برآن سرم که چو گُل برکشد زچهره نقاب
قلندرانه کنم خرقه رهن بادۀ ناب
بیار کشتی مِی ساقیا که در یَم عشق
تو ناخدایی و من اوفتاده در گرداب
نه هیچ منزل آسایش است دامن خاک
نه هیچ قابل آرایش است چهرۀ آب
چگونه تشنه نمیرم که هرچه می نگرم
جهان و هرچه در او هست نیست غیر سراب
مرا زبادۀ عشق تو جرعه ای کافیست
چرا که خانۀ موری به شبنمی است خراب
دمی نشد که ز غم خاطرم بیاساید
مگر به بوی مِی لعل فام و بانگ رباب
بر آتش غم جانان دل کبابم سوخت
هنوز میچکد از دیده بر رُخم خوناب
اگر قلم به کف عشق تند خوست مترس
که خط محو کشد خلق را بروز حساب
چنان به گریه درآیم که از تلاطم اشک
به یکدگر شکند کاسۀ سرم چو حباب
غبار خیمه ز کوی تو چون تواند کند
که بسته موی تو بر گردنش هزار طناب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر با استفاده از زبان غنایی و استعارههای زیبا احساسات عمیق خود را درباره عشق و درد ناشی از آن بیان میکند. او میگوید که همچون گلی میخواهد چهرهاش را بپوشاند و به زندگی قلندری و آزاد بپردازد. شاعر از ساقی میخواهد که کشتی می را بیاورد تا در دریای عشق غوطهور شود. او تأکید میکند که هیچ جا آسایش واقعی ندارد و آنچه میبیند، فقط سراب است. با وجود عطش عشق، یک جرعه از آن کافی است تا او را شاد کند. غم و اندوه او به قدری عمیق است که به هیچ وجه آرام نمیگیرد و تنها در کنار بوی می و نغمهی رباب احساس آرامش میکند. در نهایت، شاعری به شدت عاشق و غمگین است که تأثیرات این عشق بر روح و جسمش را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: من قصد دارم مانند گلی زیبا ظاهر شوم و حجاب خود را کنار بزنم. در این راه، پیراهن صوفیانهام را کنار میزنم و به نوشیدن شراب ناب میپردازم.
هوش مصنوعی: ساقی، بگذار تا برایم شراب بیاوری، زیرا در دریا و خروش عشق تو، تو ناخدا هستی و من در گردابِ آن عشق گرفتار شدهام.
هوش مصنوعی: هیچ جا در این دنیا آرامش ندارد و هیچ چیز در ظاهر زیبا نیست.
هوش مصنوعی: چطور ممکن است من تشنه بمیرم در حالی که هرجا نگاه میکنم، دنیا و همه چیزهایی که در آن هست، جز توهمی بیش نیست؟
هوش مصنوعی: من به اندازه ای از عشق تو نیاز دارم که برایم کافی باشد، چون خانه یک مورچه با کمی شبنم و رطوبت ویران میشود.
هوش مصنوعی: هیچ لحظهای نبوده که از غم و اندوه خاطر من آسوده شود، مگر آنکه بوی عطر شراب قرمز و صدای ساز رباب به گوشم برسد.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر غم معشوق به شدت میسوزد و همچنان اشکهایم مانند خون از چشمانم بر صورت او میچکد.
هوش مصنوعی: اگر عشق با شدت و حرارت در دل داشته باشی، نترس که در این مسیر ممکن است دست به کارهایی بزنی که موجب بینظمی یا عدم توجه دیگران شود. در نهایت، نتایج و پیامدهای این کارها ممکن است بر رفتار و کردار مردم تأثیر بگذارد.
هوش مصنوعی: به قدری غمگین و متاثر هستم که اشکهایم با شدت میریزند و مانند حبابی که میترکد، احساساتم را به هم میریزند و ذهنم را آشفته میکنند.
هوش مصنوعی: غبار خیمه در مسیر تو چگونه میتواند وجود داشته باشد، در حالی که موهای تو به قدری محکم و به هم پیچیده است که گویا هزار رشته طناب آن را بستهاند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو سیر گشت سر نرگس غنوده ز خواب
گل کبود فرو خفت زیر پرده آب
چو سرخ گل بسر اندر کشید سبز ردا
نمود باغ بدان شمعهای خویش اعجاب
ز لاله باغ پر از شمع بر فروخته بود
[...]
بفرخی و سعادت بخواه جام شراب
که باز باغ برید از پرند سبز ثیاب
ز رنگ میغ و ز برگ شکوفه پنداری
زمین حواصل پوشید و آسمان سنجاب
بشاخ سوسن نازک قریب شد قمری
[...]
شده است بلبل داود و شاخ گل محراب
فکنده فاخته بر رود و ساخته مضراب؟
یکی سرود سراینده از ستاک سمن
یکی زبور روایت کننده از محراب
نگر که پردر گردید آبگیر بدانکه
[...]
گهی چو مرد پریسای گونه گونه صور
همی نماید زیر نگینه لبلاب
مرا ازین تن رنجور و دیده بی خواب
جهان چو پر غرابست و دل چو پر ذباب
ز بهر تیرگی شب مرا رفیق چراغ
ز بهر روشنی دل مرا ندیم کتاب
رخم چو روی سطرلاب زرد و پوست بر او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.