با تو هر شب لب از آب زندگانی تر کنم
روز چون شد زندگی را خاک غم بر سر کنم
تیرهبختیهای من گر پرتو اندازد ز دور
شعله را در بر لباس از رنگ خاکستر کنم
اختلاط بیغمانم کشت خواهم همچو خاک
از گریبانِ ملامت دیدگان سر بر کنم
در سراب ناامیدی با خیال لعل او
العطش را لب تر از سرچشمة کوثر کنم
میتوانم کرد رد تیر حوادث را ز خویش
گر زره از سایة زلف بتان در بر کنم
مرغ تسلیمم، چه باک از شوخ چشمیهای دام
دام اگر در دست افتد زیب بال و پر کنم
کرد خونها در دل من تیغ او از انتظار
گر به تیغ او رسم خون در دل جوهر کنم
پهلوی راحت ندارم، مرد آسایش نیم
ضعفم از پا چون در آرد تکیه بر بستر کنم
این فضای تنگ جای پر زدن فیّاض نیست
فکر بال افشانیی در عرصه دیگر کنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر یک احساس عمیق عاشقانه و ناامیدی شاعر نسبت به عشق و وصال معشوق است. شاعر از لذتهای ناشی از بوسه و نزدیکی به معشوق سخن میگوید و به توصیف شبهایی میپردازد که با یاد معشوق روشن و دلنواز میشود. او خود را در مقام خاکساری برای معشوق قرار میدهد و میخواهد به نوعی تسلیم و فدای عشق او شود. همچنین، شاعر به تلخی و درد درونی ناشی از عشق و جنون اشاره میکند و از اینکه نمیتواند به راحتی از این احساسات رها شود، احساس ناامیدی دارد و خود را از دسیسهها و فریبهای دنیا جدا میکند.
هوش مصنوعی: هر شب با تو لحظههایم را با طراوت و شاداب میگذرانم، اما وقتی صبح میشود و روز آغاز میشود، به خاطر غم و اندوه زندگی، دلم را غمگین میکنم.
هوش مصنوعی: مشکلات و بدبختیهای من اگر نور و روشنی از دور ایجاد کند، آن را مانند شعلهای در آغوش میگیرم و لباس خود را به رنگ خاکستر در میآورم.
هوش مصنوعی: من در دل نگرانیها و اندوهها غرق شدهام و میخواهم مانند خاکی که از دل سختیها برمیخواست، از این ملامتها رهایی یابم و سر بلند کنم.
هوش مصنوعی: در میانهی ناامیدی، با تصور زیباییهای او، میخواهم تشنگیام را با آب زلال و گوارای کوثر سیراب کنم.
هوش مصنوعی: میتوانم از پس مشکلات و دشواریهای زندگی برآیم، اگر بتوانم با زیبایی و جذابیت عشق، خود را محافظت کنم.
هوش مصنوعی: من همچون پرندهای هستم که تسلیم سرنوشت شدهام، چه اهمیتی دارد اگر در دامهای زیبا و بازیگوشی گرفتار شوم، در هر صورت بال و پر خود را باز میکنم.
هوش مصنوعی: انتظار و حس عاشقانه من به حدی رسیده که شبیه زخم تیغ او در دل من عمیق شده است. اگر آن تیغ را ملاقات کنم، میتوانم احساسات و دردهای خود را به شکلی بارز و واضح بیان کنم.
هوش مصنوعی: من هیچ آرامشی ندارم، چون در این وضعیت ضعیف و ناتوانم. اگر بخواهم بر روی بستر دراز بکشم، به راحتی نمیتوانم این کار را انجام دهم.
هوش مصنوعی: این فضا آنقدر محدود است که نمیتوانم در آن پرواز کنم؛ بنابراین، بهتر است به یک عرصه دیگر فکر کنم که بتوانم به آزادی و شکوفایی بیشتری دست یابم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من نه آن رندم که تَرکِ شاهد و ساغر کنم
محتسب داند که من این کارها کمتر کنم
من که عیبِ توبهکاران کرده باشم بارها
توبه از مِی وقتِ گُل دیوانه باشم گر کنم
عشق دردانهست و من غَوّاص و دریا میکده
[...]
من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
محتسب داند که من کاری چنین کمتر کنم
ایخوش آنساعت که صوفی موجزن در بر کنم
فخر بر جمله قدک پوشان بحرو برکنم
چند ازین رو جامه گردانم بدان روی دگر
[...]
در خرابات ار شبی میل قدح کمتر کنم
عذر آن را روزها اندر سر ساغر کنم
خواهم از داغ جفا وز زخم گردون لالهوار
خاک و خون بر سر کنم وز خاک و خون سر بر کنم
تا که در آتشگه دیر مغانم شعلهسان
[...]
چند در دل آرزو را خاک غم بر سر کنم
آتشی را تا به کی در زیر خاکستر کنم
چند بینم خواری و در سینه دزدم تیر آه
شعله را تا کی نگهبانی به بال و پر کنم
زاریم گویا اثر دارد که امشب بر درش
[...]
کی به غیر از دیدنش اندیشه دیگر کنم
چون نظر هرجا شوم گم، سر ز مژگان بر کنم
حال دل خاطرنشان او کنم روز وصال
گر دهد نظارهام فرصت که چشمی تر کنم
چون خیال عافیت بندم، بسوزم خویش را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.