مرا پای طلب از رهگذاری خارها دارد
که از هر خار او دل در نظر گلزارها دارد
همای بینیازی سایه بر هر سر نیندازد
گل این باغ ننگ از جلوة دستارها دارد
برای گریه از دل مشت خون جستم چه دانستم
که زیر هر بن مو دیده دریا بارها دارد
ز طوف کعبه میآید دل کافر نهاد من
نشان کعبه اینک بر میان زنّارها دارد
عزیزان یوسفی در کاروان حسن پیدا شد
که یوسف را جمالش چشم بر بازارها دارد
اگر چون سایه در کویش به خاک افتم عجب نبود
که جا خورشید آنجا بر سر دیوارها دارد
رقیب سادهدل از دولت وصل تو مغرورست
نمیداند که این اقبالها ادبارها دارد
تو نازک طبع و بدخوییّ و من بیصبر و بیطاقت
ز من همچون تویی را رام کردن کارها دارد
برو بیرون بر از خاک در او دردسر فیّاض
ز گرد هستیت این آستان آزارها دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جلوههای عشق و زیبایی معشوق است. شاعر به تماشای گل و لاله میپردازد، اما میگوید که این زیباییها در مقایسه با معشوق، چیزی ندارند. او به جذابیت و نرمخویی معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی آب هم در خرامیدن خود به مقایسه با معشوق کم میآورد. شاعر بیان میکند که هر چیز زیبا و جذابی که میبیند، در چشم او جایی دارد و به نوعی یادآور معشوق است.
سپس شاعر به تفاوتهای تحت تاثیر معشوق، از جمله بهار و خزان که در دیدار او نمود پیدا میکند، اشاره میکند. او میگوید که حتی آفتاب نیز به عشق معشوق حسادت میکند. شاعر همچنین به تمایل عمیق دل به معشوق اشاره کرده و میگوید که خوشگذرانی و لذت واقعی در یاد و خاطر معشوق نهفته است، حتی اگر در لحظهای نتواند با او صحبت کند. در نهایت، صحبت واقعی را آنچه با یاد معشوق است، میداند.
هوش مصنوعی: من در مسیر جستوجو با مشکلات و موانع زیادی روبرو هستم، اما هر یک از این مشکلات برای من یادآور زیباییها و شگفتیهای زندگی است.
هوش مصنوعی: پرندهای که نماد بینیازی است، بر هیچکس سایه نمیفکند و این گلها از اینکه در معرض نمای ظاهری و تکلفها قرار بگیرند، شرم دارند.
هوش مصنوعی: از دل مشت خون کشیدم تا اشک بریزم، اما نمیدانستم که هر رشته مو میتواند دریاهایی از اشک را در خود داشته باشد.
هوش مصنوعی: دل کافر از طوفان کعبه پُر از شور و شوق است و من، نشانه کعبه را همینجا، در میان زنجیرها و بندهایی که به آن متصل شدهام، حس میکنم.
هوش مصنوعی: در بین زیبایانی که به جمع آمدهاند، محبوبی همچون یوسف قابل مشاهده است که زیباییاش، نظرها را در بازارها جلب میکند.
هوش مصنوعی: اگر من مانند سایه در کوی تو به زمین بیفتم، شگفتی ندارد که خورشید در آنجا بر دیوارها تابیده باشد.
هوش مصنوعی: رقیب ناآگاه به خوشبختی ناشی از ارتباط با تو مغرور شده است و نمیداند که این خوششانسیها ممکن است به زودی به بدشانسی تبدیل شود.
هوش مصنوعی: تو لطیف و حساسی و خُلق و خوی خوبی نداری، اما من آدمی هستم که صبر و طاقت ندارم. برای رام کردن کسی مثل تو، باید تلاش و کار زیاد انجام داد.
هوش مصنوعی: از محل و مکان خود دور شو، چرا که درد و مشکلاتی که از وجود تو ناشی میشود، در اینجا به وفور یافت میشود و این مکان پر از سختیهاست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.