ایا نفسی علی الهجران نوحی
و بالاشواق و الا حزان یوحی
ندارم طاقت هجران جانان
تعالی نفس نوحی ثم نوحی
مرا جان دادن آسانتر ز هجران
معنی عن لی اذهب بروحی
وصالت جان دهد هجرت ستاند
تعالی یا سلیمی الا تروحی
حبیبی فی فوادی یا فوادی
و فی روحی فلا تذهب بروحی
دلم بگرفت از نادیدن دوست
فتاحی فی فتوح فی فتوحی
و نفسی با عدتنی عن حبیبی
الا یا نفس روحی ثم روحی
غم هجران جانان سوخت جانم
اساقی هات راحا احی روحی
خمار بادهٔ دوشین مرا کشت
صبوحا فی صبوح فی صبوحی
وصالش مقصد اقصای فیض است
ولو فی وصله اتلاف روحی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و دلتنگی میپردازد. شاعر از هجران و فاصله با محبوبش گله میکند و بیان میکند که تحمل جدایی برایش بسیار سخت است. او از شدت اشتیاق و غم هجران، جانش به خطر میافتد و آرزو دارد که دوباره به وصال معشوق برسد. شاعر به احساسات عمیقش اشاره میکند و از دوستش تقاضا دارد که از روح او دور نشود. او همچنین به تاثیرات منفی هجران بر زندگیاش پرداخته و از میل به نوشیدن بادهای که آرامشبخش است سخن میگوید. در نهایت، شاعر زندگی را بدون حضور محبوبش پوچ و بیمعنا میداند.
هوش مصنوعی: آیا جانم به خاطر دوری تو ناله میکند و با عشق و longing در دل دارم، یا اینکه غم و اندوهی در من زنده است؟
هوش مصنوعی: من تحمل دوری محبوب را ندارم، مانند نوح که بارها ناله و زاری کرد.
هوش مصنوعی: برای من جان دادن راحتتر از فاصله گرفتن است، پس بگذار روحم برود.
هوش مصنوعی: وصول به محبوب جان و روح را تازه میکند، اما هجرت و دوری روح را میستاند. ای سلیمی، آیا لحظهای از این عشق خود را فراموش میکنی؟
هوش مصنوعی: دوست عزیز، تو در دل و روح من جا داری، پس روح من را از من نبر.
هوش مصنوعی: دل من از اینکه دوست را نمیبینم غمگین و ناراحت است.
هوش مصنوعی: این بیت به بیان حس جدایی و ناتوانی شخص از معشوقش میپردازد. گوینده به نوعی از نفس خود میگوید که او را از معشوقش دور کرده و این دوری برایش بسیار سخت و غیرقابل تحمل است. در واقع، او به عمق احساساتش اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه این جدایی بر روح و نفسش تأثیر گذاشته است.
هوش مصنوعی: درد دوری معشوق باعث سوختن جانم شد، ای ساقی، بگذار که روح من احیا شود.
هوش مصنوعی: مستی بادهٔ خوشی که دیشب نوشیدم، مرا در صبح کشته است.
هوش مصنوعی: رساندن به اوج فیض و بهرهمندی، هدف والایی است حتی اگر در این مسیر باعث رنج و زوال جانم شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تعاطی الکاس من شان الصبوح
فسق بالراح یا ریحان روحی
ببین همچون لبت خندان رخ صبح
بده چون اشک من جام صبوحی
هواک الکاس الذی لاتستفت فیها
[...]
جهان را تازهتر دادند روحی
بسر بردند صبحی در صبوحی
شده درگوش مرغان صبوحی
چو موسیقار قول بوالفتوحی
خمارم بشکن از جام صبوحی
مگر پیش آید از مستی فتوحی
ز فتح مطلب ار پاکیزه روحی
شنوکان اکمل است از هر فتوحی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.