چه پیچی همی خیره در بند آز
چودانی که ایدر نمانی دراز
گذرجوی و چندین جهان را مجوی
گلش زهر دارد به سیری مبوی
مگردان سرازدین وز راستی
که خشم خدای آورد کاستی
چو این بشنوی دل زغم بازکش
مزن بر لبت بر ز تیمار تش
گرت هست جام میزرد خواه
به دل خرمی را مدان از گناه
نشاط وطرب جوی وسستی مکن
گزافه مپرداز مغزسخن
اگر در دلت هیچ حب علیست
تو را روز محشر به خواهش ولیست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: بسیار حیران و سرگردان در مشکلات و آزمایشهای زندگی هستی، همچون کسی که در اینجا قرار دارد و نمیتواند مدت طولانی بماند.
هوش مصنوعی: برو و به دنبال دنیاهای مختلف نگرد، زیرا گل، زهر دارد و نباید به خوشیهای ظاهریاش دل ببندی.
هوش مصنوعی: از دروغ و فریبکاری دوری کن و بر راستگویی پافشاری کن، زیرا که خشم خداوند باعث میشود که نعمتها و برکتها کاهش یابد.
هوش مصنوعی: زمانی که این را میشنوی، دلت را از غم آزاد کن و بر لبانت ز زخم عشق نزن.
هوش مصنوعی: اگر جام می زردی در دست داری، نگران نباش، چون خرمی دل به گناه مربوط نیست.
هوش مصنوعی: شادابی و شادی را فراموش نکن و بیهوده گویی نکن. به اصل و محتوای کلام توجه کن.
هوش مصنوعی: اگر در دل تو محبت و عشق به علی وجود نداشته باشد، در روز قیامت به درخواست و خواهش او پاسخ نخواهی داد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.