باز باغ از فر فرودین جوان شد
گلستان چون روی یار دل ستان شد
طرف گل زار آن چنان شد کز نکوئی
خود تو گوئی رشگ گل زار جنان شد
باغ را ابر بهاری آب یاری،
کرد و باد صبح گاهی باغبان شد
الفت سرو و تذرو و بلبل و گل
چون وصال دوستان در بوستان شد
گاه چون معشوق و عاشق با شقایق
سبزه جفت و گه سمن با ارغوان شد
لاله های روشن اندر صحن گلشن
طیره بخش روشنان آسمان شد
قطره های ژاله بر رخسار لاله
چون عرق بر روی یار مهربان شد
آفتاب از ابر چون رخسار خوبان
گه نهان شد در نقاب و گه عیان شد
ابر نیسان بربساط باغ و بستان
چون کف شاه جهان گوهرفشان شد
صبح دم باد صبا باغ صبا را
تا مگر شاید یکی از خادمان شد
از پی خاشاک روبی چست و چابک
آستین بر کرد و دامن بر میان شد
پس به پاس خدمت و پاداش نعمت
هم چو فراشان شه با فر، وشان شد
شاه عباس آن که از امداد دادش
نام این عهد و زمان مهد امان شد
آسمانی کاسمان و اخترانش
کهنه شادروان، کاخی باستان شد
آفتابی کافتاب آسمانش
چاکری از چاکران آستان شد
هندوی گردون که کیوان نام دارد
بردر ایوان جاهش پاسبان شد
مشتری تا مشتری شد نعت شه را
واعظی نغز و خطیبی نکته دان شد
ترک انجم آن قدر در فوج پنجم
جان فشانی کرد تا صاحب نشان شد
تیر چون این پیر مسکین روز تا شب
دفتر اندر پیش و کلک اندر بنان شد
زهره کامد شهره در شادی بزمش
چون یکی از خادمان شد، شادمان شد
بهر ابلاغ بشارات فتوحش
مه چو پیکی تیزرو هر سو روان شد
خاصه هنگامی که این هنگامه بر پا
در ثغور ملک و دین از کافران شد
روم شوم و روس منحوس از دو جانب
عزمشان تسخیر آذربایجان شد
هم خدا داند که این کشور خدا را
چند رزم سخت و ناورد، گران شد
صد سفر چون هفت خوان کرد این تهمتن
گر تهمتن یک سفر در هفت خوان شد
رایتش را کایت فتح است جولان
گاه در شروان و گه در بیلقان شد
گه براند از ککجه و در ملک گنجه
پنجه اندر پنجه با شیر ژیان شد
گه به روم اندر به عزم رزم قیصر
چون فریدون با درفش کاویان شد
نه چنان کاسکندر اندر رزم دارا
با دو مرد بدکنش هم داستان شد
بل چنین کاین پادشه را استعانت
از یکی ذات عزیز مستعان شد
آن سکندر یک برادر داشت کورا
دیدی آخر کز حسد در قصد جان شد؟
وین سکندر را برادر در برابر
صد چو دارا بین که دارای جهان شد
بر خلاف شاعرانش بنده گویم
نه سیاووش وش، نه روئین تن، توان شد
کان دو با کاووس و با گستاسب کردند
آن چه کردند و به گیتی داستان شد
وین خداوندی که از آغاز گیتی
هر چه را گفت آن چنان شو، آن چنان شد
در بر شاه جهان فتح علی شه
نیست را ماند که با هستش قران شد
زان سبب زین سان که بینی در دو عالم
کامیاب و کامکار و کامران شد
اجتهاد اندر جهان آن است کورا
در جدال رومیان و روسیان شد
کی سکندر چون سمندر هردم اندر،
شعله تنین تنی تندر فغان شد؟
یا سیاووش را به سر باران آتش
بارها باران چو آب از ناودان شد
یا چو خنگ ختلی شه رخش رستم
رو به تیغ و تیر بی برگستوان شد
کوس کاووسی بلند آوا شد اما
