غم عشقت به عالم در نگنجد
بلی این روح در پیکر نگنجد
دلم از مهر غم پرگشت چندان
که ترسم غم در آن دیگر نگنجد
شهید خنجر شوق تو چندان
به خود بالد که در محشر نگنجد
شراب شوق ما را نشئهای هست
که در پیمانه و ساغر نگنجد
مریضان بلا بالین غم را
هوای عافیت در سر نگنجد
فصیحی شاهد نومیدی ما
حریف صبر را در بر نگنجد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عمق و عظمت غم عشق اشاره کرده و میگوید که این غم آنقدر بزرگ است که نمیتوان آن را در دنیا جا داد. او از احوال دلش میگوید که پر از محبت و غم شده و میترسد که دیگر تحمل آن را نداشته باشد. همچنین به شدت شوق و اشتیاق اشاره میکند که به اندازهای است که نمیتوان آن را در امکانات مادی محدود کرد. شاعر به احساسات عمیق و پیچیدهای اشاره دارد که در برابر سختیها و ناامیدیها قرار دارد و نشان میدهد که در دل خود، امید و صبر را نمیتواند نگه دارد.
هوش مصنوعی: غم عشق تو آنقدر بزرگ است که هیچچیز نمیتواند آن را در بر بگیرد، بله، این روح من در این بدن نمیگنجد.
هوش مصنوعی: دل من از محبت و غم پر شده است به حدی که میترسم دیگر جایی برای غمهای جدید نداشته باشد.
هوش مصنوعی: شوق و عشق به تو در دل شهیدان آنقدر عمیق و زیاد است که در روز محشر جا نخواهد گرفت.
هوش مصنوعی: عشق و شوق ما به قدری عمیق و شدید است که هیچ ظرفی نمیتواند آن را در خود جا بدهد.
هوش مصنوعی: افرادی که در رنج و بیماری به سر میبرند، دیگر امیدی به بهبودی و سلامت ندارند.
هوش مصنوعی: فصیحی، حالت ناامیدی ما را نمیتواند در کلماتش بیان کند، چون صبر و تحمل ما فراتر از آن است که در کلمات جای بگیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حدیث عشق در دفتر نگنجد
حساب عشق در محشر نگنجد
عجب میآیدم کین آتش عشق
چه سودایی است کاندر سرنگنجد
برو مجمر بسوز ار عود خواهی
[...]
غم عشقت به عالم درنگنجد
بلی این روح در پیکر نگنجد
شهید خنجر شوق تو چندان
به خود بالد که در محشر نگنجد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.