اگر ساغر دهد ساقی ازین دست
بیک پیمانه از خود میتوان رست
حریفانرا چه حاجت با شرابست
اشارتهای ساقی میکند مست
چه لازم روی از مادر کشیدن
بمژگان هم دل ما می توان خست
به بستن من خوشم تو با شکستن
بنو هر لحظه عهدی میتوان بست
خوشا آن دل که از اغیار ببرید
خوشا آن جان که از جز یار بگسست
خوشا آن دل که با دلدار آمیخت
خوشا آن جان که با جانانه پیوست
خوش آن کو از سر کونین برخواست
بخلوت خانة توحید بنشست
بامید تو افکندند بسیار
نیامد جز مرا این صید در شست
بلندی می تواند کرد بر چرخ
کسی کاو نزد تو چون فیض شد پست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ لذت و شادی ناشی از عشق و دوستی است. شاعر به ساقی اشاره میکند که با یک پیمانه میتواند آدمی را از خود رها کند و نشان میدهد که حریفان نیازی به شراب ندارند زیرا اشارات ساقی آنان را مست میکند. او بر این نکته تأکید میکند که خوشا به حال دلهایی که از غیر دلدار بریدهاند و به وصال یار رسیدهاند. شاعر به وحدت و نزدیکی با معشوق و خداوند نیز اشاره کرده و در پایان به این نکته میپردازد که کسی که در عشق به خداست، به جایی رفیع دست پیدا میکند.
هوش مصنوعی: اگر ساقی به من جامی عطا کند، با یک پیمانه میتوانم از خودم رهایی یابم.
هوش مصنوعی: رقبای من نیازی به شراب ندارند؛ چون ساقی با نشانههای خود آنها را به مستی میکشاند.
هوش مصنوعی: چرا باید با ناز و غم مادر را ترک کنم، وقتی که با چشمانم میتوانم دل خود را تسکین دهم؟
هوش مصنوعی: من از اینکه تو مرا محدود کنی خوشحالم، چون تو با شکستن عهدها میتوانی هر لحظه توافقی تازه شکل دهی.
هوش مصنوعی: خوشا به حال دلی که از دیگران برید و جدا شد، و خوشا به حال جانی که جز معشوق خود را رها کرد.
هوش مصنوعی: دلهایی که با محبوب خود همنوا میشوند و روحهایی که با معشوقه خود پیوند میخورند، بسیار خوشبخت و سعادتمندند.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که پس از گذراندن مراحل و دنیا، از آنجا جدا شده و در آرامش خانه توحید به آرامش نشسته است.
هوش مصنوعی: به امید تو، تلاشهای زیادی کردند، اما تنها من بودم که در این میان به دام افتادم.
هوش مصنوعی: بلندی و عظمت تنها برای کسی است که نزد تو به مقام و جایگاهی رسیده باشد، وگرنه دیگران هرچقدر هم که بر اثر موقعیت خود ترقی کنند، در برابر تو کوچک و بیاهمیت خواهند بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو با جُفتِ عِنینِ خویش پیوَست،
چو شاخِ خُشک، گَشته سروِ او پَست.
چه خوش عیش و چه خرم روزگار است
که دولت عالی و دین استوار است
سخا را نو شکفته بوستان است
امل را نو دمیده مرغزار است
هنر در مد و دانش در زیادت
[...]
چه . . . یر است این ز . . . یر خر زبر دست
که خر چون دید زو، آنگونه بشکست
خر نر را . . . ون در کردم این . . . یر
به سان ماده خر خوابید در غست
چو . . . ادم ماده خر ار، کره بفکند
[...]
فلک را عهد بس نااستوار است
همه کار جهان ناپایدارست
بیا کس کز پی یک روزه راحت
بمانده روز و شب در انتظارست
هوایی دارد و آبی زمانه
[...]
چو دانستی که معبودی تو را هست
بدار از جستوجوی چون و چه، دست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.