دیدی آخر آنچه اندر خاوران شد؟
وان چه از چنگ پلنگان در سمنگان
وز فسون دیو در مازندران شد
شاه کیخسرو که شد شاهی ازو نو
عاقبت درماند و در غاری نهان شد
جیش شه را زان خطر ناید که شه را
استعانت از خدای مستعان شد
ظلم و جور از طرز و طور و عدل ودادش
ناپدید از وهم و بیرون از گمان شد
دست بیداد از گریبان غریبان
ز احتساب بی کرانش بر کران شد
زین همه بگذر که در هنگام هیجا
حصن حفظش حفظ حصن ایروان شد
تا زیک یورش هزار آشوب و شورش
در بلاد با یزید و موش ووان شد
زان شکست و فتح پی در پی که مارا
در حدود لنکران وار کوان شد
این زمان کایام صلح است و فراغت
کافرم گر فرصت او را یک زمان شد
در چنین فصلی که فرش کوه و هامون
جمله پنداری پرند و پرنیان شد
شاه ما را آن فراغت کو که بیند
گیتی از تاثیر فصل آخر چه سان شد؟
آن قدر فرصت کجا دارد که داند
بوستان را کی بهار و کی خزان شد؟
کی نشاط آرد کسی را کو دمادم
گفت گو از بر کشاد و غر چوان شد
دل توان دادن به ناز نازنینان
بی نیاز ازگینیاز ار می توان شد
ورنه تا آید خبر کاینک فلان کس
در فلان سر حد چنین گفت و چنان شد
یا وجوه صرف سربازان غازی
باقی اندر پیش بهمان و فلان شد
یا نبارید ابر در بازار گیتی
نرخ جان ارزان و نرخ نان گران شد
یا دو نام آور پیام آور به یک جا
خاک بوس درگه شاه جهان شد
این یکی خدمت رسان از شاه مسقو
وان دگر از صاحب هندوستان شد
با چنین فکر و خیال الحق فراغت
خود خیالی بس محال است، امتحان شد
یاد بزم دوست دو کی آرد کسی کو،
نام رزم دشمنش ورد زبان شد
از محمد شه بپرس آن ها که با من
در عراق پرنفاق از این و آن شد
هر که با دیوانه شد هم خانه آخر
بایدش مانند من بیخانمان شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وصف زیباییهای بهار و نشاط آن میپردازد. باغ در آغاز بهار جوان و سرزنده میشود و گلها و گیاهان به زندگی و زیبایی خود ادامه میدهند. شاعر به توصیف فعلوانفعالات طبیعی مثل بارش باران و وزش باد اشاره میکند که باغ و گلها را nurtur میکنند. او به ارتباط عاشقانه میان طبیعت و زیباییهای آن میپردازد و میگوید که درختان، پرندگان و گلها در هماهنگی و الفتی زیبا با یکدیگر زندگی میکنند.
سپس شاعر به توصیف جنگها و فتحهای تاریخی میپردازد و به ممدوحی چون شاه عباس اشاره میکند که در آن دوران بر ممالک فرمانروایی میکند. او پیروزیها و فتوحات را به زیبایی و شجاعت وصف میکند و از موفقیتهایی سخن میگوید که در برابر دشمنان به دست آمده و به ارزشی تاریخی میزند.
در انتها، شاعر بر این نکته تأکید میکند که در دوران صلح و آرامش، انسان باید از زیباییهای زندگی و لحظات خوش بهرهمند شود و این که انسان باید برای آوردن آرامش و فراغت تلاش کند، نه اینکه همیشه درگیر مسائل جنگی و کشمکشها باشد.
هوش مصنوعی: باغ دوباره شاداب و زیبا شد و مانند گلستانی شده است که با دیدن چهره محبوب، دلانگیزتر شده است.
