زنده آن سر کو بود سودای عشق
حبذا آن دل که باشد جای عشق
از سر شوریدهٔ من کم مباد
تا قیامت آتش سودای عشق
خارها در دل بخون میپرورم
بو که روزی بشکفد گلهای عشق
رفته رفته دل خرابی میکند
عاقبت خواهم شدن رسوای عشق
خویش را کردم تهی از غیر دوست
تا وجودم پر شد از غوغای عشق
کار و کسب من همین عشق است و بس
مگسلاد این دست من از پای عشق
خدمت او را بدل بستم کمر
هستم از جان بنده و مولای عشق
هم زمین هم آسمان را گشتهایم
نیست درُی در جهان همتای عشق
تا ننوشی باده از جام فنا
مست کی گردد سر از صهبای عشق
تا پزی در دیگ سر سودای سود
کی چشی هرگز تو از حلوای عشق
چون فرو خواهیم شد ما عاقبت
خود همان بهتر که در دریای عشق
ناله میکن فیض ایرا خوش بود
نالهای زار در سودای عشق
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و دیوانگی ناشی از آن میپردازد. شاعر از احساسات عمیق و شور و شوق خود در عشق سخن میگوید و بیان میکند که زندگی او تنها حول محور عشق میچرخد. او به سختیها و دردهای ناشی از این عشق اشاره میکند و میگوید که دلش پر از شور و شوق است تا حدی که دیگر جایی برای غیر از عشق ندارد. در نهایت، او به پایان زندگی و پیوند عمیق خود با عشق اشاره میکند و بیان میکند که نالهها و حسرتها در این مسیر بخشی از این سودای عشق است.
هوش مصنوعی: آن سر کویی که عشق در آن جریان دارد، زنده و پرشور است. چه خوب است دلی که مکان عشق باشد و احساسات عاشقانه را در خود جای دهد.
هوش مصنوعی: هرگز از شور و شوق دل آشفته من کاسته نشود تا پایان دنیا، که عشق همچنان درونم آتش افروزد.
هوش مصنوعی: من در دل خود درد و رنج را پرورش میدهم، به امید اینکه روزی عشق و زیباییها شکوفا شوند.
هوش مصنوعی: به تدریج دل در من خراب میشود و در نهایت به خاطر عشق رسوا خواهم شد.
هوش مصنوعی: دستم را از همه چیز غیر از محبت دوست خالی کردم تا وجودم پر از هیاهوی عشق شد.
هوش مصنوعی: مشغولیت و شغل من فقط عشق است و بس، نگذار این دست من از پیوند عشق جدا شود.
هوش مصنوعی: من تمام وجودم را برای خدمت او آماده کردهام و از جان و دل به عشق تو تعلق دارم.
هوش مصنوعی: در این دنیا، چه در زمین و چه در آسمان، همه جا را گشتهایم و نتوانستهایم چیزی پیدا کنیم که به پای عشق برسد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که از جام فنا شرابی ننوشی، دل و سر تو چگونه میتواند از لذت عشق مست شود؟
هوش مصنوعی: اگر در پی لذت عشق هستی، باید بتوانی طعم آن را بچشی. اما نگاهی به بقیه دنیا نکن و فقط به دلخواه خود بپرداز.
هوش مصنوعی: زمانی که ما به سرانجام خود نزدیک میشویم، بهتر است که در دریای عشق فرو برویم.
هوش مصنوعی: فیض ایرا به مدت طولانی در عشق داغ دل، زاری میکند و صدای نالههایش در این حس و حال، بسیار دلنشین و زیباست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر که دایم نیست ناپروای عشق
او چه داند قیمت سودای عشق
عشق را جانی بباید بیقرار
در میان فتنه سر غوغای عشق
جمله چون امروز در خود ماندهاند
[...]
عاشقان غرقند در دریای عشق
اوفتاده مست در غوغای عشق
دامن معشوق بگرفته به دست
سر نهاده دائما در پای عشق
عاشق و معشوق و عشق آمد یکی
[...]
در جهان افگندهٔ غوغای عشق
عالمی را کردهٔ شیدای عشق
آفتاب و ماه و اخترها روان
روز و شب سرگشتهٔ سودای عشق
کرد مینای فلک قالب تهی
[...]
شکر خاک از مستی مینای عشق
شور چرخ از نشأه صهبای عشق
گو بجوشد بَحرم از سودای عشق
جمله جوش و کف بود دریای عشق
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.