کمان غمزه پر کش کن که تیرت را نشان گردم
بگو حرفی که تا چون خط به گرد آن دهان گردم
زبان بسته تا تقریر شرح بیقراری کرد
چو حرف شکوه میخواهم که بر گرد زبان گردم
تو چون سرو روان از پیش من رفتی و میخواهم
ز خجلت آب گردم تا به دنبالت روان گردم
درین دریای خون کز هیچ سوره بر کنارش نیست
دلی خواهم که چون گرداب دایم بر میان گردم
امیدم پیر شد در وعدهگاه انتظار او
کجا شد وعدة دیگر که باز از نو جوان گردم
چنین نامهربانیها که من دیدم عجب نبود
که با من مهربان گردد اگر نامهربان گردم
خیالی گشتهام در ناتوانیها از آن ترسم
که ناگه از نظرگاه سر تیرت نهان گردم
به او رنگی ندارد گریة خونین من فیّاض
به پیش غم گر از هر تار مژگان خونفشان گردم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و اندوهی که بر اثر یاری نکردن معشوق به او رسیده، سخن میگوید. او از شدت گریه و بیاختیاریاش سخن میگوید که این اشکها را چون سیل به جو میبرد. شاعر تلاش میکند تا آه و غمش را از دلش بیرون بریزد، اما در نهایت آن را در خود سرکوب میکند. او همچنین به بیارزشی متاع دنیا و دین در برابر عشق و خاک معشوقش اشاره میکند و میگوید که باوجود این همه مصیبت و دشواری، ناگزیر به عشق او قربانی میشود. او بار بدنامی و مشکلاتش را به دوش میکشد و به راهی میرود که به ملامت منجر میشود، در حالی که همچنان به عشقش پایبند است.
هوش مصنوعی: با چشمان زیبا و فریبندهات ضربهای به قلبم بزن تا عشق را نشان دهم. فقط بگو کلمهای که باعث شود من مانند خطی دور لبهایت بچرخم.
هوش مصنوعی: زبانم در بیان درد و ناتوانیام بسته است، اما وقتی که میخواهم از ناله و شکایت بگویم، به دور زبانم میچرخم.
هوش مصنوعی: تو مثل درخت سرو از پیش من رفتی و من از خجالت آرزو دارم که به صورت آب درآیم تا بتوانم دنبالت بروم.
هوش مصنوعی: در این دریاى خون، که هیچ سورهاى در کنارش وجود ندارد، دلى مىخواهم که مانند گرداب، همیشه در میان آن بچرخد.
هوش مصنوعی: امیدم به انتظار او که سالها پیر شد، دیگر کجا رفته است وعدهای که باعث شود دوباره جوان شوم.
هوش مصنوعی: من چیزهای عجیبی از بیمحبتیها دیدم و شگفتزده نیستم اگر روزی کسی که با من مهربان بوده، ناگهان بیرحم شود.
هوش مصنوعی: به خاطر ناتوانیهایم، مثل یک خیال بیفایده شدهام و از این ترس دارم که ناگهان از تیر نگاه تو پنهان شوم.
هوش مصنوعی: گریهی خونین من برای او اهمیتی ندارد، حتی اگر از هر تار مژگانم اشک بریزم و به پیش غم بیفتم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گران شد بر دل من تن بیا تن گرد جان گردم
همه تن میشوم شاید بر جانان روان گردم
چو جانرا او بود جانان ز سر تا پای گردم جان
جهانرا چون بود او جان بجان گیرد جهان گردم
گران جان نیستم گر من سبک بیرون روم از تن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.