خویش را بر آب و بر آیینه تا اظهار کرد
آب را آتش زد و آینه را گلزار کرد
مژده چشمِ دل براهِ مصرِ خواهش را که باز
اینک آن آشوب کنعان روی در بازار کرد
عمرها آسوده بودم در شکر خواب عدم
فتنة چشم تو زین خواب خوشم بیدار کرد
چون تل خاکستری کاید به پیش راه سیل
گریة من آسمان را با زمین هموار کرد
شب که زخم ناوکش پی در پیم دل مینواخت
ز آن میان تیری که رد شد سخت بر من کار کرد
ناشکیبایی چه بر جانم غم آسان کرده بود
صبر بر من عاقبت این کار را دشوار کرد
بیثباتیهای نازت آه را از پا فکند
سرگرانیهای چشمت ناله را بیمار کرد
یارب آسان کن به گوشش نالههای تیشه را
آنکه کوه بیستون را بر دل من بار کرد
دشمنیهای کم فیّاض سدّ ره نبود
هر چه با من کرد آخر یاری آن یار کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساساتی عمیق و پیچیده است. شاعر از غم و اندوه خود در نبود معشوق صحبت میکند و به زیباییهای زندگی و لذتهای آن اشاره میکند. او به تضادهای درونی خود مانند تلخی و شیرینی، صبر و ناامیدی، و عشق و حسرت میپردازد. نهایتاً، شاعر به تحول و پاکسازی از آلودگیها و دستیابی به آرامش و درک واقعی زندگی اشاره میکند. تمام این مضامین با تصاویری زیبا و پریشانیهای طبیعی و انسانی در هم آمیخته است.
هوش مصنوعی: وقتی که انسان در برابر آب و آینه خود را نشان میدهد، در حقیقت تغییراتی در آن به وجود میآید. آب به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد و به نوعی مانند آتش زنده میشود، در حالی که آینه نیز میتواند زیباییهای طبیعی را به تصویر بکشد و به یک باغ زیبا تبدیل شود. این نشان میدهد که خودآگاهی و مشاهده خود میتواند انرژی و زندگی جدیدی به وجود بیاورد.
هوش مصنوعی: چشم دل را به خوشخبری از سفر به مصر آرزوها باز کنید، زیرا دوباره این شور و هیجان کنعانی در بازار شکل گرفته است.
هوش مصنوعی: سالها در آرامش و بیخبری به سر میبردم، اما جذابیت نگاه تو مرا از آن خواب شیرین بیدار کرد.
هوش مصنوعی: زمانی که غم و اندوه مانند خاکستری به جاده جاری میشود، اشکهای من آسمان را با زمین یکی میکند و مسیر را هموار میسازد.
هوش مصنوعی: در شب، زخم تیر کوچکی که بر قلبم نشسته بود، به شدت درد میکرد و از میان آن، تیری که رد شد، اثر بدی بر من گذاشت.
هوش مصنوعی: ناامیدی و بیتابی به جانم فشار آورده بود، اما در نهایت صبرم را سخت و دشوار کرد.
هوش مصنوعی: بیثباتی و ناز تو باعث شده آه و نالهای در دل من شکل بگیرد، نگاهی که به تو دوختهام، مرا به شدت ناراحت و بیمار کرده است.
هوش مصنوعی: ای کاش برای او که بار سنگین کوه بیستون را بر دل من گذاشت، نالههای تیشه را آسان بشنود.
هوش مصنوعی: دشمنیها و کینهوریهای کمتر از حدّ انتظار نتوانست مانع دوستی و کمک آن یار به من شود؛ هر چه دیگران دربارهام کردند، در نهایت همان یار به من یاری رساند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ماه فروردین جهانرا از در دیدار کرد
ابر فروردین زمین را پر بت فرخار کرد
باد گویی نافه های تبتستان بردرید
باغ گویی کاروان شوشتر آوار کرد
گلبن سرخ آستین صد ره پر یاقوت کرد
[...]
آن همه دعوی که اول عقل دعوی دار کرد
دید چون رویت به عجز خویشتن اقرار کرد
رنج بیداری شبهای غم روشن نبود
خفته بودم پیش ازین، هجر توام بیدار کرد
سجه گر زنار شد بر مشکن، ای پرهیزگار
[...]
حسن روی حور جنت را فلک اظهار کرد
چون رخ خوب تو دید از کعبه استغفار کرد
وه چه کافر بود آن کز دیر مست آمد برون
بهر قیدم رشته تسبیح را زنار کرد
باغبان تا کرد تشبیه دهانش غنچه را
[...]
باز شمعم خانه روشن، کوری اغیار کرد
عاقبت دود چراغ شب نشینان کار کرد
صد هزاران عاشق گل گشت و کس آهی نزد
مدعی از زخم خاری شکوه بسیار کرد
در سر بازار حسنش گل خریداری نیافت
[...]
شمع، دوش از ناله من گریه بسیار کرد
غالبا سوز دل من در دل او کار کرد
حال دل می داند آن شوخ و تغافل می کند
این سزای آنکه سر عشق را اظهار کرد
ناله من این همه زان ماه خوش رفتار نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.