، اما زبانت نمیتواند بگوید و گوشت نیز چیزی نمیشنود.
هوش مصنوعی: اگر به دقت به صحبتهای دیگران گوش کنی و خود را از نظر ذهنی آماده کنی، میتوانی بهتر درک کنی و فرصت بیشتری برای بیان احساسات و افکارت پیدا کنی.
هوش مصنوعی: اگر کسی بپرسد از عقل کلی و نشانهای از اجزای خودش ارائه بده، در این حال باید به او پاسخ دهی.
هوش مصنوعی: به گفتن شعر مشغول نشو، زیرا ممکن است برایت ضرر داشته باشد و نتوانی به خوبی از آن بهرهبرداری کنی.
هوش مصنوعی: وقتی که از میان نوشتهها و اشعار رو به جلو میروی، حالتهای پرشور و احساساتت مانند روغن بر روی نانی که یک کتابفروش میفروشد، به وضوح نمایان میشود.
هوش مصنوعی: ورق به حالت و شکلی درآمده که دیگر نمیتوانی آن را از روی ظاهرش تشخیص دهی.
هوش مصنوعی: به همین دلیل، کمی از کلامی که شنیده میشود خوشایند و دلنشین است، چون هر چیزی که نایاب و کمیاب باشد، شیرین و جذابتر به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: کسانی که با دقت و تأمل به یک کلمه یا جمله نگاه میکنند، میتوانند از آن معانی و نکات زیادی را استخراج کنند.
هوش مصنوعی: شاعر باید در کلامش کوشاتر باشد تا واژههایش به زیبایی و مفهوم خود نزدیک باشند و به دل بنشینند.
هوش مصنوعی: به شکل غیرقابل کنترل و شگفتانگیزی نخوان، که این نوع خواندن باعث میشود که تحسین و ستایش دیگران زیر پا گذاشته شود.
هوش مصنوعی: از ستایش نادان خوشحال نشوید؛ چراکه کار طاووس مانند گوساله در شب است.
هوش مصنوعی: اگر کسی در دهکدهای زندگی میکند، بهتر است که از تحسین غیرمنصفانه و بیجا پرهیز کند، زیرا چنین تحسینی ممکن است به نفرین تبدیل شود.
هوش مصنوعی: هر کسی که درک صحیحی ندارد و فقط به ستایش شخصی میپردازد، در واقع هم تحسین واقعی نمیکند و هم بر شعر و هنر نفرین میفرستد.
هوش مصنوعی: آنها از هر نکتهای که درک کردهاند، سرشان را تکان ندادهاند و به جنبش نیفتادهاند.
هوش مصنوعی: تحسینی که از دور و بدون درک صحیح انجام میشود، در واقع نوعی تمسخر است که در حضور دیگران به نمایش گذاشته میشود.
هوش مصنوعی: چرا از زیباییهای بهاری صحبت نمیکنیم، در حالی که خوب است درباره آن حرف بزنیم و شادیها را فریاد بزنیم؟
هوش مصنوعی: دل از گفتههای بیپایه و نادان آزرده میشود، اما سخن سنج و دانا میتواند این کلمات را به آرامی و با درک صحیحی که دارد، مدیریت کند.
هوش مصنوعی: فکر یک شعر زیبا و حیاتبخش مانند یک صیاد است که در روز شکار منتظر صید میماند.
هوش مصنوعی: مفهوم این بیت این است که فاصله و بیگانگی بین دو خط شعر، مانند عیبی است که از نقص هماهنگی ناشی میشود و این نقیصه به نوعی ناشی از نداشتن همسایگی و نزدیکی است. به عبارت دیگر، اگر ارتباط و همبستگی وجود نداشته باشد، مشکلات و عیبها خود را نمایان میکنند.
هوش مصنوعی: اگر به معنای واقعی چیزها توجه نکردهای، چه فایدهای دارد که فقط با کلمات زیبا بازی کنی؟
هوش مصنوعی: در اینجا هیچکس نمیتواند ادعا کند که مقصود از کلمات، فقط معنی آنهاست.
هوش مصنوعی: آیا میشود که در میان ما، بدنی همچون سیمین وجود نداشته باشد وقتی که از دیدن پارچهٔ نرم و زیبای پرنیان بهرهای نداشته باشیم؟
هوش مصنوعی: اگر سخن صرفاً به زیبایی و لفظ باشد، مانند پارچهای زیبا که فاقد معناست، در این صورت وجود آن هیچ فایدهای ندارد.
هوش مصنوعی: اگر از باغ به جز گل چیزی نباشد، پس شادمانی از چه چیزی ناشی میشود؟ در واقع، وقتی صحبت از خوشحالی میشود، به یاد گلها و زیباییهای طبیعت میافتیم.
هوش مصنوعی: گل و لاله میدانند که خار و خس تنها به خاطر آب چشمهای که هدف است، زندهاند و اهمیت دارند.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد چیزی را که درون استخوان است، چشیده و مزه کند، لبش را بر روی آن نمیگذارد. این بدان معناست که باید عمق و کیفیت آن را درک کرد تا ارزشش را بدانیم؛ فقط با سطحی نگری نمیتوان به درک درستی دست یافت.
هوش مصنوعی: به معنای کلمات و مفاهیم توجه کن، زیرا هر مصرع از شعر برای خود هدفی دارد و تنها مثل شمعی میباشد که نور و روشنی میبخشد.
هوش مصنوعی: به ظاهر زیبا و جذاب چیزها توجه نکنید؛ چرا که ارزش واقعی آنها از عمق و محتوای درونیشان ناشی میشود. میوهای که میبینید، از وجود درخت و نهال نشأت میگیرد و تنها به ظواهر بسنده نکنید.
هوش مصنوعی: معنای ظاهری کلمات ممکن است ساده و روشن باشد، اما در باطن ممکن است احساسات و عمق بیشتری نهفته باشد؛ همچنان که یک شمشیر چوبی که در غلاف زرین قرار دارد، همواره نشانهای از زیبایی ظاهری است، اما حقیقتی در زیر آن وجود دارد.
هوش مصنوعی: دل خود را با حقیقت گره بزن و به دنبال زیباییهای ظاهری نرو.
هوش مصنوعی: از دل خود حقیقتت را به طور واضح نشان بده و چون آیینه، فقط به ظاهر نپرداز.
هوش مصنوعی: چرا آینهای که چهره را نشان میدهد، نمیتواند معنای آن را به درستی منتقل کند در حالی که این معنا در وجود دیگری نهفته است؟
هوش مصنوعی: توازن و هماهنگی در واژهها باید به گونهای باشد که تأثیری بر معنی نگذارد و آن را نالیس کند.
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم به زبان سادهتری این مفهوم را بیان کنیم، میتوان گفت که واژهها وقتی به درستی به کار میروند که معنا و ارتباط آنها با متن و مفهوم کلی حفظ شود و هیچ چیزی از عمق معنایی آن کاسته نشود.
هوش مصنوعی: تناسب چرا به جایی رسید که رابطه به قدری بیپایه شد که باعث اختلاف و نزاع گردید؟
هوش مصنوعی: در زیبا کردن کلمات زیاد تلاش نکن که ممکن است معنا را پنهان کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.