گنجور

 
فایز

ای نام تو آرایش هر مسجد و منبر

وای ذکر تو زینت ده هر محفل و محضر

بی نام تو مسجد چه بود، طرح مهندس

بی ذکر تو محفل چه بود، نقش مصور

آفاق پر از زمزمه نام تو باشد

نام تو شفابخش همه عاجز مضطر

گر تیغ تو در کرب و بلا جلوه نمی کرد

تا حشر بدی خلق جهان یکسره کافر

آن جلوه که شمشیر علی کرد به خندق

ضرب تو فزونتر بود از ضربت حیدر

زیرا که نبی بود و علی بود و سپاهی

عمرو آمد و تنها به علی گشت برابر

شاه شهدا یک تنه با خلق جهانی

آن کرد که حیدر نکند در صف خیبر

فریاد از آن دم که گرفت او به کمر دست

دیدش که فتاده به زمین نعش برادر

بی خود شد و از اسب بیفتاد به زاری

زآنسان که برفت طاقت و هوش از تن و از سر

ای ماه بنی هاشم و ای صف شکن من

ای در همه احوال مرا مونس و یاور

فایز! به عزای شه لب تشنه فغان کن

تا شافع جرم تو شود در صف محشر

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ناصرخسرو

ای چنبر گردنده بدین گوی مدور

چون سرو سهی قد مرا کرد چو چنبر

وز موی و رخم تیرگی و نور برون تاخت

تا زنده شب تیره پس روز منور

هر وعده و هر قول که کرد این فلک و گفت

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ناصرخسرو
مسعود سعد سلمان

ای آذر تو بافته از غالیه چادر

اندر دل عشاق ز دست آذرت آذر

زلفین تو ریحان دل عشاق تو جنت

دیدار تو خور دیده عشاق تو خاور

نه سرو سهی چون تو و نه لاله خودرو

[...]

مشاهدهٔ بیش از ۲۳ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه