گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سنایی

از غایت بی‌تکلفی ما در هر کار

دیوانه و مستمان همی خواند یار

گفتیم تو خوش باش که ما ای دلدار

دیوانهٔ عاقلیم و مست هشیار

ابن یمین

چون چشم گشاد نرگس از خواب خمار

مستانه همیگفت که رو باده بیار

تا سینی سیمین مسدس بینی

بروی قدحی مدور از زر عیار

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ابن یمین
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه