ای بیلبت حرام بر اهل کلام بحث
عشق تو کرده در همه عالم تمام بحث
اشراقیان مدرسة عشق را بود
جز با زبان گوشة ابرو حرام بحث
سیمرغ معرفت نشود صید حرف (و) صوت
بر بام این هوس چه نهد هرزه دام بحث
گشتیم بر رسایل دانش تمام و بود
هم نارسا دلایل و هم ناتمام بحث
برداشت یار پرده و شد گفتگو تمام
مطلب چو کشف شد چه دلیل و کدام بحث؟
ای ذرّه از رخ تو به خورشید در جدل
زیباست از لب نمکینت مدام بحث
فیّاض فهم اگر نکنی حرف من مرنج
ناپخته مطلبی است پریشان و خام، بحث
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان دردها و رنجهای ناشی از عشق و جدایی میپردازد. شاعر از درمان ناپذیری بیماری عشق و بیفایده بودن تلاشهای طبیبان سخن میگوید. او به احساس تشنگی شدید و ناامیدی در برابر دردهای عاطفی اشاره میکند و میگوید که هیچ دارویی نتوانسته او را تسکین دهد. عشق مانند بیماری مزمنی است که عقل را تحت تأثیر قرار میدهد و تنها راه چاره، صبوری و مدارا با این درد است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که شوق و آرزو همچنان در او وجود دارد و این احساسات موجب افزایش درد و نیاز به درمان میشود.
هوش مصنوعی: ای آنکه بیلبی، محبت تو بر اهل سخن حرام است، زیرا که در سراسر عالم سخن عشق تو را گفتهاند و تمام بحثها حول این موضوع است.
هوش مصنوعی: محبوبان و عارفان عشق، فقط با نگاه و زبان چشمان خود میتوانند درباره عشق صحبت کنند و هر گونه بحث و گفتوگو درباره آن با زبان دیگران نادرست و نامناسب است.
هوش مصنوعی: پرندهای که به نماد دانایی و معرفت تبدیل شده، در دام و تلهٔ حرف و صدا گرفتار نمیشود. بر روی بام این آرزو، چه فایدهای دارد اگر در بحثها و گفتگوها گرفتار حواشی بیمحتوا شویم؟
هوش مصنوعی: ما در متون علمی و دانش به جستجو پرداختیم، اما متوجه شدیم که دلایل ارائهشده ناقص و بحثها نیز ناپایدار و نیمهکاره هستند.
هوش مصنوعی: یار پرده را کنار زد و گفتگو به پایان رسید؛ وقتی حقیقت آشکار شد، چه دلیلی باقی ماند و کدام بحثی دیگر وجود داشت؟
هوش مصنوعی: ای ذره! زیبایی تو باعث شده که حتی خورشید هم با تو در رقابت باشد، و همیشه از لب شيرین تو در مورد جذابیت بحث میشود.
هوش مصنوعی: اگر نتوانی حرف من را بفهمی، ناراحت نشو؛ زیرا صحبت من هنوز ناپخته و نامنظم است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در بزم ما که می رود از نقل و جام بحث
ای محتسب مکن ز حلال و حرام بحث
زان زلف و رخ که حجت دور و تسلسل است
باشد میان اهل نظر صبح و شام بحث
زان ماجرا که باده فرو ریخت از لبت
[...]
خلقی که می کنند به آب مدام بحث
هرگز نمیکنند به نان حرام بحث
بر لب نهند مهر خموشی هزار بار
بهتر که می کنند پی ننگ و نام بحث
یارب نگاه دار ز شر معاندان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.