با عشق کی گنجد قرار ناصح برو شرمی بدار
با پند عاشق را چکار ناصح برو شرمی بدار
من حرف او را طی کنم من ترک نقل و می کنم
این کارها من کی کنم ناصح برو شرمی بدار
ای عاقلان بهر خدا جان من و جان شما
من از کجا عقل از کجا ناصح برو شرمی بدار
جائی که او گر میکند صد لطف و صد نرمی کنم
چون دیده بی شر میکند ناصح برو شرمی بدار
زان یار با مهر و وفا دوری کجا باشد روا
بهر خدا بهر خدا ناصح برو شرمی بدار
ما رستهایم از غیر یار ما را بود با یار کار
با یار ما را واگذار ناصح برو شرمی بدار
چون عشق بر ما چیر شد در حلق ما زنجیر شد
از دست ما تدبیر شد ناصح برو شرمی بدار
چون عشق در دل ریشهکرد دل عشقبازی پیشهکرد
کی میتوان اندیشه کرد ناصح برو شرمی بدار
دیر آمدی دیر آمدی چون جست این تیر آمدی
بی رای و تدبیر آمدی ناصح برو شرمی بدار
من از کجا و وعظ و پند یکدم دهان خود ببند
هرزه درائی تا بچند ناصح برو شرمی بدار
تا چند ازین چون و چرا تا کی کنی این ماجرا
کشتی مرا کشتی مرا ناصح برو شرمی بدار
ناصح چه میگوئی بما ناصح چه میجوئی ز ما
ناصح چه میخاری قفا ناصح برو شرمی بدار
از روی ما شرمی بدار بهر خدا شرمی بدار
ناصح بیا شرمی بدار ناصح برو شرمی بدار
با عاشق شوریده حال کم کن دل آزار جدال
فیض از کجا و قیل و قال ناصح برو شرمی بدار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاشقانه و چالشهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر به ناصح (موعظهکننده) میگوید که مشاورهها و نصیحتهایش درباره عشق برای او معنایی ندارد. او تأکید میکند که عشق باعث رهایی از عقل میشود و دل عاشق دیگر جایی برای تفکر و تدبیر ندارد. عشق او را به شدت درگیر کرده و در مقابل هرگونه موعظه و نصیحت میایستد. شاعر با لحن عاشقانه و عاطفی درخواست میکند که ناصح از نصیحت کردن دست بردارد و به احساسات عمیق او احترام بگذارد. در واقع، این شعر یک ابراز عشق بیقید و شرط و عدم تحمل موانع و نصیحتهای دیگران است.
هوش مصنوعی: به عشق نمیتوان آرامش و قرار داد، ای نصیحت کننده، کمی شرم کن و بدان که عاشق به این پندها نیازی ندارد.
هوش مصنوعی: من به سخنان او توجه میکنم، اما از گفتن حرفهای بیمعنی و انجام کارهای بیخود دست میکشم. این کارها را چه زمانی انجام خواهم داد؟ ای نصیحتکننده، کمی شرم کن.
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی بیانگر نارضایتی و ناامیدی راوی از حکمفرمایی عقل و نصیحت است. او از عاقلان میخواهد که به احساساتش توجه کنند و بر این نکته تأکید میکند که عقل و نصیحت لزوماً منبعث از او نیستند. به عبارت دیگر، او از دیگران میخواهد که دست از قضاوت و نصیحت بردارند و به احساسات و وضعیت او احترام بگذارند.
هوش مصنوعی: در جایی که او با مهربانی و نرمی رفتار میکند، من هم آنچنان نرم و لطیف میشوم، اما اگر او با بیشرمی نگاه کند، ای نصیحتگر، کمی شرم و حیا به خرج بده.
هوش مصنوعی: دوری از یار با محبت و وفاداری، برای چه چیزی درست است؟ برای خدا، ای نصیحتکننده، کمی شرم داشته باش.
هوش مصنوعی: ما از غیر یار فاصله گرفتهایم و همه کارهایمان با یار است. ناصح، تو دیگر مزاحم نشو و کمی شرم کن.
هوش مصنوعی: وقتی عشق بر ما غلبه کرد، در گردن ما زنجیری بستن. تدبیر و برنامهریزی از دست ما خارج شد. ای مشاور، کمی شرم داشته باش.
هوش مصنوعی: وقتی عشق در دل جا گرفت، دل به بازی عشق سرگرم شد. چه زمانی میتوان به فکر و اندیشه پرداخت؟ ای نصیحتگر، کمی شرم کن!
هوش مصنوعی: تأخیر تو در آمدن مثل این است که به تیر تندی میزنی. تو بدون فکر و برنامه آمدهای، ای نصیحتگو، کمی خجالت بکش.
هوش مصنوعی: من از کجا آمدهام و تو چه نصیحتهایی میکنی؟ بهتر است یک لحظه دهان خود را ببندی و بیهوده صحبت نکنی، چرا که ناصحی را که نصایحش را فراموش کرده، باید شرم کند.
هوش مصنوعی: چقدر باید به این سؤالها و تردیدها ادامه بدی؟ تا کی میخواهی مرا در این ماجرا غرق کنی؟ ای پنددهنده، کمی شرم داشته باش و مرا رها کن.
هوش مصنوعی: ای نصیحتگر، چرا اینقدر نصیحت میکنی؟ چه چیزی از ما میخواهی؟ چرا به ما انگشت اشاره میکنی؟ بهتر است که کمی شرم کنی و از این کار دست بکشی.
هوش مصنوعی: از روی ما شرم کن، به خاطر خدا کمی شرم کن. نصیحتکننده، بیا و شرم کن، نصیحتکننده، برو و شرم کن.
هوش مصنوعی: با عاشق سر به راه، از دلخوری و جدال کم کن. فیض و برکت از کجا ناشی میشود و حرف و سخن نصیحتکننده چیست؟ برو و یک کمی احتیاط کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.