گنجور

 
فیاض لاهیجی

شکر لله که به فرمان شهنشاه جهان

آنکه بی‌مُهرِ رضایش نبرد حکم قضا

آنکه چون بهر دعایش نفس گرم زنند

جوش تب‌خاله برآرد لب ارباب دعا

شاه دریادل گردون حشمت شاه‌صفی

که بود تشنة خاک در او آب بقا

صدر شه سیّد والاگهر پاک نسب

آنکه چون لطف خدا در همه دل دارد جا

میرزایی که شمیم نفس خلق خوشش

گر شود عطرفروش سرِ بازار صبا

در چمن از اثر فیض‌گشائی نسیم

هیأت غنچه شود نافة آهوی ختا

کار ارباب هنر گشت به سامان نزدیک

جنس ارباب شرف کرد رواجی پیدا

کوکب فضل به اوج شرف آمد ز هبوط

علم شرع برآمد ز ثریّا به ثری

شب که دل صورت تاریخ تمنّا می‌کرد

می‌شنیدم که ز خلوت‌کدة اوادنی

به زبان عربی روح پیمبر می‌گفت

و لقد دار رحی‌الدّین علی مرکزها

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
منوچهری

وین دو تن دور نگردند ز بام و در ما

نکند هیچ کس این بی‌ادبان را ادبی

مسعود سعد سلمان

ای رفیقان من ای عمر و منصور و عطا

که شما هر سه سمائید و هوائید و صبا

کرده بیچاره مرا جوع به ماه رمضان

خبری هست ز شوال به نزدیک شما

تا به مغرب ننموده است مرا چهره هلال

[...]

ابوالفرج رونی

شاه باز آمد برحسب مراد دل ما

ملت از رایت او ساخته عونی به سزا

خیل خیل از خدمش تعبه کرده دگر

جوق جوق از حشمش تاختنی برده جدا

سوی هر مرحله راهی (پیموده) برده یک تن

[...]

امیر معزی

هرکه آن چشم دژم بیند و آن زلف دوتا

اگر آشفته و شوریده شود هست روا

منم اینک شده آشفتهٔ آن چشم دُژَم

منم اینک شده شوریدهٔ آن زلف دو تا

هوش‌من درلب ماهی است به قده سروسهی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه