ز چشم ضعیفان گو افتادهتر
در او گنج قارون عیان در نظر
قضا کرد چون خندقش را شکاف
برآورد سامان صد کوه قاف
به فرض ار به قعرش فتد آفتاب
دگر برنیاید به چندین طناب
حصارش به این قلعه گردد قرین
شود آسمان گر مربعنشین
شکفت از فصیلش سپهر کبود
مگر زهره را شانه در کار بود؟
طلسمی چنین را ز نامآوران
کسی نشکند غیر صاحبقران
ز سرکوب برجش درین نُه حصار
نباشد دمی پاسبان را قرار
ببالد مگر عمرها طاق عرش
که تا پای برجش رسد ساق عرش
ز سختی به خیبر بود توامان
به رفعت گرو برده از آسمان
ندیده چنین قلعهای چرخ پیر
چو آسیر، هرسو هزارش اسیر
حصاری به رفعت ز گردون فزون
ز برجش ستون بر سر بیستون
گر از نه فلک بگذراند طناب
نیابد بر این قلعه دست آفتاب
به گردوننوردی ازان است طاق
که یک بار پیموده راهش بُراق
ز پیرامنش اختران نیکبخت
ز نظّارهاش دیدهها گشته سخت
به ذکرش گشاید قلم گر زبان
سخن را رسد پایه بر آسمان
نمایان ز هر فُرجه، توپ دگر
ز روزن برو کرده آشوب سر
که کرد این بنا را به این محکمی
نمیآید این کار از آدمی
مگر راست کردند دیوان به جهد
حصاری ز بهر سلیمان عهد
دری را که پیدا نمیشد کلید
به دوران شاه جهان شد پدید
فتادش به زیر آفتاب از فراز
شکستهست رنگش ازان روز باز
به سنگش مکن آسمان گو ستیز
که چون شیشه خواهد شدن ریزریز
که دید آسمانی ز یک پارهسنگ؟
که تیر شهابش بود از تفنگ
همه آهنین حربهاش جابهجاست
مگر سنگ این قلعه آهنرباست؟
ندارد چنین قلعهای چرخ یاد
که تا خاکریزش نرفتهست باد
حصاری نمودار چرخ بلند
ولی مهر را کوته از وی کمند
گذشته ز برج فلک، بارهاش
شکسته فلک شیشه بر خارهاش
سر کنگرش پیش فرزانهها
کلید دکن راست، دندانهها
ز فتحش فتوحات آید پدید
که دیدهست قفلی سراسر کلید؟
به وصفش کنم ناخن فکر، بند
که گر افتم، افتم به فکر بلند
به اوجش به همت توان برد راه
نه هر همتی، همت پادشاه
خداوند اقبال، شاه جهان
کزو فتح شد قلعه آسمان
کشد قبضه تیغش از اقتدار
ز فولاد، بر گرد عالم حصار
ز سرکوب عدلش، حصار ستم
فتادهست در خاکریز عدم
بود آیت سجدهاش بر جبین
که هرکس که خواند، ببوسد زمین
ز کشورستانان این آستان
کمین بنده پادشاه جهان
چو آهنگ تسخیر کشور کند
حصار فلک را مسخر کند
***
زهی برج شاهنشه دین پناه
که هم شاه برج است و هم برج شاه
اساسی چو بنیاد دولت قوی
جهان کهن را بنای نوی
به سویش کند ماه اگر کج نگاه
کشد کنگرش اره بر فرق ماه
در اتمام این قصر گوهرنگار
بقا عمرها بوده مزدورکار
زهی خوش اساسی و پایندگی
که قصر بهشتش کند بندگی
تهی کرد گیتی بسی دُرج را
که پر کرد از گوهر این برج را
ز چینی پر از ظرفهای گزین
که هرگز ندیدهست فغفور چین
شد از لعل و یاقوت، جوهرنشان
مگر دسته گردیده رگهای کان؟
ز یاقوت و لعلش بود سنگ و خشت
چنین برج باشد مگر در بهشت
ز بالای این برج گردون سپر
چو فواره میجوشد آب گهر
طلاکاریاش سربهسر دلپذیر
نهان کرده زر در عصا چرخ پیر
تمام از زر پخته و سیم خام
درونش مرصع چو بیرون جام
در آیینه کاری ندارد قرین
همین است دُرج پر اختر، همین
ز جامش عرقناک، یاقوت تر
زمینش صدفوار فرش از گهر
گل اینجا ز یاقوت احمر بود
چو نسرین که از سنگ مرمر بود
درش را رسد بر در کعبه ناز
که برعکس آن است پیوسته باز
ز بس چشم و زلف بتان طراز
ز زنجیر و زرفین بود بینیاز
بود بر فرازش کبوتر ملک
