هزار گل ز جگر در کنار خنده ماست
خزان عافیت ما بهار خنده ماست
برون بهشت و درون دوزخست پرهیزید
از آن گیاه که در مرغزار خنده ماست
هزار شکر که حساد ما نمیدانند
که گریه تازه گل نوبهار خنده ماست
ز زخم بس که شکفتیم نوبهاران را
هزار قافله در زیر بار خنده ماست
گرت ز زهر فصیحی لبالب است ایاغ
نگاه دار که آن یادگار خنده ماست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف شادی و سرور ناشی از خنده میپردازد و آن را به عنوان یک نعمت گرانبها معرفی میکند. شاعر از گلها و بهار به عنوان نمادهای خوشبختی یاد میکند و میگوید که خنده ما نیروبخش و زایندهی زندگی است. وی همچنین به زخمها و رنجهایی که در گذشته متحمل شده اشاره میکند و نشان میدهد که با وجود این دردها، خنده همچنان قوت و زیبایی را به زندگی بازگردانده است. در پایان، شاعر نسبت به تلخیها و زهرهای زندگی هشدار میدهد، اما یادآور میشود که خنده و شادی مهمترین یادگار اوست.
هوش مصنوعی: هزاران گل از دل ما در کنار لبخند ما وجود دارد و فصل خنکای زندگی ما به خاطر همین لبخند است.
هوش مصنوعی: از بهشت خارج و در دوزخ قرار داریم، پس از آن گیاهی که در باغچهی خوشحالی ما رشد میکند، دوری کنید.
هوش مصنوعی: هزار بار شکر که حسادتها نمیفهمند که اشکهای ما در واقع نشانه شادی و سرود دلانگیز بهار است.
هوش مصنوعی: از زخمهایی که دیدیم، به قدری شکوفا و سرزنده شدیم که هزاران قافله در زیر بار شادی و خنده ما قرار دارند.
هوش مصنوعی: اگر زبان فصیح و شیوا در دلت مانند زهر فراوان است، مراقب باش که این زیبایی یادگار خنده و شادی ماست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.