غزل شمارهٔ ۹
کی رفتهای زدل که تمنا کنم تو را
کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را
غیبت نکردهای که شوم طالب حضور
پنهان نگشتهای که هویدا کنم تو را
با صد هزار جلوه برون آمدی که من
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را
چشمم به صد مجاهده آیینهساز شد
تا من به یک مشاهده شیدا کنم تو را
بالای خود در آینهٔ چشم من ببین
تا با خبر زعالم بالا کنم تو را
مستانه کاش در حرم و دیر بگذری
تا قبلهگاه مؤمن و ترسا کنم تو را
خواهم شبی نقاب ز رویت بر افکنم
خورشید کعبه، ماه کلیسا کنم تو را
گر افتد آن دو زلف چلیپا به چنگ من
چندین هزار سلسله در پا کنم تو را
طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند
یکجا فدای قامت رعنا کنم تو را
زیبا شود به کارگه عشق کار من
هر گه نظر به صورت زیبا کنم تو را
رسوای عالمی شدم از شور عاشقی
ترسم خدا نخواسته رسوا کنم تو را
با خیل غمزه گر به وثاقم گذر کنی
میر سپاه شاه صفآرا کنم تو را
جم دستگاه ناصردین شاه تاجور
کز خدمتش سکندر و دارا کنم تو را
شعرت ز نام شاه، فروغی شرف گرفت
زیبد که تاج تارک شعرا کنم تو را



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
Dr. Ghafoor Khodayari نوشته:
Please correct the second part of the line 6 and the first part of the 3rd line from the end.
—
پاسخ: با تشکر، تصحیحات لازم در بیتهای اشاره شده انجام شد.
روح اااه سخنور نوشته:
ایت غزال باقرا صاحبان فن شاعری از شاهکارهای ادبیات ماست حتی من شنیدم که ادوارد براون هم یادی از این غزل کرده است
من این غزل را مخمس کرده ام که یک بند آنرا مینگارم
زین عشق پیش خلق چرا من سرافکنم
باید به فخر می بدل ساغر افکنم
تا کعبه را پرستش دیرین در افکنم
خواهم شبی نقاب ز رویت بر افکنم
خورشید کعبه ماه کلیسا کنم تو را
این مخمس همراه با مخمس برخی غزل ها معروق شعرا در (( شبنم ))چا÷ شده است