ای داور دین پرور عادل که ز عدلت
کبک دری انصاف ز شهباز ستاند
آنی تو که در مصر جهان هر که عزیزست
از طاعت درگاه تو اعزاز ستاند
حکم تو چنان است که گر نافذ گردد
از چشم بتان غمزه غماز ستاند
ملکی که ملوکش به سپاهی نستانند
ترکی ز سپاه تو به یک ناز ستاند
هر جمره که از توب جهان کوب تو خیزد
از برق شتاب، از رعد آواز ستاند
گر ککچه و صدرک طلبد روسی بدرک
شمشیر تو تالینه و قفقاز ستاند
بل تا حد پاریس و پطر بورغ به یک عزم
سرهنگ تو با نیزه سرباز ستاند
با عدل تو ظالم نتواند که ز مظلوم
در ملک تو یک حبه و یک غازستاند
جز حاکم بیدادگر بوم و برما
کو لقمه به حرص از دهن آز ستاند
دست طمعش گر برسد بر جبل قاف
از بال و پر عنقا پرواز ستاند
گر ناظر گردون شود از فرقد و جوزا
خواهد که قرین دزدد و انباز ستاند
ور ناظم الحان شود، اسجاع و اغانی
از پرده منصوری و شهباز ستاند
خردیش ندیدیم و لیکن به بزرگی
از عهد وفا از وعد انجاز ستاند
صد اشعب طماع بباید که درین فن
سرمشق از آن اخنث هماز ستاند
شلتوک دهد طرح و برنجی که کند آش
با چوب و فلک مفت ز رزازستاند
زان اشک یتیمان همه اندوخت که یک جا
آبش کند و مایه زخراز ستاند
مالی که به انجام ز ملکی نتوان یافت
خواهد که ز یک قریه در آغاز ستاند
برد آن چه مرا بود به جز دل که نیارست
از طره آن لعبت طناز ستاند
آن زهره کجا بود مر او را که تواند
مرغ از کف طفلی قدر انداز ستاند
ترکی که به یک لحظه دل و جان جهانی
ز افسون دو جادوی فسون ساز ستاند
جان بر غم او دل نهد و درد بچیند
دل در بر او جان دهدو ناز ستاند
عدل تو مگر باز دل غم زده ما
از غمزه آن جادوی غماز ستاند
زان سان که طلب کهنه تجار خزر را
فراش تو از فرقه بزاز ستاند
ای آن که ز عدلت سگ تازی نتواند
آهو بره زاهو به تک و تاز ستاند
چون است که در عهد تو اموال من از من
یک اعور عیار دغل باز ستاند؟
گر فاش نخواهی که شود راز وی، اول
فرما به غلامی که ازو باز ستاند
ور توسنی آغاز کند خیز و بفرما
تارایض قهر تو به مهماز ستاند
ور خود نستانی تو مگر باز پیمبر
باز آید و با قوت اعجاز ستاند
زیرا که شهنشه چو به سالار بفرمود
کاموال صدور از کف اعجاز ستاند
وان گاه که تصریح و کنایت نتوانست
یک غاز به ایضاح و به الغاز ستاند
دیدم که نه فرمان و نه ملفونه تواند
این مال به اطناب و به ایجاز ستاند
گفتم که چو شه عزم فراهان کند این بار
انصاف من از حاکم کزاز ستاند
ناگه خبر آمد که از ونستد و از من
خواهد که ز نو پیش کشی بازستاند
فراش غضب بر سر ارباب و رعایا
استاده و با انبر و با گاز ستاند
زان سان که مگر خیل خوارج به تغلب
باج از حشم بصره و اهواز ستاند
یا حاکم آخسته و چلدر به چپاول
صد ساله خراج از حشر لاز ستاند
یا شحنه کوکلان و یموت از پی دزدان
افتاده و مال از دوج و داز ستاند
ما بنده شاهیم و شه از بنده سر و جان
باید که به مقدار و به هنداز ستاند
گر شه طلبد مال تو هر جا که یقین است
باید که زبغداد و ز شیراز ستاند
ور مال مرا خواهد انصاف چنین است
کز لشکر غارت گر جان باز ستاند
بر مزرع غارت زده گر دخل نویسد
باید که به مساح و به حراز ستاند
چون بنده پس از خدمت یک قرن بباید
کاین کیفر مخصوصی ممتاز ستاند
گو خدمت سی ساله به ما باز دهد شاه
گر نعمت سی ساله به ما باز ستاند
مزدی که گدایان نستانند ز مزدور
ظلم است اگر شاه سرافراز ستاند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به ستایش و توصیف عدالت یک داور دینی عادل پرداخته و تأکید میکند که این داور از قدرت و احترام خاصی برخوردار است. شاعر به خوبی نشان میدهد که چگونه عدالت این داور میتواند ظلم و فساد را از بین ببرد و نیکوکاری را گسترش دهد. او همچنین به اهمیت عدالت در جامعه اشاره کرده و بر این نکته تأکید میکند که در سایه این عدالت، هیچ ظالمی نمیتواند به مظلومان ظلم کند و این که باید اموال و حقوق مردم به درستی محفوظ بماند. در نهایت، شاعر میگوید که طبق عدالت، اگر افراد از خوراک و مواهب دیگر بهرهمند شوند، باید به درستی و انصاف عمل شود.
هوش مصنوعی: ای داور عادل که به خاطر عدلت به پرندهای چون کبک کمک میکنی و انصاف را از شهباز میگیری.
هوش مصنوعی: هرکس در دنیا که محترم و ارزشمند است، به دلیل اطاعت از درگاه تو عزت و احترام مییابد.
هوش مصنوعی: حکمت تو به قدری قوی و نافذ است که اگر به چشم بتها بیفتد، میتواند آنها را به غم و اندوه بیندازد.
هوش مصنوعی: کشوری که شاهانش از نیروهای نظامی خود استفاده نمیکنند، سپاهی از خودتو را تنها با یک ناز و زیبایی میتواند به دست آورد.
هوش مصنوعی: هر سنگی که از تو به هوا پرتاب میشود، به قدری سریع و درخشان است که صدای رعد را از خود برمیورد.
هوش مصنوعی: اگر کسی در جنگ طلب خیر و آبادانی باشد، سلاح تو باعث فتح و پیروزی قلمروهای بزرگ مانند تالین و قفقاز خواهد شد.
هوش مصنوعی: حتی با وجود فاصلههای دور مانند پاریس و پترزبورگ، با اراده قوی تو میتوان به جنگ رفت و بر دشمنان پیروز شد.
هوش مصنوعی: با وجود عدل تو، هیچ ظالمی نمیتواند در سرزمین تو حتی یک دانه کوچک از مظلومان را بگیرد.
هوش مصنوعی: جز حاکمی که ظلم و ستم میکند، در این سرزمین کسی نیست که لقمهای را که با طمع و حرص به دست آمده، از دهان آز و طمع برگیرد.
هوش مصنوعی: اگر دست طمع او به کوه قاف برسد، پرواز پرندهی داستانی عنقا را از او خواهد گرفت.
هوش مصنوعی: اگر ناظر آسمان به ستارههای فرقد و جوزا توجه کند، به دنبال این خواهد بود که دوستی را از او برباید و همپا بگیرد.
هوش مصنوعی: اگر کسی بتواند به خوبی آهنگها را سروده و به نظم درآورد، میتواند از آثار هنری پرده منصوری و شهباز بهرهبرداری کند.
هوش مصنوعی: ما هیچ عقل و خردی از او ندیدیم، اما به خاطر بزرگواریاش، از او وفای به عهد و انجام وعدهاش را خواستهایم.
هوش مصنوعی: برای تسلط بر این فن باید به اندازهی زیادی از افراد حریص و طمعکار دوری کرد و در عوض به سرمشقهای سالم و درست از کسانی که خوشنام و معتبر هستند، توجه کرد.
هوش مصنوعی: در این بیت به موضوع کشاورزی و تولید برنج اشاره شده است. برنج که محصولی ارزشمند است، پس از برداشت شلتوک به مرحله آمادهسازی برای مصرف میرسد. اشاره به آش هم نشاندهنده این است که از برنج به عنوان مادهای غذایی بسیار مهم استفاده میشود. به طور کلی، این بیت بر اهمیت برنج در سفره مردم و زحمتهای کشاورزی تأکید دارد.
هوش مصنوعی: آب اشک یتیمان را جمع کردهاند تا بتوانند یکجا آن را بریزند و از آن برای درمان دردهایشان استفاده کنند.
هوش مصنوعی: مالی که نمیتوان از ملک و املاک به دست آورد، بهراحتی از یک قریه در ابتدا بهدست خواهد آمد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که من داشتم گرفت، جز دل که نتوانست از آن طرهی آن عشوهگر زیبا بگیرد.
هوش مصنوعی: زیبایی کجاست؟ کسی که بتواند در حالی که یک کودک پرندهای را در دستانش دارد، ارزش آن را بشناسد و از او بگیرد.
هوش مصنوعی: ترکی که با یک چشم بر هم زدن، دل و جان مردم جهان را به حیرت و شگفتی میآورد، به واسطه دو جادوی خود.
