تعجب ها جلایر کرد زان ریش
شده جویای حال آن بد اندیش
بگفتش: ریش تو چون شد که این است
حقیقت بوده پر یا کم چنین است؟
بگفتا: چون که هم نامم به...
بسی او را بخواهم از دل و جان
وز آن روزی که او با صد مشقت
روان بر نار شد ریشش به لعنت
سرش گویند بیرون شد از آنجا
سگی ناگه رسیدش از گذرگاه
بخورده بعضی گوشت و پوست رویش
که داخل بود در آن پوست مویش
هنوز این معجز از آن مانده باقی
که در هر کلب ظاهر هست ساقی
خورد هر چیز دفعش هست پر مو
ز ریش او بود یک حلقه با او
هر آن مولود گشتش نام...
محبت آورد گه از دل و جان
که ریش او شود مانند این ریش
چو ما را هست این آئین و این کیش
عفونت هم، چو از او یادگارست
به ما زان همدم اندر هر دو دارست
غرض هست این حکایت حال...
روایت شد از آن بدبخت دوران
شهنشه چون به ظاهر دید سودست
قبول از مدعی عرضش نمودiست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، شخصی به نام جلایر به ریش خود اشاره میکند و سوالی در مورد وضعیت ریشش از کسی میپرسد. او به داستانی اشاره میکند که به ریش او مربوط است و بیان میکند که چطور این ریش به وجود آمده است. در ادامه، داستان درباره یک سگ است که به نظر میرسد بخشی از گوشت و پوست را خورده و در واقع، این حیوان نشانهای از معجزه و نشانی از حال و روز کسی است که ریش دارد. در نهایت، نویسنده به این نتیجه میرسد که ریش نشانهای از محبت است و تاثیری بر زندگی انسانها دارد. این حکایت، سرنوشت بدبختی را نشان میدهد و بیانگر دگرگونیها و شکلگیری هویتها در جامعه است.
هوش مصنوعی: تعجبها باعث شد تا جلایر به وجود آن فرد بداندیش که ریشش شده بود، فکر کند و کنجکاو حال او شود.
هوش مصنوعی: او از او پرسید که چرا ریش تو اینگونه شده است؛ آیا این حقیقتاً به خاطر شرایط خاصی است یا طبیعتاً همینطور بوده است؟
هوش مصنوعی: گفت: از آنجا که اسم من با او یکی است، به شدت او را از دل و جان میخواهم.
هوش مصنوعی: از آن روز که او با زحمت بسیار و در میان آتش قرار گرفت، ریشش مورد نفرین قرار گرفت.
هوش مصنوعی: یک سگ ناگهان از راه رسید و سرش از آنجا بیرون آمد.
هوش مصنوعی: برخی از افراد از گوشت و پوست او خوردهاند، زیرا موی او در زیر پوستش وجود داشته است.
هوش مصنوعی: هنوز نشانههایی از این معجزه باقی مانده که در هر گوشهای از دنیا، شرابنوشان و مشتاقان، آن را میبینند و تجربه میکنند.
هوش مصنوعی: هر چیزی که خورده میشود، برای آن دفعی وجود دارد. موهای او مانند یک حلقه به دور ریشش بود.
هوش مصنوعی: هر چیزی که به دنیا میآید، نامی دارد و در دل و جان انسان محبت و عشقی را به همراه میآورد.
هوش مصنوعی: او میگوید که ریش او به مانند ریش ما شود، زیرا ما این آداب و این اصول را داریم.
هوش مصنوعی: هر نوع آلودگی یا بیماری که از او به یادگار مانده، به ما نیز منتقل شده و در هر دو، یعنی فرد و جامعه، وجود دارد.
هوش مصنوعی: این داستان هدفی دارد و حال و روز آن فرد بدشانس را بازگو میکند.
هوش مصنوعی: وقتی پادشاه به ظاهر چیزی را میبیند که به نفعش است، از مدعی درخواست میکند تا به او تقدیم کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.