گنجور

 
فیاض لاهیجی

با تو هر شب لب از آب زندگانی تر کنم

روز چون شد زندگی را خاک غم بر سر کنم

تیره‌بختی‌های من گر پرتو اندازد ز دور

شعله را در بر لباس از رنگ خاکستر کنم

اختلاط بیغمانم کشت خواهم همچو خاک

از گریبانِ‌ ملامت دیدگان سر بر کنم

در سراب ناامیدی با خیال لعل او

العطش را لب تر از سرچشمة کوثر کنم

می‌توانم کرد رد تیر حوادث را ز خویش

گر زره از سایة زلف بتان در بر کنم

مرغ تسلیمم، چه باک از شوخ چشمی‌های دام

دام اگر در دست افتد زیب بال و پر کنم

کرد خون‌ها در دل من تیغ او از انتظار

گر به تیغ او رسم خون در دل جوهر کنم

پهلوی راحت ندارم، مرد آسایش نیم

ضعفم از پا چون در آرد تکیه بر بستر کنم

این فضای تنگ جای پر زدن فیّاض نیست

فکر بال افشانیی در عرصه دیگر کنم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
حافظ

من نه آن رندم که تَرکِ شاهد و ساغر کنم

محتسب داند که من این کارها کمتر کنم

من که عیبِ توبه‌کاران کرده باشم بارها

توبه از مِی وقتِ گُل دیوانه باشم گر کنم

عشق دردانه‌ست و من غَوّاص و دریا میکده

[...]

نظام قاری

من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم

محتسب داند که من کاری چنین کمتر کنم

ایخوش آنساعت که صوفی موجزن در بر کنم

فخر بر جمله قدک پوشان بحرو برکنم

چند ازین رو جامه گردانم بدان روی دگر

[...]

امیرعلیشیر نوایی

در خرابات ار شبی میل قدح کمتر کنم

عذر آن را روزها اندر سر ساغر کنم

خواهم از داغ جفا وز زخم گردون لاله‌وار

خاک و خون بر سر کنم وز خاک و خون سر بر کنم

تا که در آتشگه دیر مغانم شعله‌سان

[...]

نظیری نیشابوری

چند در دل آرزو را خاک غم بر سر کنم

آتشی را تا به کی در زیر خاکستر کنم

چند بینم خواری و در سینه دزدم تیر آه

شعله را تا کی نگهبانی به بال و پر کنم

زاریم گویا اثر دارد که امشب بر درش

[...]

قدسی مشهدی

کی به غیر از دیدنش اندیشه دیگر کنم

چون نظر هرجا شوم گم، سر ز مژگان بر کنم

حال دل خاطرنشان او کنم روز وصال

گر دهد نظاره‌ام فرصت که چشمی تر کنم

چون خیال عافیت بندم، بسوزم خویش را

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه