سرو نتوانست لاف قامتش از پیش برد
هرزه در پیش جوانان آبروی خویش برد
همچو ترکش پر برآوردم ز تیر ناز او
هر چه گویم، لذّت پیکان او دل بیش برد
کوه را فرهاد از جا کند و خسرو مزد یافت
بخت چون سستی کند نتوان به زور از پیش برد
عاشقی دورست از منصور دعویدار، دور
بیحقیقت با وجود دوست نام خویش برد
لذّت عیش جهان در لذّت ترکست و بس
هر چه را در پادشاهی باخت شه، درویش برد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و دوری از محبوب میپردازد و احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان میکند. او میگوید که هر روز به امید دیدار محبوبش به سر میبرد، اما این آرزو و امید به خاک میسپاردش. شاعر تأکید میکند که تنها با نگاه پاک و دل پاک میتوان زیبایی محبوب را دید و از عشق او بهرهمند شد. همچنین، اشاره به این دارد که محبتی که از دست داده، امید دارد که خداوند دوباره آن را بازگرداند و او را به وصال محبوب برساند.
هوش مصنوعی: سرو نتوانست ادعای قد بلندش را از قبل به اثبات برساند و هرزه، آبرویش را در حضور جوانان از دست داد.
هوش مصنوعی: من همچون پرها از کمان عاشقانه او پرواز کردهام؛ هرwhat چیزی که بگویم، لذت تیراندازی او دل را بیشتر میبرد.
هوش مصنوعی: فرهاد کوه را شکافت و به خاطر این تلاش، خسرو پاداشی دریافت کرد. زمانی که بخت به سستی گراید، نمیتوان با زور و توانایی از موانع عبور کرد.
هوش مصنوعی: عاشقی که به درستی از مقام بالای خود صحبت میکند، بدون اینکه به حقیقت نزدیک شود، فقط به خاطر نام خود با دوستش فاصله دارد.
هوش مصنوعی: لذت زندگی در این است که دست از خواستههای دنیا بکشیم و تمام چیزی که پادشاه در زندگیاش از دست میدهد، در واقع به دست درویش میرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.