دارد به من اتحاد، یار از من بیش
او را بینم، آینه گر دارم پیش
برخاست دویی میان یار و دل ریش
خون است دلم چو غنچه در پنجه خویش
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
دارد به من اتحاد، یار از من بیش
او را بینم، آینه گر دارم پیش
برخاست دویی میان یار و دل ریش
خون است دلم چو غنچه در پنجه خویش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از عشق و وابستگی به محبوب سخن میگوید. او احساس میکند که محبوبش در نزد او مانند آینهای است که وجودش را مینمایاند. در این میان، دوگانگی بین یار و دل رنجیدهاش وجود دارد و قلبش مانند غنچهای در دست خود، درد و عذاب را تجربه میکند. در کل، ابیات گویای عواطف شدید و پیچیدهی عاشقانهاش هستند.
هوش مصنوعی: دوست من، همانطور که من به او نزدیکتر میشوم، او نیز بیشتر در وجود من احساس میشود. اگر آینهای داشته باشم، میتوانم او را بهتر ببینم.
هوش مصنوعی: در میان یار و دل جدایی و نبردی به وجود آمده است که دل من همچون غنچهای در دستان خودش گرفتار است و رنج میکشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دارم گنهان ز قطره باران بیش
از شرم گنه فگندهام سر در پیش
آواز آید که سهل باشد درویش
تو درخور خود کنی و ما درخور خویش
صد بار زمن شنیده بودی کم و بیش
کایزد همه را هر چه کنند آرد پیش
در کرده خویش مانده ای ای درویش
چه چون کندی فزون زاندازه خویش
اندر دو جهان هر چه ترا آید پیش
مقبول نباشد آن ترا ای درویش
جان زخم سر زلف تو گرداند ریش
دل زان دو لب لعل تو می باید عیش
تا تیره نکردی ، ای نگار ، از لب خویش
یاقوت که به بود بها دارد بیش
ای برده دل من چو هزاران درویش
بی رحمیت آیین شد و بد عهدی کیش
تا کی گویی ترا نیازارم بیش
من طبع تو نیک دانم و طالع خویش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.