تو لشکر بیارای و بر ساز جنگ
مدارا کن اندر میان با درنگ
ور ای دون که تنگ اندر آید سخن
به جنگ اندرون هیچ تندی مکن
گرفتنش بهتر ز کشتن بود
مگرش از گنه بازگشتن بود
از آبی کزو سرو آزاد رست
سزد گر نباید بدو خاک شست
وگر خوار گیرد تن ارجمند
به پستی نهد روی سرو بلند
سرش برگراید ز بالین ناز
مدار ایچ ازو گرز و شمشیر باز
گرامی که خواری کند آرزوی
نشاید جدا کرد او را ز خوی
یکی ارجمندی بود کشته خوار
چو با شاه گیتی کند کارزار
تواز کشتن او مدار ایچ باک
چوخون سرخویش گیرد به خاک
سوی کیش قیصر گراید همی
ز دیهیم ما سر بتابدهمی
عزیزی بود زار و خوار و نژند
گزیده به شاهی ز چرخ بلند
بدین داستان زد یکی مهرنوش
پرستار با هوش و پشمینه پوش
که هرکو به مرگ پدر گشت شاد
ورا رامش و زندگانی مباد
تو از تیرگی روشنایی مجوی
که با آتش آب اندر آید به جوی
نه آسانیی دید بی رنج کس
که روشن زمانه برینست و بس
تو با چرخ گردان مکن دوستی
کهگه مغز اویی و گه پوستی
چه جویی زکردار او رنگ و بوی
بخواهد ربودن چو به نمود روی
بدان گه بود بیم رنج و گزند
که گردون گردان برآرد بلند
سپاهی که هستند با نوش زاد
کجا سر به پیچند چندین ز داد
تو آن را جز از باد و بازی مدان
گزاف زنان بود و رای بدان
هران کس که ترساست از لشکرش
همی از پی کیش پیچد سرش
چنینست کیش مسیحا که دم
زنی تیز و گردد کسی زو دژم
نه پروای رای مسیحابود
به فرجام خصمش چلیپا بود
دگر هرکه هست از پراگندگان
بدآموز و بدخواه و از بندگان
از ایشان یکی برتری رای نیست
دم باد با رای ایشان یکیست
به جنگ ار گرفته شود نوشزاد
برو زین سخنها مکن هیچ یاد
که پوشیده رویان او در نهان
سرآرند برخویشتن بر زمان
هم ایوان او ساز زندان اوی
ابا آنک بردند فرمان اوی
در گنج یک سر بدو برمبند
وگرچه چنین خوار شد ارجمند
ز پوشیده رویان و از خوردنی
ز افگندنی هم ز گستردنی
برو هیچ تنگی نباید به چیز
نباید که چیزی نیابد به نیز
وزین مرزبانان ایرانیان
هران کس که بستند با او میان
چو پیروز گردی مپیچان سخن
میانشان به خنجر به دو نیم کن
هران کس که او دشمن پادشاست
به کام نهنگش سپاری رواست
جزان هرک ما را به دل دشمنست
ز تخم جفا پیشه آهرمنست
ز ما نیکوییها نگیرند یاد
تو را آزمایش بس ازنوش زاد
ز نظاره هرکس که دشنام داد
زبانش بجنبید بر نوش زاد
بران ویژه دشنام ما خواستند
به هنگام بدگفتن آراستند
مباش اندرین نیزهمداستان
که بدخواه راند چنین داستان
گراو بی هنرشد هم ازپشت ماست
دل ما برین راستی برگواست
زبان کسی کو ببد کرد یاد
وزو بود بیداد برنوش زاد
همه داغ کن برسر انجمن
مبادش زبان ومبادش دهن
کسی کو بجوید همی روزگار
که تا سست گردد تن شهریار
به کار آورد کژی و دشمنی
بداندیشی و کیش آهرمنی
بدین پادشاهی نباشد رواست
که فر و سر و افسر و چهر ماست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: برتو لازم است که نیروهایت را آماده کنی و در میدان نبرد با احتیاط و تدبیر عمل کنی.
هوش مصنوعی: اگر کسی کمفهم باشد و در گفتوگو به بنبست برسد، در درونش هیچگونه خشونتی بروز نده.
هوش مصنوعی: بهتر است او را بگیریم تا اینکه او را بکشیم، مگر اینکه او از گناه خود بازگردد.
هوش مصنوعی: اگر قرار است که درخت سرو از آب پاک و زلالی به رشد و سربلندی برسد، شایسته است که از خاک ناپاک دور بماند.
هوش مصنوعی: اگر بدن ارزشمند و گرامی به ذلت و پستی بیفتد، به مانند این است که چهره بلندی همچون سرو را به خاک بیفکند.
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانی از کسی که به او وابستهای، غافل شوی و او را رها کنی. حتی اگر خطراتی مانند جنگ و جدل وجود داشته باشد، از او دور نشو.
هوش مصنوعی: اگر کسی که عزیز است به خود تحقیر میزند، نباید او را از خود دور کرد.
هوش مصنوعی: یک شخص بزرگ و محترم وجود داشت که به خاطر قدرت و اهمیتش، با شاه جهان در نبرد بود.
هوش مصنوعی: او را نکش، هیچ نگرانی نداشته باش، زیرا اگر خونش بر زمین بریزد، رنگ خاک را به خود میگیرد.
هوش مصنوعی: به سوی اعتقادات و باورهای قیصر میرود و از تاج و تخت ما سر بر میدارد.
هوش مصنوعی: در این بیت، به شخصی اشاره شده که در وضعیت بسیار بد و ناخوشایندی به سر میبرد، اما به طور ناگهانی به مقام والایی دست پیدا کرده است. او که قبلاً در شرایط سخت و ذلتآور بود، اکنون به رتبهای بلند و شاهانه رسیده است.
هوش مصنوعی: در این داستان، شخصی به نام مهرنوش که پرستار است و باهوش و در لباس پشمی ظاهر شده، معرفی میشود.
هوش مصنوعی: هر کس به مرگ پدرش شاد شود، هیچ لذتی و زندگی خوشیای برای او باقی نیست.
هوش مصنوعی: به دنبال روشنی در تاریکی نباش، چرا که آتش نمیتواند به آب در جوی تبدیل شود.
هوش مصنوعی: هیچ کسی بدون چالش و سختی، روشنی و زیباییهای زندگی را نخواهد دید؛ زیرا تنها در سایههای رنج و تلاش است که به آرامش و روشنایی دست مییابیم.
هوش مصنوعی: با پرچرخ روزگار دوستی نکن، زیرا گاهی درون او عمق و حقیقتی است و گاهی فقط ظاهرش دیده میشود.
هوش مصنوعی: چه انتظاری میتوان از دیوانگی او داشت، وقتی که فقط با دیدن چهرهاش، همهی زیباییها و احساسات را به دست میآورد؟
هوش مصنوعی: زمانی که انسان از رنج و آزار میترسد، باید بدانید که سرنوشت و تقدیر در نهایت به اوج خود خواهد رسید.
هوش مصنوعی: سربازانی که با خوبی و شادی به دنیا آمدهاند، چگونه ممکن است در برابر ناامیدی و ظلم سر تسلیم فرود آورند؟
هوش مصنوعی: تو فکر نکن که آنچه میگویی فقط از روی باد و شوخی است، زیرا این موضوع جدی و مبتنی بر اندیشه است.
هوش مصنوعی: هر کسی که به دین مسیحیت گرایش دارد، از گروه خود دور شده و به خاطر آیینش به فکر تردید و انحراف افتاده است.
هوش مصنوعی: به این معناست که روش و طرز تفکر شخصیتی مثل مسیحا چنین است که با گفتن یک کلمه یا جمله، میتواند سریعاً احساسات و واکنشهای دیگران را تحت تأثیر قرار دهد و آنها را دچار تغییر کند.
هوش مصنوعی: او نگران نظر مسیحا نبود، زیرا در پایان کارش، او به صلیب کشیده شده بود.