ستونی بود زیر سقف فلک
ز بالایش آید کسی چون به زیر
توان سیر افلاک کردن دلیر
عروس جهان کرده ساعد بلند
که در جیب گردون کند پنجه بند
چه شمعیست این برج عالی جناب
که پروانهاش درخورست آفتاب
ز هر روزنش مشرقی جلوهگر
که خورشیدی از جام دارد به بر
عمود فلک گر دهندش قرار
بماند بنای فلک پایدار
مکن بهر فردوس اینجا تلاش
نهای چون کبوتر، دو برجی مباش
به گردش بود آسمان را مدار
که بی برج، صورت نگیرد حصار
نیابد خلل دست بر آسمان
بود پای این برج تا در میان
سر کنگرش در مقام عتاب
کند پنجه در پنجه آفتاب
نگردد ازان سبزه چرخ، زرد
که دارد ز فوّارهاش آبخورد
اگر بیندش چشم هندوسرشت
بدیهیش گردد وجود بهشت
جهاندیده گوید به بانگ دهل
که این چارباغاست، یک دسته گل
نظر کن بر این برج نیکوسرشت
که یک دسته شد هشت باغ بهشت
چو در وی نشیند شه کامیاب
به برج حمل جا کند آفتاب
پی دست قدرت برد آستین
همین است معراج دولت، همین
بود مجلس خاص شاه جهان
ننازد به این برج چون آسمان؟
حمل باشد از نسبتش کامیاب
ازین برج یابد شرف آفتاب
به خوبیست چشم و چراغ جهان
بود دستهای گل ز باغ جهان
تهی نیست یک لحظه از شمع دین
همین است فانوس قدرت، همین
زهی دست معمار معجزنمای
که داد آسمان را به یک برج جای
تو گویی اساسش ز بس محکمی
ز دلهای سنگین ندارد کمی
ببین این بنا را چه دولت بود
که فانوس شمع سعادت بود
فنا پیش ازین هرچه میخواست، کرد
بقا زین بنا قامتی راست کرد
درونش ز نقاشی رنگزنگ
به هم جای آمیزش رنگ، تنگ
تماشای نقاشی این بنا
نگه را کند محو در دیدهها
ز خامی به نقشش مبین بیدرنگ
مشو غافل از پختگیهای رنگ
به نقاشی این بهشت برین
چها کرده نقاش سحرآفرین
***
زهی سحرپرداز صورتنگار
که معنی ز صورت کند آشکار
کشد خضر کلکش که معجز نماست
رهی از مخالف به مغلوب، راست
اگر پیکری را کشد رعشهناک
چو برگ خزاندیده افتد به خاک
چو خواهد کند نقش سروی درست
کشد شکل آزادیاش را نخست
نگارد چو در خانهای آفتاب
در آن خانه شب درنیاید به خواب
شود پیکری را چو صورتنگار
کشد معنیاش را نخست آشکار
اگر شکل مشرق کشد شب به خواب
همان لحظه طالع شود آفتاب
نهالی که از کلک او رسته است
ز تردستیاش میوه رو شسته است
چو گیرد به کف کلک گلشننگار
دمد شاخ نسرین چو صبح آشکار
وزد گر نسیمی در آن بوستان
ز غیرت رمد بلبل از آشیان
ز شبنم عذار گلش در گلاب
جهد غنچه از جوش بلبل ز خواب
به تصویر گل، غنچه ناکرده روی
صبا برده عطر گلش کو به کوی
ز مو چهره گل نپرداخته
که زد بر نوا بلبل ساخته
کشد بر ورق تا شتاب و درنگ
پی رفتن گل ز رنگی به رنگ
قلم شکل سروی نپرداخته
که بست آشیان بر سرش فاخته
هنوزش قلم کار در لاله داشت
که در چشم نرگس نظر میگماشت
کشد شکل خار آنچنان آبدار
که روید ز تردستیاش گل ز خار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف یک قلعه بسیار بزرگ و محکم پرداخته است که نماد قدرت و عظمت است. این قلعه با حصارهای بلند و برجهای رفیع توصیف شده و به عنوان مکانی امن و دستنایافتنی از آن یاد میشود. شاعر به مقایسه این قلعه با دیگر مکانها و بناهای مشهور میپردازد و بیان میکند که این ساختار به قدری محکم و با ثبات است که حتی آفتاب نیز به آن دسترسی ندارد. همچنین، زیبایی و زینتهای به کار رفته در آن را با جواهرات و سنگهای قیمتی تشبیه میکند.
