مشّاطه چو آرایش آن زلف علم کرد
آن خم که در آن بود دلم باز به خم کرد
هر تار سر زلف تو ماوای دلی بود
مشّاطه برین سلسله بسیار ستم کرد
قربانی مژگان تو گردم که به یک تاز
تسخیر جهان بیمدد تیغ و علم کرد
تا لذّت تیغ تو چشیدست، دلم را
رحمست بر آن صید که از دام تو رم کرد
نازی که نگاه تو به فیّاض حزین داشت
یارب چه گنه دید که بیواسطه کم کرد!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عجز و ناتوانی شاعر در ابراز و فهم عمیق عشق است. او اشاره میکند که نمیتواند ظاهر عشق را نشان دهد یا حقیقت آن را کشف کند. با وجود تلاشش، او نمیتواند به توبه و تغییر رویه بپردازد و از حیرت و شگفتی مردم در مورد عشق نیز ناتوان است. شاعر به سادگی و بیریایی خود اشاره میکند و میگوید که هیچ توانایی در حفظ ظاهر یا فهمیدن عشق ندارد. به عبارتی، او در دنیای عشق احساس تنهایی و ناتوانی میکند و نمیتواند مانند دیگران عمل کند.
هوش مصنوعی: آرایشگر وقتی که زلف علم را زیبایی بخشید، دل من هم که در آن خم بود، دوباره به حالت خمیده خود بازگشت.
هوش مصنوعی: هر تار موی تو پناهی برای دل من بود و آرایشگری بر این رشته بسیار ظلم کرده است.
هوش مصنوعی: من آمادهام تا به خاطر مژگان تو قربانی شوم، زیرا تو با یک نگاه، بدون نیاز به شمشیر و علم، کل جهان را تسخیر کردی.
هوش مصنوعی: وقتی که دلم طعم لذت تیغ تو را چشیده، برای آن شکار که از دام تو فرار کرده، دلم به حالش رحم میآید.
هوش مصنوعی: عزیزم، نگاهی که تو به معشوقهای غمزده و خسته داشتی، باعث شد که او بهصورت مستقیم از محبت و بخشش خود بکاهد. آیا واقعاً چه خطایی انجام داده بود که اینگونه از عشق و محبتش کاسته شد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاهی که براه طلب از فرق قدم کرد
در رزم حرامی شد و بدرود حرم کرد
تسلیم جفا آمد و تمکین ستم کرد
شنگرف ز خون دل از انگشت قلم کرد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.