هوش مصنوعی: طرف گلزار آنقدر زیبا و دلنشین شد که وقتی تو را دیدم، انگار خود گلزار به حسادت افتاد.
هوش مصنوعی: باران بهاری به باغ آب میدهد و باد صبحگاهی به مانند باغبان به گیاهان رسیدگی میکند.
هوش مصنوعی: دوستی و محبت میان سرو و بلبل و گل در باغ به یاد وصال دوستان به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: گاهی وقتها معشوق و عاشق همچون شقایق و سبزه در کنار هم قرار میگیرند و گاهی نیز مثل سمن و ارغوان کنار یکدیگر میآیند.
هوش مصنوعی: در باغ گل، لالههای زیبا و درخشان حضور دارند و به واسطه نور خود، آسمان را نیز روشنتر میکنند.
هوش مصنوعی: قطرههای شبنم بر روی گل لاله به مانند عرقی که بر روی صورت دوست عزیز مینشیند، زیبایی و طراوت خاصی را به وجود میآورند.
هوش مصنوعی: خورشید گاهی مانند چهره زیباها از پشت ابرها پنهان میشود و گاهی نیز به وضوح نمایان میگردد.
هوش مصنوعی: ابرهای بهاری بر روی باغ و بوستان مانند جواهراتی در دستان شاه میدرخشند و جلوهگری میکنند.
هوش مصنوعی: در صبح زود، باد ملایم از باغ صبا میوزد تا شاید یکی از خدمتگزاران از آن استفاده کند.
هوش مصنوعی: در پی جستجوی خاک و ذرات ریز، فردی چالاک و پرانرژی آستینش را بالا زده و دامنش را به کمر بسته است.
هوش مصنوعی: بنابراین، به خاطر خدمات و پاداش نعمت، مانند خدمتگزاران شاه با زیبایی و شگفتی، مورد احترام قرار گرفت.
هوش مصنوعی: در زمان شاه عباس، که از حمایت و یاری خداوند برخوردار بود، این دوران به عنوان دورهای امن و آرام شناخته میشود.
هوش مصنوعی: آسمان و ستارههایش کهنه و فرسوده شدهاند و به حالت یک قصر قدیمی درآمدهاند.
هوش مصنوعی: خورشیدی که در آسمان میدرخشد، خدمتگزاری از خدمتگزاران درگاهش شد.
هوش مصنوعی: ستارهای در آسمان که به کیوان معروف است، به عنوان نگهبان بر سر ایوان جایگاهش مستقر شده است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی خود را به مشتری خوبی تبدیل نکرده، مدح و ستایش آن پادشاه را فقط یک واعظ با مهارت و یک سخنران با هوش میتواند بیان کند.
هوش مصنوعی: ترک انجم به اندازهای در جمعیت پنجم خود فداکاری و جانفشانی کرد که به مقام و نشانهای معتبر رسید.
هوش مصنوعی: تیر مانند این پیر ناتوان، از صبح تا شب در دستش دفتر و قلم در حال نوشتن است.
هوش مصنوعی: زهره، که در زیبایی مشهور است، به مجالس شاد آمده و وقتی یکی از خدمتکارانش خوشحال شد، او نیز شاد و خوشحال گردید.
هوش مصنوعی: برای انتشار خبرهای پیروزیهایش، ماه مانند پیامبری تند و سریع در همه جا در حال حرکت است.
هوش مصنوعی: به ویژه زمانی که در مرزهای کشور و دین، آشفتگی از سوی کافران به وجود آید.
هوش مصنوعی: به سرزمینی میروم که دو طرف عمدهاش قصد تصرف آذربایجان را دارند.
هوش مصنوعی: خدا میداند که این سرزمین چهقدر به خاطر جنگهای سنگین و دشوار با مشکلات روبرو شده است.
