اگر خرند زعشاق جان سوخته را
روان بدوست برم این روان سوخته را
کشد چو شعله زحرف فراق دوست نفس
کشم بکام خموشی زبان سوخته را
زآتش دل من حرف در دهن سوزد
کسی چگونه بفهمد بیان سوخته را
خبر ببر ببر دلبر ای صبا و بگوی
سزد که رحم کنی عاشقان سوخته را
بگو زسوختگان آتشین رخان پرسند
ترا چه شد که نپرسی فلان سوخته را
زهم بپاش صبا قالبم بپاش افکن
مهل که دفن کنند استخوان سوخته را
بسوخت زآتش عشقش تنم طبیب برو
دوا چگونه توان خستگان سوخته را
فتاد آتش عشقش بدل زمن کم شد
کجا روم زکه پرسم نشان سوخته را
حدیث سوختگانست بهرخامان حیف
خبر کنید زمن همدمان سوخته را
دهان و کام و زبان سوخت زاولین سخنش
بگو به فیض به بندد دهان سوخته را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است عاشقانه که به درد و رنج عاشقان سوزان اشاره دارد. شاعر از شعلههای فراق صحبت میکند و میگوید که نفسش مانند شعلهای از آتش عشق میسوزد. او از صبا (نسیم) میخواهد که پیامش را به معشوقش برساند و از رحم و محبت برای عاشقان سوخته بگوید. در کل، شاعر به توصیف حالات آتشین و جانسوخته خود میپردازد و از درد جدایی و عشق ناتمام سخن میگوید. این شعر به وضوح نشاندهنده عواطف عمیق و آتشین عاشق است که در غم فراق میسوزد.
هوش مصنوعی: اگر معشوقان بگویند که جان سوختهای را بیاب، من این جان سوخته را با عشق به او میبرم.
هوش مصنوعی: وقتی که درد جدایی از دوست به من فشار میآورد، مثل شعلهای میسوزم و در حالتی بیصدا نفس میکشم و به سکوت خود ادامه میدهم.
هوش مصنوعی: دل من آتشین است و کلماتم از درد آن به سوزش میآیند. چگونه میتوان انتظار داشت کسی عمق این احساس سوخته را درک کند؟
هوش مصنوعی: ای نسیم، خبر برسان به محبوب و بگو که شایسته است بر عاشقانی که دلشان سوخته، رحم و شفقت کند.
هوش مصنوعی: بگو که افرادی با چهرههای افسرده و سوخته سوال میکنند که تو چه مشکلی داری، چرا از حال و روز فلانی که به شدت آسیب دیده خبری نمیگیری؟
هوش مصنوعی: ای نسیم، از هم بپاش و بگذار که بدنم پراکنده شود؛ زمانی برای من نگذار که بخواهند استخوانهای سوختهام را دفن کنند.
هوش مصنوعی: بدن من در آتش عشق او سوخته است، ای پزشک! من به دارویی نیاز دارم که بتواند درد و رنج کسانی که در عشق سوختهاند را درمان کند.
هوش مصنوعی: آتش عشق او در قلبم فروکش کرد، حالا نمیدانم به کجا بروم و از چه کسی نشانه سوختگیام را بپرسم.
هوش مصنوعی: سوختگان در دل خود داستانی دارند که باید به گوش دیگران برسد. دوستانی که به داغ و سوز دل دچار هستند، میخواهم که خبر از حال آنها بدهید.
هوش مصنوعی: اولین کلمهای که از او شنیدم، چنان تأثیری بر من گذاشت که باعث شد دهان و زبانم بسوزد. حالا بگو که این بندگی و آتش را چگونه extinguish کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز حرف سرد چه پروا روان سوخته را؟
که هست مرهم کافور، جان سوخته را
ز بس که اهل سعادت گرسنه چشم شدند
هما به سگ ندهد استخوان سوخته را
نظر به نعمت الوان چرا سیاه کند؟
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.