ای بر فراز مسند عزت مکان تو
برتر ز هر چه برتر از آن نیست شان تو
برهان قاطع آمده قول تو سر بسر
عالم شده مسخر تیغ زبان تو
بر خاص و عام خوان کرامت کشیده
مپسند خلق هر دو جهان میهمان تو
هر صبح و شام هست بتقریر مقربان
حی علی الصلاة صلایی بخوان تو
حرفی بس است بهر دوایی هزار درد
گاه تکلم از لب گوهر فشان تو
انس و ملک بسجده سزد گر نهند سر
جایی که پا نهاده سگ آستان تو
باد از روان و روح فضولی درودها
هر لحظه بر روان تو و پی روان تو


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش مقام و منزلت الهی میپردازد و عظمت و جایگاه خاص خداوند را توصیف میکند. او بیان میکند که خداوند برتر از هر چیزی است و کلامش دلایل قاطعی برای حقانیت خود به همراه دارد. همچنین اشاره میکند که همه انسانها، چه خاص و چه عام، تحت نفوذ رحمت و کرامت خداوند قرار دارند. شاعر به اهمیت عبادت و بزرگی خداوند در مقابل مخلوقات اشاره میکند و بیان میکند که نزد او، حتی بزرگترین موجودات نیز باید سر تعظیم فرود آورند. نهایتاً، شاعر از روح خود و فضولی درود میفرستد و پیوسته به یاد خداوند است.
هوش مصنوعی: ای کسی که در جایگاه عزت قرار داری، مکان تو بالاتر از هر چیز دیگری است و شان تو از هر چیزی که بالاتر باشد، برتر است.
هوش مصنوعی: دلیل و دلیل قاطعی آمده است که حرف تو در سراسر جهان به گونهای حاکم شده که همه تحت تأثیر قدرت کلام تو قرار گرفتهاند.
هوش مصنوعی: خداوند بر همه انسانها لطف و کرامت دارد، بنابراین نباید به تفاوت میان افراد توجه کرد. در واقع، همه مردم از هر دو دنیای خاص و عام مهمان ویژه تو هستند.
هوش مصنوعی: هر روز و شب، فرشتگان که نزدیکتر به خداوند هستند، به نماز و عبادت مشغولند. تو نیز باید نماز بخوانی.
هوش مصنوعی: یک جمله کافی است تا برای التیام هزاران درد، حرفی زده شود؛ گاهی اوقات سخن گفتن از دهان تو که مانند گوهر میدرخشد، لازم است.
هوش مصنوعی: در این شعر گفته میشود که اگر انسانی مانند فرشتهها و مخلوقات آسمانی که در سجده هستند، سر خود را در جایی قرار دهد که پاهای یک سگ قرار گرفته، این عمل از او پذیرفته است؛ زیرا آن مکان، به خاطر قرب و نزدیکی به تو، ارزشمند است. در واقع، اشاره به این است که نزدیکی به حق و محبت الهی، حتی در شرایط ناپسند نیز ارزشمند خواهد بود.
هوش مصنوعی: باد به شکل روحی بیقراری، هر لحظه بر تو و روح تو، سلام و درود میفرستد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای گشته ملک ساکن ز امر روان تو
کرده جوان جهان را بخت جوان تو
نام تو و خطاب تو از سعد و از علوست
با سعد و با علوست همیشه قران تو
گردنده آسمانی و عدل آفتاب تو
[...]
ای آسمان مُسَخّر حکمِ روانِ تو
کیوانِ پیر بندهٔ بخت جوان تو
خورشید عالمی که به هنگام بزم و رزم
گه زین و گاه تخت بود آسمان تو
گر در زمان مهدی ایمن شود جهان
[...]
ای برده عقل ما اجل ناگهان تو
وی در نقاب غیب نهان گشته جان تو
ای شاخ نو شکفته ناگه ز چشم بد
تابوت شوم روی شده بوستان تو
محروم گشته از گهر عقل جان تو
[...]
ای فخر کرده دین خدای از مکان تو
وی پشت ملک و روی جهان آستان تو
ای کرده ملک را متمکن مکان تو
وی مقصد زمین و زمان آستان تو
ای چرخ پست از بر رای رفیع تو
[...]
ای لعل فتنه بر لب چون ناردان تو
اشکم ز حسرت تو چو در دهان تو
از فربهی و لاغری رنج و صبر من
نسبت همی کنند سرین و میان تو
بیگانه وار می کنی از مهر من کنار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.