از دولت وصل کس مبادا مهجور
بی نور حضور دوست دل را چه حضور؟
هرگاه فتاد آهن آیینه ز نور
از آینه فرق چیست تا نعل ستور؟
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
از دولت وصل کس مبادا مهجور
بی نور حضور دوست دل را چه حضور؟
هرگاه فتاد آهن آیینه ز نور
از آینه فرق چیست تا نعل ستور؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این چهار بیت اشاره به احساس دوری و جدا ماندن از دوست دارد. نویسنده میگوید که اگر از دولت و حضور دوست دور شویم، دل آدم بینور و پژمرده خواهد شد. وقتی که آهن، نور خود را از دست دهد، دیگر چه تفاوتی با نعل (پابه) یک حیوان دارد؟ به طور کلی، این ابیات بیانگر اهمیت حضور و محبت دوستان در زندگی انسان است و نشان میدهد که دوری از آنها زندگی را بیروح و بیمعنا میکند.
هوش مصنوعی: هیچکس از نیکی ارتباط و وصالی که با دوست دارد، نباید غافل شود. چرا که دل بدون نور و حضور دوست، ارزش و آرامش نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: هر بار که آهن به نور برخورد میکند، به مانند آینه میدرخشد. در این میان، فرقی نمیکند که این روشنایی از آینه ناشی شود یا از نعل اسب.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سیمین بر تو سنگ بپوشد به سمور
زلفت به شبه همی کند نقش بلور
ای با لب طوطیان و با کشی گور
حسن تو همی مرده بر آرد از گور
امروز منم به زور بازو مغرور
یکتایی من بود به عالم مشهور
من همچو زمردم عدو چون افعی
در دیدهٔ من نظر کند گردد کور
نیکو مثلی زده ست شاها دستور
بز را چه به انجمن کشند و چه به سور
گفتی مگذر بکوی ما در مخمور
تا کشته نشی که خصم ماهست غیور
گویم سخنی بتا که باشم معذور
در کوی تو کشته به که از روی تو دور
سلطان ملک است در دل سلطان نور
هر روز کند به روی او سلطان سور
هرگز ندود برود بر سلطان زور
چشم بد خلق آرد از سلطان دور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.