فردوسی
»
شاهنامه
»
پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود
»
بخش ۱۹ - اندرز فردوسی درباره پسر ناسپاس و داستان نوشزاد
یکی داستان کردم از نوشزاد
نگه کن مگر سر نپیچی ز داد
اگر چرخ را کوش صدری بدی
همانا که صدریش کسری بدی
پسر سر چرا پیچد از راه اوی
نشست که جوید ابر گاه اوی
ز من بشنو این داستان سر به سر
بگویم تو را ای پسر در بدر
چو گفتار دهقان بیاراستم
بدین خویشتن را نشان خواستم
که ماند ز من یادگاری چنین
بدان آفرین کو کند آفرین
پس از مرگ بر من که گویندهام
بدین نام جاوید جویندهام
چنین گفت گویندهٔ پارسی
که بگذشت سال از برش چار سی
که هر کس که بر دادگر دشمنست
نه مردم نژادست که آهرمنست
هم از نوشزاد آمد این داستان
که یاد آمد از گفته باستان


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: داستانی را از نوشزاد روایت میکنم، مراقب باش که از حق و انصاف منحرف نشوی.
هوش مصنوعی: اگر با زحمت و تلاش زیادی به دستاوردی نرسیدهای، بدانی که در تلاشهای دیگر نیز به نتیجهای نخواهی رسید.
هوش مصنوعی: پسر چرا از راه او منحرف میشود؟ او نشسته است تا ببیند که آیا ابر بارانزا میآید یا نه.
هوش مصنوعی: به من گوش کن، من این داستان را تمام و کمال برای تو تعریف میکنم، ای پسر گمشده.
هوش مصنوعی: زمانی که سخن دهقان را آراستم، خواستم که نشانی از خودم داشته باشم.
هوش مصنوعی: یادگاری از من به جا بماند که اینگونه باعث تحسین شود؛ چه کسی میتواند چنین تحسینی را انجام دهد؟
هوش مصنوعی: بعد از مرگ، نام من جاودانه خواهد ماند و همچنان کسی به جستجوی آثار من ادامه خواهد داد.
هوش مصنوعی: گویندهٔ پارسی میگوید که چهار سال از آن زمان گذشته است.
هوش مصنوعی: هر کس که با دادگر دشمنی کند، دیگر انسان نیست و به مانند دیو و اهریمن است.
هوش مصنوعی: این داستان از نوشزاد آغاز شده و به یادگاری از سخنان گذشته اشاره دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.