گنجور

 
قاآنی

ای برادر جامهٔ عوری طلب

کز دریدن وارهی وز دوختن

هم بیفشان آبی از بحرین چشم

تا امان یابی به حشر از سوختن

 
 
 
از گنجینهٔ گنجور دیدن کنید!
اسیری لاهیجی

چون بود عشقت نخواهی سوختن

بلکه خواهی همچو زر افروختن

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه