آن قطرهام که بحر به دور افکند مرا
ظلمت ز ننگ بر در نور افکند مرا
من خانهزاد دیده دردم چو طفل اشک
گرداب غم به موج سرور افکند مرا
بر عشق مهربان شده ترسم که عاقبت
در قحط سال وعده طور افکند مرا
ایزد جزای مستی من چون دهد مگر
لبتشنه در سراب شعور افکند مرا
رحمت بهانهجوست مبادا نسیم لطف
در صیدگاه طره حور افکند مرا


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل احساس شدید خود را نسبت به عشق و درد بیان میکند. او به تمثیل قطره و دریا اشاره کرده و از ظلمت و غمهایی که بر او مستولی شده سخن میگوید. با احساسی از ناپایداری و ترس از عواقب عشق، او از مشکلاتی که ممکن است در مسیرش پیش بیاید، هراسان است. در نهایت، شاعر به امید رحمت و لطف الهی اشاره میکند و از خطراتی که ممکن است در این مسیر او را غرق کند، میگوید.
هوش مصنوعی: من همان قطرهای هستم که دریا مرا در خود غرق کرده است. تاریکی ننگ و عیب، مرا از نور و روشنی دور کرده است.
هوش مصنوعی: من در زندگی، با درد و رنجی مشابه کودکانی که در میان مشکلات هستند، مواجه شدهام و این غم و اندوه مانند گردابی مرا به چالش کشیده است، اما در عین حال لحظاتی از شادی و سرور هم به من روی آوردهاند.
هوش مصنوعی: میترسم که به عشق دل ببندم و در نهایت، در روزهایی که چیزهایی کمبود دارد، به سرنوشتی ناخوشایند دچار شوم.
هوش مصنوعی: خداوند چطور میتواند پاداش مستی من را بدهد، جز این که مرا به دنبال چیزهای بیفایده و توهمی بفرستد، مانند کسی که در جستجوی آب، به سراب میافتد؟
هوش مصنوعی: رحمت همیشه بهانهای برای خود دارد و امیدوارم نسیم خوشی که میتواند به من برسد، مرا در دام زیباییهای دنیا گرفتار نکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.