شاعر به قدرت و حکمت پادشاهی اشاره میکند که این قلعه را ساخته است و اعتقاد دارد که تنها افراد برگزیده میتوانند به چنین مکانی دست یابند. در نهایت، این اثر به نوعی تمثیل قدرت، عظمت، و زیبایی است که از سرزمین پادشاهان برمیخیزد و باید مورد ستایش قرار بگیرد.
هوش مصنوعی: چشمان افرادی که ضعیف و ناتواناند، در واقع چیزهایی با ارزش و گرانبها را نمیبینند. برای آنها، مانند گنج قارون، آن چیزها از نظر دور است.
هوش مصنوعی: به محض اینکه تقدیر کارش را انجام داد و خندقی را باز کرد، ترتیبی به وجود آمد که باعث بروز چالشهای فراوان و مشکلات بزرگ شد.
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است خورشید به عمق زمین برود، اما دیگر هیچ تلاشی به اندازهی طنابهای فراوان نمیتواند آن را به سطح برگرداند.
هوش مصنوعی: در اینجا به یک قلعه اشاره شده که در حصارش محصور است. اگر آسمان بر روی آن به طور مربعی شکل باشد، نشان میدهد که شرایط و محیط خاصی برای این قلعه ایجاد شده است. به طور کلی میتوان گفت که این بیت به مفهوم محصور شدن و تأثیرات محیطی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: آسمان آبی از شکوفایی و زیبایی بهرهمند شده، آیا این زیبایی به خاطر زهره نیست که در تلاش است برای خود زیبایی بسازد؟
هوش مصنوعی: هیچ کس جز کسانی که قدرت و شایستگی دارند، نمیتواند طلسم و دشواریهایی از این قبیل را بشکند.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که پاسبانی که در دیوارههای قلعهای به دور از سرکوبی قرار دارد، هرگز نتواند آرامش و قرار را تجربه کند. این نشاندهندهی تأثیرات منفی فشار و تهدید بر روی روح و روان آن فرد است.
هوش مصنوعی: آیا عمرها به اندازۀ کافی طولانی میشوند تا به ارتفاعی برسند که ساقههای عرش به پای برجها رسیده و بالاتر بروند؟
هوش مصنوعی: از دشواریهای خیبر، توانمندی به دست آوردهام که مانند ارتفاعات آسمان است.
هوش مصنوعی: چرخ فلک مانند یک زندانی، در هیچکجای دنیا قلعهای چنین بزرگ و مستحکم را ندیده است و در هر سمت آن، هزاران نفر گرفتار هستند.
هوش مصنوعی: بنا و دژی ساخته شده که از آسمان هم بلندتر است و بر فراز آن ستونی قرار دارد که نماد استقامت و پایداری است.
هوش مصنوعی: اگرچه آسمانها و سرنوشت ممکن است سختیهایی را پیش آورند، اما هیچ قدرتی نمیتواند به این قلعه آسیب برساند یا بر آن تسلط یابد.
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که آن که یک بار به آسمان سفر کرده و مسیر را طی کرده است، دیگر نیازی به تلاشهای مکرر ندارد و میتواند با اطمینان بیشتری در آن مسیر حرکت کند.
هوش مصنوعی: از دور او، ستارههای خوشبختی میدرخشند و به تماشای او، چشمان مردم به شدت خیره مانده است.
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم در مورد او صحبت کنیم، قلم در وصفش به حرکت درمیآید و سخن به حدی بلند میشود که به آسمان میرسد.
هوش مصنوعی: هر گوشهای، نشانهای از شور و هیجان جدیدی در حال ظهور است، به طوری که از هر پنجره، ناآرامی و آشفتگی به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: چه کسی این سازه را به این استحکام بنا کرده است؟ این کار از انسان برنمیآید.
هوش مصنوعی: آیا دیوان باوجود تلاش بسیار، واقعاً برای سلیمان قفسی درست کردند؟
هوش مصنوعی: دری که کلیدش پیدا نمیشد، در دوران شاه جهان نمایان شد.
هوش مصنوعی: او به زیر نور خورشید افتاده و رنگش به خاطر آن روز، از بین رفته است.
هوش مصنوعی: به آسمان نگو که با سنگش دست به چالش بزند، زیرا اگر چنین کند، مانند شیشه خرد خواهد شد و تکهتکه خواهد گردید.
هوش مصنوعی: کی توانست آسمانی را از یک تکه سنگ ببیند؟ زیرا که تیر شهابش مانند گلولهای از تفنگ بود.
هوش مصنوعی: همهی وسایل و سلاحهایش به راحتی جابهجا میشوند، اما سنگهای این قلعه به مانند آهنربا ثابت و سرجای خودشان ماندهاند.
هوش مصنوعی: اینگونه قلعهای که به یادگار باد در آن خاک نمیخورد، وجود ندارد.
هوش مصنوعی: چرخ بلند نماد زمان است که دور میزند، اما عشق و محبت را نمیتوان در آن محصور کرد و برای آن نمیتوان محدودیتی تعیین کرد.
هوش مصنوعی: زمانه گذشته و از بلندای آسمان به زمین افتاده و حالا دنیا به مانند شیشهای آسیبدیده به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: سر کنگر به معنی قله کنگر است، که در اینجا به معنای بلندای اوج و معرفت فرزانهها اشاره دارد. در واقع، این ابیات به نوعی بر اهمیت و دانش فرزانهها تاکید دارد و بیان میکند که در این اوج، درک و دانایی وجود دارد که میتواند به حل مسایل کمک کند. به نوعی، این اشاره به کلیدهایی است که میتواند در باز کردن قفلهای پیچیده زندگی و جهان موثر باشد. در این راه، دندانهها نمایانگر جزئیات و نکاتی هستند که باید مورد توجه قرار گیرد تا به درک کاملتری از حقیقت برسیم.
هوش مصنوعی: از پیروزی او، پیروزیهای بیشتری نمایان میشود، چون چه کسی میتواند قفلی را ببیند که کاملاً کلیدش در دست اوست؟
هوش مصنوعی: در توصیف او افکارم را به کار میگیرم، اما اگر از دست بروم، به افکار عمیقتری فرو میروم.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به اوج و موفقیت، باید تلاش و همتی بزرگتر از دیگران داشته باشیم؛ مثل همت یک پادشاه.
هوش مصنوعی: خداوندی که برکت و خوشبختی را عطا میکند، شاه جهانی که به سبب او آسمان به تسخیر درآمد.
هوش مصنوعی: تیغ او از قدرت و استحکام فولاد، دور تا دور جهان را محصور میکند.
هوش مصنوعی: به دلیل قدرت و سلطه عدالت او، دیوارهای ظلم و ستم در ناچیزی و بیاساسی فرو ریختهاند.
هوش مصنوعی: علامت سجدهاش بر پیشانیاش بود، بهطوری که هر کس نام او را ببیند، باید زمین را ببوسد.
هوش مصنوعی: از سرزمینهای دور، در این مکان، من در انتظار بندهای از پادشاه جهانی نشستهام.
هوش مصنوعی: وقتی کسی عزم خود را جزم کند که بر obstacles غلبه کند و برای دستیابی به هدف تلاش کند، میتواند حتی محدودیتهای بزرگی را تحت کنترل درآورد و به موفقیت برسد.
هوش مصنوعی: ستایش از برجی که پادشاهی دینپناه است. این برج هم به عنوان پادشاه و هم به عنوان نماد قدرت و مراقبت شناخته میشود.
