درون آشیان از بیضه تا من سر برآوردم
ز تیر غمزه و بیداد خوبان پر برآوردم
لبش را با تبسم آشنا کردم به مهر آخر
به قلاب محبت ماهی از کوثر برآوردم
ز خال عنبرش بویی گمان میداشتم در دل
زدم آتش به خود تا دود از مجمر برآوردم
دل سوزان ز چشمم لختلخت افتاد بر دامان
به جای اشگ از این دریای خون آذر برآوردم
شکستم بستم از بیم نگاهش آرزو در دل
کشم چون آه گویی از جگر خنجر برآوردم
نهال باغ حرمانم گلم داغ است و بارم غم
ندیدم فصل شادی از زمین تا سر برآوردم
مرا شد دیدگان لبریز ز اشک گاهگاه دل
دو دریا آب از این یک قطرهٔ گوهر برآوردم
ندارم شکوه قصاب از کسی در سوختن هرگز
چنارآسا ز جسم خویشتن آذر برآوردم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف احساسات و تجارب درونسوز خود میپردازد. او از تولد خود در دنیای غم و رنج سخن میگوید و با اشاره به زیباییهای عشق و محبت، در عین حال به درد و سوختگی ناشی از عشق نیز اشاره میکند. احساسات عمیق او از شیفتگی و حرمان تا سوختن دل و اشکهایش را به تصویر میکشد. در نهایت، او از احساس جدایی و دردهای ناشی از عشق و فقدان صحبت میکند و بیان میکند که هیچ شکایتی از وضعیت خود ندارد، بلکه به نوعی با این دردها زندگی کرده و با آنها همزیستی میکند.
هوش مصنوعی: در دل آشیانه، از دلگریه تا حالتی که میخواهم خود را نشان دهم، از تیر نگاه تند و بیرحمی زیبایان، با بالهایی زخمخورده برخواستم.
هوش مصنوعی: به لبخندش آشنا شدم و با عشق او را جلب کردم، مثل اینکه از چشمهای زلال و پاک، ماهی زیبایی را بالا آوردهام.
هوش مصنوعی: از زیبایی و عطر خال سیاهش فکر میکردم که آتش دل را شعلهور کردم تا بخاری از زغالی که در آتش بود بلند شود.
هوش مصنوعی: چشمم پر از اشک و دل من در آتش است؛ اشکهایم به جای آنکه از چشمانم بریزند، به شکل قطرههای خون بر دامنم افتادند.
هوش مصنوعی: دلم به خاطر ترس از نگاه او شکسته و آرزوهای درونم را مانند آهی عمیق بیرون میکشم، گویی که درد و رنجی از عمق جانم را با خنجری بیرون میآورم.
هوش مصنوعی: من در باغی که پر از افسوس است، مانند یک نهال هستم. گل من ناراحت و غمگین است و باری که به دوش دارم تنها غم و اندوه است. تا به حال فصلی از شادی را تجربه نکردهام و از زمین تا آسمان فقط غم را حس کردهام.
هوش مصنوعی: من هر از گاهی با چشمانی پر از اشک به دنیا نگاه میکنم و در دل غمگینم، اما از این درد و غم، یک قطره گرانبها به زندگیام میبخشم.
هوش مصنوعی: من از هیچکس درباره سختیهایی که تحمل کردهام، شکایت نمیکنم. مانند درخت چنار که در آتش نمیسوزد، من هم از وجود خودم شعلهای بر میافروزم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.