هوش مصنوعی: هر کسی که در کنار این افراد نادرست و بداندیش وجود دارد، باید از آنها فاصله بگیرد و به آنها اعتماد نکند.
هوش مصنوعی: برتری در فکر و اندیشهی آنها وجود ندارد، زیرا افکارشان همچون نفس باد، بیثبات و ناپایدار است.
هوش مصنوعی: اگر در گود مبارزه به هر دلیلی به جنگ پرداخته شود، از یادآوری این موضوعات و صحبتها پرهیز کن.
هوش مصنوعی: افرادی که به طرز پنهانی زندگی میکنند، در خلوت و بیخبر از دیگران، به مراقبت از خود و زمان میپردازند و تدبیرهایی میکنند.
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که به رغم اینکه کسی را به زندان بردهاند، اما همچنان نشانههای قدرت و فرمانروایی او در آنجا وجود دارد. یعنی این شخص با وجود محدودیتها و تبعید، هنوز هم تأثیر و نفوذ خود را حفظ کرده است.
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است کسی به خاطر شرارتها و بدیهایش پیش دیگران خوار و ذلیل شود، اما ارزشهای درونی و گرانبهای او همچنان باقی است و نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
هوش مصنوعی: از زنان باوقار و از خوراک خوشمزه و همچنین از چیزهایی که در دل میپروریم، هر چیزی که زیباست و گسترده است، لذت میبریم.
هوش مصنوعی: برو، هیچ محدودیتی نباید در چیزی وجود داشته باشد، زیرا هیچ چیزی نمیتواند به غیر از آنچه هست، به دست آورد.
هوش مصنوعی: هر کسی که با این مرزبانان ایرانی رابطه برقرار کند، به نوعی به آنها وابسته شده است.
هوش مصنوعی: زمانی که بر دشمان خود پیروز شوی، در گفتار با آنها درشتی نکن و با تندی رفتار نکن. مانند آنکه با شمشیر، سخنانشان را به دو قسمت تقسیم کنی.
هوش مصنوعی: هر کسی که با پادشاه دشمنی کند، سزاوار است که جوابی سخت و سنگین ببیند.
هوش مصنوعی: هر کسی که در دلش دشمنی دارد، از همان تخم جفایی که در وجودش نهفته است، منشأ شرارت و بدی میشود.
هوش مصنوعی: از ما خوبیها را به یاد نداشته باشند، بلکه تو را آزمایش کنند و دوباره زنده شو.
هوش مصنوعی: هر کس که به تماشای دیگران دشنام دهد، زبانش باید بر طعام خوشمزهای که از آب و گل به وجود آمده، حرکت کند.
هوش مصنوعی: در زمان بدگویی و ناسزا، آنها اقدام به تزیین و زیبایی کلمات خود کردند.
هوش مصنوعی: در این وضعیت همنظر و همپیمان نباشید، زیرا دشمنان همین داستانها را به راه میاندازند.
هوش مصنوعی: اگر کسی بدون هنر و مهارت شود، باید بداند که این مشکل از خود ماست و دلمان بر این حقیقت که حقیقت همیشه پیرو راستگویی است، خوش است.
هوش مصنوعی: اگر کسی زبانش را به بدی به کار ببرد و این رفتار او به ظلم و ستم منجر شود، آن شخص باید عواقب کارهایش را تحمل کند.
هوش مصنوعی: هرگز در جمع و اجتماع، سخن بدی نگو و زبانی آزاردهنده نداشته باش.
هوش مصنوعی: هر کسی که در جستجوی روزگار است، باید بداند که این تلاش میتواند باعث آسیب و سستی در قدرت و جایگاه پادشاه شود.
هوش مصنوعی: کسی که از کجروی و دشمنی آگاه باشد، باید از طرز فکر بد و اعتقادات نادرست دوری کند.
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که در این سلطنت، وجود زیبایی و مقام ما اجازه نمیدهد که نادیده گرفته شویم. در واقع، اشاره به اهمیت و ارزش خود دارد و بیانگر این است که باید مورد توجه و احترام قرار بگیریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.