چند از گل سخن عرض تجمّل شنوم
لاف آشفتگی از طرّة سنبل شنوم
بوی گل آمد و رفت از کف من صبر و قرار
چه کنم آه اگر نالة بلبل شنوم
پرده بردار که غیرت به جنون خواهد زد
تا کی از باد صبا وصف رخ گل شنوم
هر چه در گوش تو آهسته رقیبان گویند
من به آواز بلندش ز تغافل شنوم
کشت فیّاض ز غیرت دل بیتاب مرا
تا کی از وی سخن تاب و تحمّل شنوم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساس عمیق خود سخن میگوید و به رازهایی اشاره میکند که در چشمان محبوب نهفتهاند. او از فتنهها و ترسهایی که در دل دارد صحبت میکند و میخواهد درد و غصههایش را پنهان نگه دارد. او از دکتر بیاحساسی و سردی روزگار و احساساتش یاد میکند و از اشکهایی که در چشمانش جمع شده، سخن میگوید. شاعر خواستار زلفی پریشان است که نشاندهنده آشفتهحالی او باشد و در نهایت، درد دل ناگفتنیاش را میخواهد ابراز کند.
هوش مصنوعی: چند بار باید از زیبایی گل صحبت کنم؟ به جای آن، حرفهای بیاهمیت و پر سر و صدا را از موهای سنبل بشنوم.
هوش مصنوعی: بوی گل به مشامم رسید و آرامش و صبر از من گرفته شد. حالا چه کار کنم؟ آه، اگر صدای ناله بلبل را بشنوم.
هوش مصنوعی: پرده را کنار بزن که احساس غیرت به جنون میرسد؛ تا کی میخواهم از نسیم صبح، توصیف چهرهی گل را بشنوم؟
هوش مصنوعی: هر چیزی که رقیبان در گوش تو به آرامی میگویند، من به صدای بلند از غفلت و بیتوجهی میشنوم.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق و غیرت، به شدت در اضطراب و بیقراری است. نمیدانم تا کی باید از او صحبت کنم و این صحبتها را تحمل کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.