ملولم از تو نمی پرسیم که حال تو چیست
ملول بهر چه موجب ملال تو چیست
خراب شد ز تو حالم چرا نمی پرسی
چه حالتست ترا مانع سؤال تو چیست
مرا خیال تو و فکر تست در دل زار
ترا چه فکر بدل می رسد خیال تو چیست
شراب عشق تو مدهوش کرده است مرا
چه آگهم که فراق تو یا وصال تو چیست
ز اشک و آه من آزرده نمی دانی
که زیب حسن تو پیرایه جمال تو چیست
اگر بسوختن سینه ام نه مایل
دم نظر بدل از دیده انتقال تو چیست
فضولی از سر جان در گذر براه فنا
جز این کشته جانان شوی کمال تو چیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر از ملال و نگرانی خود درباره حال محبوب میگوید و از او میخواهد که حال او را بپرسد، زیرا او به شدت تحت تأثیر عشق و خیال معشوق قرار دارد. شاعر در تبیین حال دل خود از آتش عشق و دوری از معشوق سخن میگوید و احساس میکند که معشوق درک درستی از درد و رنج او ندارد. در نهایت، شاعر به این پرسش میپردازد که در زندگیاش کمال و هدفش چه چیزی است، به ویژه در غیاب معشوق.
هوش مصنوعی: ما از تو نمیپرسیم که حال و روزت چطور است، بلکه به این فکر هستیم که دلیل ناراحتی و غم تو چه چیزی میتواند باشد.
هوش مصنوعی: حالم خراب شده، اما چرا از من نمیپرسی چه حالتی دارم؟ چیست که مانع میشود تا تو از من سوال کنی؟
هوش مصنوعی: من در دل نگران خود فقط به یاد تو و افکارت هستم؛ حالا تو چه فکری درباره من داری و افکارت دربارهام چیست؟
هوش مصنوعی: شراب عشق تو مرا سرگشته و گیج کرده است. میدانم که جدایی تو چه حالتی دارد یا پیوستنت چه احساسی را به دنبال دارد، اما با این حال، در حال حاضر از چیز دیگری جز عشق تو خبر ندارم.
هوش مصنوعی: از گریه و نالههای من تو متوجه نمیشوی که زیبایی چهرهات چه زینتی بر زیبایی تو اضافه کرده است.
هوش مصنوعی: اگر سینهام از شدت درد بسوزد، آیا واقعاً مایل هستی که نگاهت را از من برگردانی و به جای دیگری منتقل کنی؟
هوش مصنوعی: انسان باید از فضول و حواسپرتی بگذرد و به سرنوشت خود بیندیشد. در این راه، اگر از عشق و علاقه به معشوق خود دور نشود، به کمال و تمامیت خواهد رسید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غم فراق چه و حسرت وصال تو چیست
تو خود تویی به کجا رفتهای خیال تو چیست
جهات دهر یک آغوش انس دارد و بس
به جز سیاهی مژگان رم غزال تو چیست
مبحیط عشق ندامتگهر نمیباشد
[...]
(من):کنون که گشت مبرهن به من که حال تو چیست
به عمر سفله، از این بیش اتصال تو چیست؟
دگر ز ماندن در این جهان، خیال تو چیست
به قول مردم امروزه، ایدآل تو چیست؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.