سر از خواب غفلت چو برداشتم
لوای فراست بر افراشتم
فکندم بآثار حکمت نظر
بمعموره صنع کردم گذر
ندیدم به از میکده منزلی
چو پیر مغان مرشد کاملی
باو دوش نالیدم از جور دور
که بر من چرا می کند دور جور
خردمند پیر پسندیده رای
ز کارم چنین گشت مشکل گشای
که در رشته روزگارت گره
ز عقلست بر دور تهمت منه
خرد را خیالات بیهوده هست
خلاف قضا هر خیالی که بست
به تغییر آن هست توام الم
اگر رستی از عقل رستی ز غم
بدارالشفای مغان آر روی
مداوای این علت از باده جوی
مطیع است دوران بدور قدح
ز دور قدح جوی دائم فرح
منه بر دل از دیر دیرینه داغ
مچین جز گل جام ازین هفت باغ
ز سیر کواکب مشو تلخ کام
مخور جز می کام ازین هفت جام
طرب کن چو خورشید گیتی فروز
بزرین قدح هفته هفت روز
چو یکشنبه آید چنان می بنوش
که یکشنبه دیگر آیی بهوش
و گر بهر صرف میت نیست زر
بگو بشکند مهر قرص کمر
دو شنبه بخور تا دو شنبه شراب
ز می ریز بر آتش غصه آب
گرت نقل باید ز گردون بخواه
که از بهر تو بشکند قرص ماه
چو نوشی سه شنبه می ارغوان
بدیگر سه شنبه رسان ذوق آن
و گر زاهد از منع گوید سخن
حوالت بمریخ بدمست کن
ز می چارشنبه چو یابی نشاط
مچین تا دگر چارشنبه بساط
طلب کن که گردد به بزمت ندیم
عطارد بتاریخهای قدیم
بکف پنج شنبه گرت جام هست
منه تا دگر پنج شنبه ز دست
بمستی ترا هر چه رفت از خیال
به برجیس هشیار دل کن سؤال
ز می جمعه تا جمعه بردار کام
چنان کن که سرمست باشی مدام
ورت ساز باید اشارت نمای
که خنیاگری زهره آید بجای
چو شنبه رسد بیخود از باده باش
وزان تا دگر شنبه افتاده باش
و گر باید از هر بدت پاسبان
زحل را بدریابی خود نشان
چنین گفت و گنج افادت گشود
بساقی گل رخ اشارت نمود
که برادر بار از دل این فقیر
فتادست او را بمی دست گیر
می ده که گیرد خرد نور ازو
نه آن می که گردد خرد دور ازو
می ده کزو شرع گیرد نظام
نه آن می که در شرع باشد حرام
ز ساقی باز شاد پیر مغان
چو جامی گرفتم من ناتوان
ازان جام دل نشاه شوق یافت
فرح بر فرح ذوق بر ذوق یافت
در معرفت بر رخم باز شد
دل خالیم مخزن راز شد
عفاک الله ای ساقی تیز هوش
که کردی نظر بر من درد نوش
بمی بند بگشادیم از زبان
که ظاهر کنم بر تو راز نهان
کنون غافل از می مشو می بده
لبالب بدار و پیاپی بده
بسیع المثانی که تا هفت جام
پیاپی بده جام و پر کن تمام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر پس از بیداری از خواب غفلت، به فکر و تأمل در حکمت و زندگی میپردازد. او به میکده به عنوان بهترین مکان برای رهایی از مشکلات و غمها اشاره میکند و از پیر مغان راهنمایی میخواهد. پیر خردمند به او میگوید که نباید به تهمتها توجه کند، زیرا زندگی با عقل و خرد درست میشود. او از شاعر دعوت میکند که از شراب و باده بنوشد و شادی را در زندگی جستجو کند. شاعر به توصیههای او گوش میدهد و از باده مینوشد و درک و آگاهیاش افزایش مییابد. او پی میبرد که باده میتواند به او در فهم deeper زندگی کمک کند و شادی را به او بازگرداند. در نهایت، شاعر از ساقی میخواهد که او را با شراب پر کند و به این ترتیب از عشق و رازهای زندگی بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: وقتی از خواب غفلت بیدار شدم، نشانه هوشیاری و آگاهی را به اهتزاز درآوردم.
هوش مصنوعی: به نشانههای حکمت توجه کردم و در دنیای آثار آن، کار خود را ادامه دادم.
هوش مصنوعی: من هیچ جایی بهتر از میکده پیدا نکردم، جایی که پیر مغان به عنوان راهنمایی کامل در آنجا حضور دارد.
هوش مصنوعی: در شب، از ظلمی که به من میشود، به یار دلم ناله کردم و گفتم چرا این ظلم از من دور میشود.
هوش مصنوعی: یک انسان دانا و با تجربیاتی که سن و سالی هم دارد، نظرش را درباره کار من بیان کرد و از آنجا که صحبتهایش مورد توجه قرار گرفت، مشکل من حل شد.
هوش مصنوعی: در طول زندگیات، عقل و درایت تو هستند که میتوانند سرنوشتت را رقم بزنند، پس از بیپایه گویی و تهمت زدن خودداری کن.
هوش مصنوعی: خرد در برابر خیالهای بیهوده و بیپایه، نمیتواند با قضا و تقدیر مبارزه کند. هر نوع خیالی که به ذهن میآید، وقتی با واقعیت و تقدیر در تضاد باشد، بیفایده است.
هوش مصنوعی: اگر در تغییرات زندگی به تغییر حالت خود ادامه دهی، از عقل و تفکر رهایی پیدا خواهی کرد و دیگر غم و اندوه نخواهی داشت.
