گنجور

رباعیات

 
فیض کاشانی
فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع با این همه در امید بهبودت هست مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ت» است.

دسترسی سریع به حروف

ت | ث | د | ر | ز | س | ش | ض | م | ن | و | ه | ی

ت

رباعی شماره ۱: ای حسن تو جلوه‌گر ز اسما و صفات

رباعی شماره ۲: در عهد صبی کرد جهالت پستت

رباعی شماره ۳: این جان تو عاقبت ز تن خواهد جست

رباعی شماره ۴: دیدم دیدم که معرفت توحید است

رباعی شماره ۵: دانی ز چه عشق گلرخان مطلوبست

رباعی شماره ۶: ای فیض غم زیان هر سودت هست

رباعی شماره ۷: تا چند ز آب و نان سخن خواهی گفت

رباعی شماره ۸: سر خاک شد و نقش خیال تو نرفت

رباعی شماره ۹: تن را بگذار تا شوم من جانت

ث

رباعی شماره ۱۰: ای فیض بسی موعظه گفتی بعبث

د

رباعی شماره ۱۱: ن را در اشگ شست و شو باید کرد

رباعی شماره ۱۲: با وصل تو دست در کمر نتوان کرد

رباعی شماره ۱۳: ای خسته ترا آن سر کو میسازد

رباعی شماره ۱۴: این گلشن دهر عاقبت گلخن شد

رباعی شماره ۱۵: ایمان درست عشق کیشان دارند

رباعی شماره ۱۶: شادم که غمت همره جان خواهد بود

رباعی شماره ۱۷: دیدم دیدم که هر چه دیدم حق بود

ر

رباعی شماره ۱۸: با رب تو مرا بخواهش من مگذار

رباعی شماره ۱۹: در گوشهٔ انزوا خزیدن خوش تر

رباعی شماره ۲۰: زین دار فنا پای کشیدن خوشتر

رباعی شماره ۲۱: یا رب تو مرا بکردهٔ زشت مگیر

ز

رباعی شماره ۲۲: گه در غزلم سخن کشد جانب راز

رباعی شماره ۲۳: ای فیض بیا دلی بدریا انداز

س

رباعی شماره ۲۴: خود را بمحیط خطر انداز و مترس

ش

رباعی شماره ۲۵: مغرور بعلم خود مشو مست مباش

ض

رباعی شماره ۲۶: از عشق مجاز گویمت چیست غرض

م

رباعی شماره ۲۷: با من بودی منت نمیدانستم

رباعی شماره ۲۸: در راه طلب تمام دردم دردم

رباعی شماره ۲۹: از غیب رسد، بدل سروشی هر دم

رباعی شماره ۳۰: از لذت عیش اینجهان سرد شدم

رباعی شماره ۳۱: از صحبت خلق سخت دلتنگ شدم

رباعی شماره ۳۲: اینجا پاداش هر چه کردم دیدم

رباعی شماره ۳۳: دیدم دیدم که هرچه کردم کردم

رباعی شماره ۳۴: یکچند بگرد خویشتن گردیدم

رباعی شماره ۳۵: در بحث بسی بگفتگو پیچیدم

رباعی شماره ۳۶: کی باشد و کی بحال خود پردازم

رباعی شماره ۳۷: کو همت عالئی که تا پست شوم

رباعی شماره ۳۸: حیران خودم که از کجا می‌آیم

رباعی شماره ۳۹: از نور نبی واقف این راه شدیم

رباعی شماره ۴۰: از شرم گناه شاید از خون گریم

رباعی شماره ۴۱: ای فیض بیا که عزم می خانه کنیم

ن

رباعی شماره ۴۲: نبکست بکس بخویش نیکی کردن

رباعی شماره ۴۳: ای فیض بس است آنچه خواندی بس کن

رباعی شماره ۴۴: ای فیض بیا بجانب حق رو کن

رباعی شماره ۴۵: شادی و طرب بغمسرائی میکن

رباعی شماره ۴۶: مهرت سرشته حق در آب و گل من

و

رباعی شماره ۴۷: مستم ز ندای لا اله الا هو

ه

رباعی شماره ۴۸: دیدیم جمال لا اله الا الله

ی

رباعی شماره ۴۹: ای فیض بسی موعظه گفتی گفتی

رباعی شماره ۵۰: یا رب جان را غذای دانش دادی

رباعی شماره ۵۱: تو یار مرا ندیده‌ای معذوری

رباعی شماره ۵۲: نی اهل دلی که بشنوم زو رازی

رباعی شماره ۵۳: ملا بتو بحث و گفتگو ارزانی

رباعی شماره ۵۴: ای نسخهٔ اصل خوبی و یکتائی

رباعی شماره ۵۵: ای حسن تو مجموعهٔ هر زیبائی