هوش مصنوعی: این شعر به مفهوم تلاش و مشقتهای زیاد اشاره دارد. در واقع، میگوید که اگر فردی مانند "تهمتن" (که نماد قدرت و سختکوشی است) بارها سفر کند و در هر بار با چالشهای متعدد روبهرو شود، این نشاندهنده عزم و اراده اوست. در عوض، اگر کسی تنها یک سفر را پشت سر بگذارد و در عین حال با مشکلهای بزرگ روبهرو شود، این سفر به مراتب بیشتر ارزشمند و معنیدار است. این صحبت دربارهی میزان تلاش و سختیهایی است که هر فرد در زندگی خود تجربه میکند و نشان میدهد که کیفیت تجربهها به مراتب مهمتر از کمیت آنهاست.
هوش مصنوعی: سوارش پرچم پیروزی را به همراه دارد و میدان نبردش گاهی در شروان و گاهی در بیلقان است.
هوش مصنوعی: گاه از چنگال ککچه برمیخیزد و در سرزمین گنج، پنجهاش را در پنجه شیر ژیان فرو میبرد.
هوش مصنوعی: گاهی به روم میروم تا با قیصر در جنگ بجنگم، همانطور که فریدون با درفش کاویانی به میدان میآمد.
هوش مصنوعی: نه مانند اسکندر که در میدان جنگ با دو مرد بد رفتار همپیمان شد.
هوش مصنوعی: چنین است که این پادشاه برای یاری گرفتن به ذات بزرگ و عزیز مراجعه کرد.
هوش مصنوعی: سکندر برادری داشت که نابینا بود. آیا تا به حال دیدهای که او به خاطر حسادت، به جان برادرش آسیب بزند؟
هوش مصنوعی: در این بیت، به این نکته اشاره شده است که برادر اسکندر (یعنی دارا) در مقابل اسکندر، که خود را صاحب قدرت و ثروت میداند، به اندازهٔ صد دارا اهمیت دارد. این به نوعی نشاندهندهٔ برتری و شکوه اسکندر است که توانسته جهان را به تسخیر درآورد.
هوش مصنوعی: من برخلاف شاعران، میگویم که نه شجاعتی مانند سیاووش دارم و نه بدنی نیرومند.
هوش مصنوعی: دو نفر با کاووس و گستاسب اقداماتی انجام دادند که داستان آن در سراسر جهان مشهور شد.
هوش مصنوعی: این خداوندی که از آغاز جهان هر چیزی را که اراده کرده، به همان شکل تحقق پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: در حضور پادشاه جهان، فتح علی شاه هیچ دیگری را به یاد نیاورده است، چرا که وجود او به اندازهای برجسته و مهم است که مانند قرآن باقی مانده است.
هوش مصنوعی: به همین دلیل است که در دو جهان، افرادی را میبینی که به موفقیت و کامیابی دست یافتهاند و در زندگیشان به آرامش و خوشبختی رسیدهاند.
هوش مصنوعی: در دنیای امروز، تلاش و کوشش در زمینههای مختلف شبیه به آن است که کسی در برابر نیروهای مختلف و قدرتمند، مانند رومیها و روسها، به مبارزه بپردازد.
هوش مصنوعی: کی سکندر مانند سمندر، همیشه در آتش و شعله زندگی نمیکند و همیشه فریاد نمیزند؟
هوش مصنوعی: سیاووش، در زیر باران آتش، بارها با شدت مورد حمله قرار گرفت و گرما و شعلههای آتش همانند آب از ناودان به پایین سرازیر شد.
هوش مصنوعی: یا مانند خنگی که به ختلی بر دوش دارد، رخش رستم به سمت شمشیر و تیر رفت و از برگستوان بینصیب شد.
هوش مصنوعی: صدا و ندايی که از کوس کاووسی بلند شد، اما آیا دیدی که در شرق چه اتفاقی افتاد؟
هوش مصنوعی: آنچه که از چنگ پلنگان در سمنگان و از جادو و فریب دیوان در مازندران به دست آمده، به دست نمیآید.