هوش مصنوعی: در مکانی که مغان (زرتشتیان) به شفا میپردازند، به من نگاه کن تا بتوانم این درد را با نوشیدن شراب درمان کنم.
هوش مصنوعی: زمان به دور جام اطاعت میکند، از دور جام همواره به دنبال شادی باش.
هوش مصنوعی: بر دلت از خاطرات قدیمی غم و درد انباشته نکن، جز اینکه مانند گلی در میان این هفت باغ خوشبختی زندگی کن.
هوش مصنوعی: از تأثیرات و حالاتی که ستارهها بر زندگی ما میگذارند، ناراحت و تلخکام نشو. جز نوشیدن از این هفت جام شادی، چیز دیگری را دلی را به خود مشغول نکن.
هوش مصنوعی: به شادی و خوشی بپرداز، مانند خورشید که نورش بر زمین میتابد. مثل یک لیوان پر از شراب که در هفت روز هفته قابل نوشیدن است.
هوش مصنوعی: وقتی روزی برای جشن و شادی فرا میرسد، به قدری خوش بگذران که وقتی دوباره به این روز رسیدی، هنوز در حالت هوشیاری و آگاهی باشی.
هوش مصنوعی: اگر برای صرف میت زر و طلا نیست، پس بگو که مهر کمر را بشکن.
هوش مصنوعی: در روز دوشنبه به خودت رسیدگی کن و خوش بگذران تا روز دوشنبه، زیرا شراب غصه را میسوزاند و آتش ناراحتیات را خاموش میکند.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی خبری از آسمان بگُویی، پس بخواه که به خاطر تو، ماه را بشکند.
هوش مصنوعی: وقتی که در سهشنبه نوشیدنیای از رنگ ارغوانی نوشیدم، حال و هوای آن را به سهشنبهای دیگر منتقل کن.
هوش مصنوعی: اگر زاهد در مورد منع و پرهیز صحبت کند، خود را مانند کسی تصور کن که به مریخ رفته و از کثیفی مست شده است.
هوش مصنوعی: اگر به شادی و نشاطی در چهارشنبه دست یافتی، آن را از دست نده تا چهارشنبه بعد دوباره آن را تجربه کنی.
هوش مصنوعی: از دیگران درخواست کن که در مجلس تو، دوست و همدمی چون عطارد، با تو باشد و به یاد روزهای گذشته، لحظات شیرینی را رقم بزند.
هوش مصنوعی: اگر در روز پنجشنبه به تو جامی دادند، آن را بگیر و از دست نده، تا اینکه دوباره پنجشنبهای دیگر بیآید.
هوش مصنوعی: به خاطر مستی تو، هر چه از فکر و یاد من دور شده، از دل بپرس تا به حقیقت برسم.
هوش مصنوعی: از جمعه تا جمعه، به قدری شراب بنوش که همیشه سرمست و شاداب باشی.
هوش مصنوعی: ساز و موسیقی باید نشانهای بدهد تا آوازخوانی با شجاعت و توانایی خود به اجرا بپردازد.
هوش مصنوعی: وقتی شنبه فرابرسد، دمی بیخود و شاد از شراب باش، و از آن لحظه تا شنبهی بعدی در همین حال باقی بمان.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از هر چیز بدی محافظت کنی، باید به زحل مراجعه کنی تا نشانهای از خودت را پیدا کنی.
هوش مصنوعی: او چنین گفت و در این هنگام، گنجینهای از نعمتها و خوشیها را به نمایش گذاشت و با اشارهای به ساقی که چهرهای گلگون داشت، معنای آن را نیکو کرد.
هوش مصنوعی: برادر، بار سنگینی که بر دل این فقیر قرار دارد، از او برداشته شده است. تو را به خدا به او کمک کن.
هوش مصنوعی: نوشیدنیای بده که عقل و اندیشه را روشن کند، نه اینکه آن نوشیدنی باعث بیخودی و دوری از فکر شود.
هوش مصنوعی: مقدار و نوع نوشیدنی که به زندگی و جامعه نظم و ترتیب میبخشد، مهم است و دربارهی آنچه در دین حرام است، نباید قضاوت کرد.
هوش مصنوعی: وقتی از ساقی مینوشم و جامی در دست میگیرم، خوشحالی و شادابی پیر مغان نیز به من باز میگردد، هرچند که من ناتوان هستم.
هوش مصنوعی: از آن دل که پر از عشق و شوق است، خوشحالی به وجود میآید و لذتهای زیبایی به همراه دارد.
هوش مصنوعی: در آگاهی و شناخت، دل من رنگ و بویی پیدا کرد و به مکانی برای نگهداری رازها تبدیل شد.
هوش مصنوعی: خدا تو را عفو کند ای ساقی بافهم که با نگاهی به من، درد را به جانم چشاندی.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به این معنی اشاره میکند که ما زبان خود را باز کردهایم تا بتوانیم رازهای پنهان را برای تو آشکار کنیم. یعنی عواطف و احساسات خود را بدون پردهپوشی بیان میکنیم.
هوش مصنوعی: حال که غافل از نوشیدنی هستی، میریز و پر کن، مدام برایم بده.
هوش مصنوعی: کلمات زیادی وجود دارد که معانی و مفاهیم متفاوتی دارند، اما اینجا به یک نوشیدنی اشاره شده است که میتواند به طرز مکرر و در نوبتهای پی در پی به کسی داده شود. این دعوت به خوردن و لذت بردن از آن نوشیدنی، به طور خاص تا هفت بار تکرار میشود. در این زمینه، اهمیت پر کردن کامل جامها و تجربهای غنی از نوشیدن مطرح است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.