زان روز که زاهد به ریا پی بردهست
چون صبح، دلش گرم و نفس افسردهست
شب زنده بسی داشت، ولیکن به سخن
دل را نکند زنده دمش، گر مردهست
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
زان روز که زاهد به ریا پی بردهست
چون صبح، دلش گرم و نفس افسردهست
شب زنده بسی داشت، ولیکن به سخن
دل را نکند زنده دمش، گر مردهست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این بیت به دگرگونی حال زاهد اشاره دارد. زمانی که زاهد به حقیقت ریا پی میبرد، دلش مثل صبح روشن میشود و نفسش تنگ میگردد. او شبهای زیادی را بیدار مانده اما اگر دلش مرده باشد، حتی با صحبت زنده نمیشود. به عبارت دیگر، حقیقت درونی و نیت شخص مهمتر از ظواهر است.
هوش مصنوعی: از آن روزی که زاهد متوجه ریاکاری خود شده است، دلش پر از گرمی و آرامش شده، ولی نفسش دچار افسردگی و اضطراب است.
هوش مصنوعی: شبهای زیادی را به بیداری گذرانده، اما کلامش دل را زنده نمیکند. اگر هم زنده باشد، پس چرا مانند یک مرده حرکت میکند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل بهر تو صد تیغ ملامت خورده ست
صد زخم ز تیغت به قیامت برده ست
در عهد تو چون کسی سلامت طلبد
روزی که تو زاده ای سلامت مرده ست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.