هوش مصنوعی: این جمله به مفهوم بنیاد و اساس قوی برای ایجاد یک دولت و حکومت معتبر اشاره دارد. به این معنی که استحکام و قوت این بنیاد میتواند موجب شکلگیری یک تمدن یا جهانی نوین باشد. در واقع، برای ساختن یک آینده روشن و پایدار، نیاز به پایههای محکم و استواری داریم که بتوانند آن را حمایت کنند.
هوش مصنوعی: اگر ماه به طرف او نگاهی کج بیندازد، آن کنگر (گوش) او مانند اره بر روی سر ماه خواهد بود.
هوش مصنوعی: در پایان این قصر پر از زیبایی، زندگی و عمر آدمی همیشه در حال تلاش و زحمت برای بقا و ادامه حیات است.
هوش مصنوعی: چقدر خوب است که پایه و اساس خوبی دارد و این باعث میشود که قصر بهشتش همیشه برقرار و پایدار بماند.
هوش مصنوعی: جهان بسیاری از درهای خود را خالی کرد تا این برج را از جواهرات پر کند.
هوش مصنوعی: در سرزمین چین، ظرفهای زیبا و خاصی وجود دارد که هیچگاه فغفور چین آنها را ندیده است.
هوش مصنوعی: آیا از لعل و یاقوت، جواهر درخشان بهوجود نیامده است، مگر اینکه رگهای معدن به هم پیوستهاند؟
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به این که اگر سنگ و آجر به اندازهی یاقوت و لعل با ارزش و زیبا باشند، تنها میتوان چنین بنایی را در بهشت تصور کرد. به عبارت دیگر، زیبایی و ارزش این سازه به قدری بالاست که تنها در مکانهایی چون بهشت میتوان دید.
هوش مصنوعی: آب گوهری از بالای این برج آسمانی مانند فواره به جوش میآید.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیتی اشاره دارد که در باطن یک چیز نهفته است. در اینجا، به نظر میرسد که ظاهری زیبا و درخشان وجود دارد، اما در عین حال، راز و زیباییهای پنهانی در آن نهفته است. به نوعی میتوان گفت که جذابیت واقعی ممکن است در لایههای عمیقتر یک چیز وجود داشته باشد، نه فقط در سطح ظاهری آن.
هوش مصنوعی: درون این جام، با زر و سیم زیبا و ارزندهای تزئین شده است، به گونهای که هر چه از آن بیرون بیاید، نشاندهندهی ارزش و زیباییاش است.
هوش مصنوعی: در آينه، جايگاه خاصي ندارد و فقط نشاندهنده حقيقت است. همانطور که در درون يك دُرج پر از ستاره، همين وجود دارد.
هوش مصنوعی: از جام او که پر از نوشیدنی است، زمینش به زیبایی یاقوت میدرخشد و فرش آن مانند صدفی پر از گوهر است.
هوش مصنوعی: در اینجا، گل به زیبایی و درخشش یاقوت احمر تشبیه شده است و مانند نسرین است که از سنگ مرمر ساخته شده. به عبارت دیگر، زیبایی و رنگ گل یادآور جواهرات و سنگهای قیمتی است.
هوش مصنوعی: در دنیای عشق و محبت، گاهی دلتنگی و عشق به معشوق به حدی میرسد که انسان خود را در دسترس او میبیند. اما به رغم امیدها و آرزوها، ممکن است که عشق به معشوق دست نیافتنی باشد و همیشه به سمت او باز بماند. در واقع، این احساس در تلاش است که به معشوق نزدیک شود، در حالی که شرایط و واقعیتها ممکن است متفاوت باشد و دستیابی به او همواره دشوار و بعید به نظر برسد.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و دلربایی چشمان و موهای محبوبان، دیگر نیازی به زنجیر و زرفین (زیورآلات و تزیینات) نیست.
هوش مصنوعی: بر فراز او کبوتران آسمانی قرار دارند و زیر سقف آسمان، ستونی است مستحکم.
هوش مصنوعی: اگر کسی از ارتفاع بالایی به سمت پایین بیفتد، این نشاندهندهی شجاعت و توانایی او در حرکت و پیشرفت در دنیا و دستاوردهای بزرگ است.