هوش مصنوعی: کیخسرو، شاه بزرگ، زمانی که به سلطنت رسید، در نهایت به ناچار و به علت مشکلات، در یک غار پنهان شد.
هوش مصنوعی: در برابر خطرات، سلطان نباید نگران باشد، زیرا او میتواند به خداوند متعال پناه ببرد و از او کمک بگیرد.
هوش مصنوعی: ظلم و ستم از طریق رفتار و منش او بهطور کامل در ذهن و تصور مردم محو شد و دیگر جایی برای شک و تردید باقی نماند.
هوش مصنوعی: دست ستم از گردن بیگناهان به خاطر حساب و کتابهای بیپایان قطع شد.
هوش مصنوعی: از همهِ اینها عبور کن، زیرا در زمان آشفتگی، دژ محافظتش به دژ ایروان تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: در نتیجه حملهای بزرگ و بینظیر، کشورها به آشوب و قحطی افتادند و با مشکلاتی همچون یزید و موشها مواجه شدند.
هوش مصنوعی: به دلیل شکستها و پیروزیهای مکرر، ما در شرایطی قرار گرفتیم که همچون مرزهای لنکران و وار زندگی میکنیم.
هوش مصنوعی: این زمان، زمانی است که در آن صلح و آرامش حاکم است و من در این حال به شک و تردید درباره او دچار شدهام، اگر فرصتی برای او ایجاد شود.
هوش مصنوعی: در این فصل، به نظر میرسد که همهی دشتها و کوهها مانند فرشی زیبا پر از رنگ و نقش شدهاند.
هوش مصنوعی: آیا شاه ما آن آرامش را دارد که ببینید دنیا تحت تأثیر فصل آخر چگونه تغییر کرده است؟
هوش مصنوعی: چه زمانی برایش باقی مانده که بفهمد چه زمانی بهار و چه زمانی خزان در بوستان میشود؟
هوش مصنوعی: اگر کسی همیشه در حال گفتگو و صحبت باشد و این گفتگوها او را شاداب و سرزنده کند، به او نشاط و شادی دست میدهد.
هوش مصنوعی: اگر دل را به زیبایی و ناز نازنینان تسلیم کنی، میتوانی از نیازها و وابستگیهای دنیوی آزاد شوی.
هوش مصنوعی: اگر منتظر باشی تا خبر بیاید که چه کسی در فلان جا چه گفت و چه اتفاقی افتاد، شاید زمان زیادی بگذرد.
هوش مصنوعی: باقی ماندن افرادی که در جنگ یا در خدمت هستند، در حالی که برخی دیگر از آنها به کارهای دیگر مشغول شدهاند.
هوش مصنوعی: اگر باران در بازار دنیا نریزد، قیمت جان پایین و قیمت نان بالا میرود.
هوش مصنوعی: دو قهرمان و پیامآور به یک مکان آمده و خاک درگاه شاه جهان را بوسیدهاند.
هوش مصنوعی: این فرد یکی از خدمتگزاران شاه مسکو است و دیگری از صاحب هندوستان.
هوش مصنوعی: با این نوع تفکر و اندیشه، بهراستی رسیدن به آرامش امری کاملاً غیرممکن است، این مسئله به خوبی آزموده شده است.
هوش مصنوعی: هر کسی که درگیر جنگ و دشمنی باشد، نمیتواند به یاد میاز دوستش بیفتد. در واقع، اگر کسی در حال مبارزه با دشمنان باشد، چگونه میتواند به یاد خوشیهای دوستانش بیفتد؟
هوش مصنوعی: از محمد بپرس درباره کسانی که در عراق، به خاطر نفاق و دوگانگی، به این و آن متوصل شدند.
هوش مصنوعی: هر کسی که با فرد دیوانه و ناباب همنشین و همراه شود، در نهایت سرنوشتش مانند من خواهد شد و بیخانمان میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.