قصه اندوه دل بسیار شد خاموش شو
هر که بشنید این انین بیمار شد خاموش شو
حرف درد عاشقان داروی بیهوشی بود
ز استماع آن دلم از کار شد خاموش شو
یاد ایامی که فخر نیکمردان بود عشق
چون حدیث عشقبازی عار شد خاموش شو
گوهر اسرار شاید کی بدست سفله داد
بس سر از گفت زبان بر دار شد خاموش شو
ذکر این افسانه ممکن بود تا در خواب بود
فتنه اکنون زین صدا بیدار شد خاموش شو
تاکنون در پرده بود این راز و درها بسته بود
زاهد از بوی سخن هشیار شد خاموش شو
گفتن اسرار با یاران بخلوت میتوان
مجلس ما مجمع اغیار شد خاموش شو
چون ز ظاهر میزنم دم آفت دم خفته است
گفتگو چون کاشف اسرار شد خاموش شو
هیچ دانستی چه آمد رفته رفته بر زبان
آنچه اخفا خواستیش اظهار شد خاموش شو
نو بنو باید سخن در بیت بیت و حرف حرف
یکسخن در یکغزل تکرار شد خاموش شو
امر فرمائی بخاموشی و خودگوئی سخن
شرح کتمان سخن طومار شد خاموش شو
خواست تا رمزی بگوید شد عنان از دست فیض
گفتمش ناگفتنی بسیار شد خاموش شو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان اندوه و درد دل شاعری میپردازد که از گفتن رازها و عشقهایش به دیگران ناامید شده است. او از شنیدن درد عاشقان و یاد ایام گذشته شکایت میکند و میگوید که گفتن اسرار عشق دیگر ممکن نیست. شاعر به این نکته اشاره میکند که در گذشته عشق فخر و افتخار بوده، اما حالا در حال افشا شدن است و دیگران را بیدار کرده است. او همچنین به تنهایی و خلوت خود در بیان این رازها اشاره میکند و نتیجه میگیرد که باید سکوت کند، زیرا گفتن این اسرار ممکن است خطرناک باشد و از عمق احساسات خود چشم پوشی کند. در نهایت، او به ناگفتنی بودن برخی مسائل تأکید میکند و خواستار سکوت میشود.
هوش مصنوعی: داستان غم دل بسیار شده است، بنابراین ای هر کسی که این ناله را میشنوی، سکوت کن و خاموش باش.
هوش مصنوعی: حرفهای دلگیر و غمگین عاشقان، مثل دارویی است که آدم را بیهوش میکند. وقتی این حرفها را شنیدم، دلم به شدت ساکت و بیحس شد.
هوش مصنوعی: یاد آن روزهایی که عشق به عنوان ویژگی برجسته مردان خوب شناخته میشد، حالا دیگر از اهمیت افتاده و صحبت دربارهاش باعث شرم میشود. بهتر است سکوت کنی.
هوش مصنوعی: شاید به دست انسانهای نادان، رازهای ارزشمند داده نشود؛ پس بهتر است که از گفتن این رازها خودداری کنی و ساکت بمانی.
هوش مصنوعی: قصهای که دربارهاش صحبت میشود تنها زمانی قابل ذکر بود که در خواب و غفلت بودیم، اما حالا با این صدا بیدار شدهایم. بهتر است که سکوت کنیم.
هوش مصنوعی: تا به حال این راز در خفا بود و درها بسته بود، ولی صدای صحبت آن باعث شد زاهد به خود بیاید. حالا باید سکوت کند.
هوش مصنوعی: میتوان در خلوت و با دوستان رازها را مطرح کرد، اما اگر این صحبتها در جمعهای بزرگ و با آدمهای غریبه باشد، بهتر است سکوت کنیم.
هوش مصنوعی: وقتی که از ظاهر حرف میزنم، درست مثل دمی که آفتاب در حال طلوع است، گفتگو به خواب رفته و آرامش گرفته است. وقتی رازها فاش میشود، باید سکوت کنی و خاموش بمانی.
هوش مصنوعی: هیچ میدانی که چه چیزهایی به تدریج بر زبان آمده است؟ آنچه را که در دل میخواستیم پنهان کنیم، حالا به روشنی بیان شده است. بنابراین، بهتر است سکوت کنی.
هوش مصنوعی: در هر بیت و هر کلمه باید یک پیغام واحد تکرار شود؛ بنابراین، بهتر است که در این زمینه سکوت کنی.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به یادآوری میکند که گاهی لازم است در برابر برخی موضوعات سکوت اختیار کنیم و از بیان آنها صرف نظر کنیم. سکوت در اینجا به منزلهی حفظ رازها و اسرار است و بیان نکردن آنها به معنای نادیده گرفتن آنهاست. در واقع، گاه باید از گفتن برخی سخنان صرف نظر کرد و از رازها با احتیاط برخورد کرد.
هوش مصنوعی: او خواست رمزی بگوید، اما کنترل کار از دستش خارج شد. به او گفتم که ناگفتهها بسیارند، بهتر است سکوت کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.