هوش مصنوعی: عروس دنیا با دستهای بلند خود، میخواهد که در آغوش آسمان، قدرت و زیبایی خود را نشان دهد.
هوش مصنوعی: این برج بلند و باعظمت مانند شمعی است که پروانهاش تماماً برای آفتاب مناسب است.
هوش مصنوعی: هر روز صبح، نوری از سمت مشرق تابیده میشود که همچون خورشیدی است که در دمنوشی در آغوش دارد.
هوش مصنوعی: اگر به آسمان اجازه دهند که آرام بگیرد، پایه و بنیاد آسمان همواره ثابت و پایدار خواهد ماند.
هوش مصنوعی: در تلاش برای رسیدن به بهشت اینجا زحمت نکش، زیرا همچون کبوتر، برجی دو دو نخواهی کرد.
هوش مصنوعی: آسمان به دور خودش در حال چرخش است و اگر ستارهها وجود نداشتند، هیچ چیزی نمیتوانست بهطور کامل شکل بگیرد یا دوری داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر پای این برج در زمین است و به آسمان دست نمیرسد، نشاندهندهی استواری و استقامت این بنا است که هیچ تزلزلی نمیتواند آن را در هم شکند.
هوش مصنوعی: در اینجا تصویری از قدرت و شکوه سر کنگر وجود دارد که به نوعی با آفتاب درگیر میشود. این توصیف احساس عتاب و کنایهای به بازخورد قوی و تأثیرگذار او دارد. به عبارتی دیگر، سر کنگر به نوعی ابراز نارضایتی یا چالش را از خود نشان میدهد، در حالی که آفتاب نماد روشنایی و قدرت است. این بیت به ما میگوید که میتواند در مواجهه با قدرتهای بزرگ، خود را برجسته کند و نشان دهد که در برابر چالشها ایستادگی میکند.
هوش مصنوعی: سبزهای که زرد شده است، دیگر نمیتواند به دور بچرخد، زیرا از فوارهاش آب نخورده است.
هوش مصنوعی: اگر کسی به چهره زیبای هندوها نگاه کند، آن چهره به قدری دلفریب است که گویی بهشت را در وجود او مشاهده میکند.
هوش مصنوعی: آدم با تجربهای میگوید با صدای بلند که اینجا چمنزاری زیباست که به اندازه یک دسته گل میدرخشد.
هوش مصنوعی: به این برج زیبا نگاه کن که به شکل یک دسته، هشت باغ بهشتی را در خود جای داده است.
هوش مصنوعی: وقتی که پادشاه موفق به ورود به صورت فلکی حمل شود، آفتاب در آنجا جای میگیرد.
هوش مصنوعی: برای دستیابی به موفقیت و نیل به قلههای بلند، تنها کافی است که آستینها را بالا بزنیم و به تلاش و عمل بپردازیم. این تلاش و همت، نشانهی رشد و پیشرفت ما خواهد بود.
هوش مصنوعی: در این مجلس خاصی که برای شاه جهان برگزار شده، آیا این برج به قدری بلند است که بتواند به آسمان ناز کند و خود را در برابر آن ببازد؟
هوش مصنوعی: کسی که به او وابسته است، به موفقیت میرسد و از این جایگاه بلند، به مانند خورشید، ارزش و مقام پیدا میکند.
هوش مصنوعی: چشم و چراغ جهان به خوبی هستند، مانند دستهای گل که از باغ جهان چیده شدهاند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هیچزمان از نور و روشنایی دین خالی نیست و قدرت و عظمت دین همیشه مانند یک شمع در حال درخشش است. در واقع، دین همواره راهنمایی و روشنی را برای انسانها فراهم میکند.
هوش مصنوعی: چه دست ماهر و اعجازی دارد معمار که با ساختن یک برج، آسمان را در آن قرار داده است.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که استحکام او به قدری زیاد است که نمیتواند از دلهای سنگین کمی هم نرم شود.
هوش مصنوعی: نگاه کن به این بنا، چه خوشاوندانی داشت که نور امید و خوشبختی در آن میتابید.
