از معانی مغز بیرون میکشم
معنوی داند که من چون میکشم
بسته دارم تا نظر در صورتی
معنی هر لحظه بیرون میکشم
لیلیی دارم که نتوان دیدنش
در غمش صد بار بیرون میکشم
کاسههای زهر هجر دوست را
عشق میداند که من چون میکشم
موسیم من عقل هارون من است
منت نصرت ز هارون میکشم
یکسر مو سر نمیپیچم ز عقل
این ریاضتها به قانون میکشم
از پی تحصیل زاد آخرت
جورها از دنیی دون میکشم
دم به دم زان غمزه تیری میرسد
خامهٔ پرهیز در خون میکشم
بهر بیاندازه عیشی در درون
محنت ز اندازه بیرون میکشم
دل ز دنیا کنده و در ارض تن
رنج خسف جسم قارون میکشم
رنجها باشد کلید گنجها
رنجها از طاقت افزون میکشم
تا رسم از رنج در گنجی چو فیض
جورها از چرخ گردون میکشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در مورد عواطف و تجربیات عمیق انسانی است. شاعر در تلاش است تا معانی مختلف را از درون خود بیرون بکشد و از دردها و رنجهای عشق و جدایی سخن میگوید. او به احساساتی مانند عشق لیلی و زخمهای ناشی از هجران اشاره میکند و بیان میکند که این رنجها در نهایت منجر به رشد و رسیدن به گنجهای معنوی میشوند. شاعر به دنبال آگاهی و تحصیل زاد آخرت است و به صورت مداوم از چالشها و آزمایشهای زندگی استفاده میکند تا به حقیقت و درک عمیقتری از زندگی برسد. در نهایت، او آشکار میسازد که هر رنجی به نوعی کلید ورود به درک و لذتی عمیقتر از زندگی است.
هوش مصنوعی: من از عمق معانی بیرون میآورم و کسی که معنوی است میداند که من چگونه این کار را انجام میدهم.
هوش مصنوعی: من به خاطر خودم، بر روی چیزی که برایم اهمیت دارد تمرکز کردهام و هر لحظه حقیقت و معنا را از آن بیرون میآورم.
هوش مصنوعی: من عاشق لیلی هستم که در غم او، بارها نگران و ناراحت میشوم و نمیتوانم او را ببینم.
هوش مصنوعی: عشق میداند که من به خاطر دوری از دوست، با وجود تلخی و درد، باز هم آن را تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: من مانند موسی هستم و عقل و تدبیر من شبیه هارون است و از لطف و یاری هارون بهرهمند میشوم.
هوش مصنوعی: من تمام تمرکز و انرژیام را صرف نمیکنم تا از عقل و فکر خود دور شوم؛ بلکه با نظم و قانون به سامان میرسانم.
هوش مصنوعی: من برای به دست آوردن زندگی بهتر در آخرت، از دشواریها و زحمتهای دنیای پست و بیارزش، عبور میکنم.
هوش مصنوعی: هر لحظه از آن چشمان فریبنده تیرِ عشق به من میرسد و من قلمِ خود را در خون حسرت میزنم.
هوش مصنوعی: برای لذت و خوشی بیپایان، از عمق رنج و درد، چیزی فراتر از حد و اندازه میکشم.
هوش مصنوعی: دل را از دنیای مادی جدا کردهام و در این بدن، مشقتها و سختیهای فراوانی را که مانند عذابهای قارون است، تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: درد و سختیها راهی به سوی دستاوردها و موفقیتها هستند. من از این دردها و چالشها فراتر میروم و از آنها میگذرم.
هوش مصنوعی: من در تلاش هستم تا از رنجها و سختیها به ثروت و موفقیت برسم، مانند فیضی که از گردش زمان به دست میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دامن دل از تو در خون میکشم
ننگری ای دوست تا چون میکشم
از رگ جان هر شبی در هجر تو
سوی چشم خونفشان خون میکشم
گرچه چون کاهی شدم از دست هجر
[...]
گر بگویم خون شود در کوه سنگ
آنچه من از دور گردون میکشم
کس نداند چون منی دیوانهای
جور این گردون دون چون میکشم
گردهام خون میشود تا گردهای
[...]
از دلم بس ناله بیرون میکشم
وز جگر بس کاسهٔ خون میکشم
بر درت میآورم صد گون نیاز
تا ز تو یک ناز بیرون میکشم
عشوهای را کآورد در گردشم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.