هوش مصنوعی: روحش به عشق او زندگی میکند و دردلش غم او را میکشد، دلش را به او میدهد و جانش را فدای او میکند، در عوض از او ناز و محبت میگیرد.
هوش مصنوعی: آیا انصاف تو میتواند دل غمزده ما را از آن جادوگری که غم را به نمایش میگذارد، آزاد کند؟
هوش مصنوعی: با توجه به درخواست شما، مضمون این بیت به این شکل است: به طوری که درخواست قدیمی بازرگانان خزر، پیشخدمت تو از گروه بافندگان پارچه را میبرد.
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر عدل و انصاف تو، حتی سگی هم نمیتواند آهو را شکار کند و حیوانات درنده نمیتوانند به راحتی به جان ضعیفان بیفتند.
هوش مصنوعی: چرا باید در زمان تو مال من را یک فرد کلاهبردار نابینا از من بگیرد؟
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی رازی فاش شود، ابتدا به کسی که راز را میداند بگو که آن را به کسی دیگر نگوید.
هوش مصنوعی: اگر اسبی به حرکت درآید و فرمان دهد، تیر قهر تو با لگام قهر تو را میزند.
هوش مصنوعی: اگر تو خود به خود از دیگران چیزی نگیری، مگر اینکه پیامبر دیگری بیاید و با قدرت معجزه، از تو بگیرد.
هوش مصنوعی: زیرا زمانی که پادشاه به سالار دستور داد که اموال و کالاها از دست معجزهها گرفته شود، نتیجهای خاص به بار آورد.
هوش مصنوعی: وقتی که بیان مستقیم و کنایههای پیچیده نمیتواند یک موضوع را به خوبی روشن کند، باید از بیانی ساده و شفاف استفاده کرد تا مفهوم به خوبی منتقل شود.
هوش مصنوعی: دیدم که نه تب و تاب و نه هنر میتواند این ثروت را به صورت گسترده و یا سریع به دست آورد.
هوش مصنوعی: گفتم وقتی که شاه تصمیم به رفتن به فراهان بگیرد، انصاف من را از حاکم کزاز خواهد گرفت.
هوش مصنوعی: ناگهان خبری رسید که از ونستد میخواهد که دوباره چیزی را که پیشکش کرده، پس بگیرد.
هوش مصنوعی: غضب و خشم همچون خدمتی در مقابل ارباب و رعیت قرار دارد و با ابزارهایی چون انبر و گاز، آن را به هر کس که بخواهد، منتقل میکند.
هوش مصنوعی: به گونهای که شاید گروهی از خوارج با تسلط بر مردم بصره و اهواز مالیات بگیرند.
هوش مصنوعی: ای حاکم، آهسته با دقت به چپاول و گرفتن مالیات که سالهاست ادامه دارد، بپرداز تا حساب آن روز قیامت را پس بدهی.
هوش مصنوعی: شخصی به نام شحنه در حال پیگیری دزدان است و از پس آنها درآمده و اموال را از چنگشان میگیرد.
هوش مصنوعی: ما خدمتگزار پادشاه هستیم و پادشاه نیز باید جان و زندگیاش را به اندازه و تناسبِ خدمت بندهاش ارج نهد.
هوش مصنوعی: اگر پادشاه درخواست کند که مال تو را بگیرد، باید به هر کجا که مطمئن هستی، از بغداد و شیراز بگیرد.
هوش مصنوعی: اگر کسی خواستهام را با نیکی دریافت کند، باید بداند که اگر از من چیزی بگیرد، به مانند دزدی است که جان انسان را میگیرد.
هوش مصنوعی: اگر کسی بر زمین ویران و غارت شدهای حساب و کتاب کند، باید آن را با دقت و مهارت اندازهگیری و بررسی کند تا به درستی گزارشی درباره وضعیت آن تهیه شود.
هوش مصنوعی: بعد از گذشت یک قرن خدمت، این بنده باید پاداش خاصی را که شایستهاش است، دریافت کند.
هوش مصنوعی: اگر شاه پس از سی سال خدمت دوباره ما را مورد لطف و بخشش خود قرار دهد، ما هم انتظار داریم که نعمتهایی که در این سی سال به ما داده شده، دوباره به ما بازگردانده شود.
هوش مصنوعی: اگر کارگران زحمتکش به تعبیر دیگر، گدایان، حقوق عادلانهای دریافت نکنند و همچنین اگر یک شاه با اقتدار از این وضعیت بهرهبرداری کند، این عمل به معنای ظلم و ستم است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.