هوش مصنوعی: قبل از این، فنا هر چه میخواست، انجام داد، اما حالا بقا به واسطه این بنا قامت راست و استواری پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: درون این رنگها از نقاشی، جایی برای درهمآمیختن و ترکیب رنگها تنگ و محدود است.
هوش مصنوعی: تماشای این اثر هنری باعث میشود که انسان محو زیبایی آن شود و نگاهش در آن غرق گردد.
هوش مصنوعی: از ناپختگی او را قضاوت نکن و سریعاً نمیتوانی از تجربه و کمال رنگها غافل شوی.
هوش مصنوعی: نقاشی که این بهشت عجیب و زیبا را خلق کرده، چه کار شگفتانگیزی انجام داده است.
هوش مصنوعی: این شعر به طور کلی به لزوم تلاش و کوشش انسان اشاره دارد. به این معناست که برای رسیدن به هدفها و آرزوها، باید همیشه در حال تلاش و فعالیت باشیم و از هیچ زحمتی دریغ نکنیم. در واقع، اهمیت پشتکار و زحمت در مسیر دستیابی به موفقیت به تصویر کشیده شده است.
هوش مصنوعی: چه بسا هنرمندی که با زیباییهای چهره، معانی عمیق و پنهان را خطاب روشن میکند.
هوش مصنوعی: در این بیت، به شخصیتی به نام خضر اشاره شده که در ادبیات نماد دانایی و رهنمود است. تصویر میشود که او به صورت معجزهآسا میتواند انسانها را از دشواریها و مشکلات نجات دهد و آنها را به سمت پیروزی و موفقیت هدایت کند. در اینجا، اشاره به داشتن راهی درست و مطمئن از وضعیتی نامناسب به وضعیت مطلوب است.
هوش مصنوعی: وقتی که کسی به شدت ترسیده و لرزیده باشد، مانند برگهایی که در پاییز از درخت میافتند، به زمین میافتد.
هوش مصنوعی: وقتی که کسی تصمیم به ایجاد گلی زیبا بگیرد، ابتدا باید شکل و فرم آن را به دقت طراحی کند.
هوش مصنوعی: وقتی آفتاب به خانهای بتابد، دیگر شب در آنجا خواب نمیتواند بیاید.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی کسی مانند تصویرگر بتواند بدوش بیارید، معنای او در ابتدا نمایان خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر صبح نزدیک شود و شب هنوز خواب باشد، در همان لحظه خورشید طلوع میکند.
هوش مصنوعی: نهالی که از دست او رشد کرده است، به واسطهی مهارت و تلاشش، میوهای بار آورده است که به خوبی پرورش یافته است.
هوش مصنوعی: وقتی که قلم گلشننگار به دست گرفته میشود، شاخ نسرین مانند صبح روشنی خود را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: اگر نسیمی در آن باغ بوزد، بلبل به دلیل غیرت خود از آشیانش فرار میکند.
هوش مصنوعی: از شبنم روی گل او و عطر گلاب، غنچه به شوق و سرّی از شوق گل بلبل از خواب بیدار میشود.
هوش مصنوعی: در اینجا به یک گل اشاره میشود که بوی خوش آن در همه جا پخش شده است، حتی اگر هنوز غنچه نشده باشد. عطر این گل با نسیم صبحگاهی به دور و بر میرسد و در کوی و برزنها پراکنده میشود.
هوش مصنوعی: چهرهی گل هنوز به علت اشعار بلبل خراب نشده است که در این لحن زیبا به نغمهسرایی پرداخته است.
هوش مصنوعی: همانطور که گلها به آرامی و با حوصله از رنگی به رنگ دیگر میروند، بر روی کاغذ نیز باید با دقت و سرعت پیش برویم.
هوش مصنوعی: قلم به اندازهی سرزندگی و زیبایی یک درخت سرو کار نکرده است، زیرا فاختهای که بر روی آن نشسته، خانهاش را بر سر این درخت نمیسازد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که او هنوز توانایی خلق زیبایی و هنر را دارد، به گونهای که زیبایی چشم نرگس را تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: شکلی از خار به گونهای رشد میکند که به وسیلهی مهارت و ظرافتش، گلی زیبا از آن بیرون میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.