من و کویی که کس را نیست جز عشرت به یاد آنجا
توان در خاکبازی یافت اکسیر مراد آنجا
گشاد فیض خواهی چشم عبرت در چمن بگشا
که خط سبزه بلبل را کند صاحب سواد آنجا
ز بزم عقل افکندم به کوی عشق رخت آخر
هر آن خرمن که اینجا داشتم دادم به باد آنجا
کسی از سیر گلزاری چه طرف آرزو بندد
که گل هر چند میچینی شود حسرت ز یاد آنجا
رقیب دیو سیرت را نگهبان کرده بر گنجی
که نتوان کرد یک دم بر ملک هم اعتماد آنجا
مرا بیگانه در بیرون نمود آن حسن در پرده
ندیدم چون درون رفتم به غیر از اتّحاد آنجا
چه میپرسی سراغ بزم عشرت از من ای فیّاض
گذشت آن هم اگر گاهی گذاری میفتاد آنجا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی تأثیر عشق و دلدادگی بر احساسات و روابط انسانی میپردازد. شاعر به تقابل بین عشق و فراق اشاره میکند و نشان میدهد که عشق و محبت میتواند کیفیت و ارزش روابط را تغییر دهد. همچنین به تأثیرات عمیق گریه و اشک به عنوان نشانهای از عشق و دلتنگی پرداخته و بیان میکند که حتی زاهدان نیز نمیتوانند از مستی عشق دور بمانند. شاعر زیرساختهای روحی و عاطفی انسانها را در مواجهه با عشق و فراق ترسیم میکند و به آثار و پیامدهای ناشی از عشق اشاره میکند که میتواند در وجود انسانها تغییرات عمیق ایجاد کند. در نهایت، او به این نکته میرسد که بلای جان هر شخصی که عاشق است، تأثیرات عمیق و نامحسوس عشق بر اوست.
هوش مصنوعی: در جایی که فقط یاد خوشی و لذت وجود دارد، من و آن مکان میتوانیم به جستجوی چیزی ارزشمند بپردازیم که تمام آرزوهایمان را برآورده کند.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از نعمتهای باغ بهرهمند شوی، چشم خود را به نشانههای عبرت که در چمن وجود دارد، باز کن. زیرا در اینجا، بلبل به درکی عمیق و علم دار میرسد که در هنر و زیبایی سبزهها نهفته است.
هوش مصنوعی: از مجالس عقل و فهم، به دنیای عشق گام گذاشتم. در نهایت، تمامی داشتههایم را که اینجا داشتم، به راحتی از دست دادم.
هوش مصنوعی: کسی که در باغ گل قدم میزند، چگونه میتواند آرزوی دیگری کند؟ زیرا هر چند از گلها بچینی، برای همیشه حسرت یاد آن باغ را با خود خواهی داشت.
هوش مصنوعی: رقیب با ظاهر وحشتناک خود، مراقب گنجی است که نمیتوان به راحتی به آن دست یافت و حتی برای یک لحظه هم نمیتوان به آنجا اعتماد کرد.
هوش مصنوعی: وقتی در بیرون به زیبایی نگاه میکنم، آن را از دور و به صورت بیگانه میبینم، اما وقتی وارد میشوم، جز همان وحدت و یکپارچگی چیزی نمیبینم.
هوش مصنوعی: به چه دلیل از من درباره جشن و شادمانی میپرسی، ای بزرگواری؟ گذشته است آن زمان و اگر هم گاهی به آنجا میرفتی، دیگر آن حال و هوا وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.