چندم ای اشک به تاراج محبت خیزی
پی خونریزی ارباب ملامت خیزی
ای اجل بر سر بالین من آیی ترسم
که به امید نشینی و به حسرت خیزی
پای دل بوسم و گویم که مبادا در حشر
تا که از زخم ملامت به سلامت خیزی
تو پس زانوی رشک ای دل و او پهلوی غیر
نشود گر تو ازین حلقه صحبت خیزی
نشئهی درد فصیحی به دلت باد حرام
از غم آباد بلا گر به سلامت خیزی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساسات و دردهای عاطفی ناشی از محبت میپردازد. او با تصویرسازی از اشک و ملامت، به ترس از فرا رسیدن مرگ و حسرتهایی که ممکن است به همراه آورد، اشاره میکند. شاعر در تلاش است تا از دل خود مراقبت کند و از زخمهای ناشی از ملامت دوری جسته و به سلامت بماند. در نهایت، او آرزو دارد که در میان غم و مشکلات، دلش از درد و رنج دور باشد و به آرامش برسد.
هوش مصنوعی: چند بار ای اشک، به خاطر عشق دلتنگی میکنی و همچنان در حال ناله و گریه برای کسانی هستی که همیشه مورد سرزنش و اتهام قرار گرفتهاند؟
هوش مصنوعی: ای مرگ، وقتی به سر بالین من بیایی، میترسم که به امید زندگی کردن نزد من بنشینی و در نهایت با حسرت بروی.
هوش مصنوعی: من پای دل خود را میبوسم و به آن میگویم مبادا در روز قیامت، از زخمهای سرزنش و ملامت به سلامت خارج شوی.
هوش مصنوعی: ای دل، تو به خاطر حسادت به او و اینکه او کنار دیگران است، زانوی غم به بغل گرفتهای. اگر تو از این حلقهی دوستی جدا شوی، او هرگز جای تو را پر نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: درد و ناراحتی که به وضوح بیان میشود، نباید در دل تو جا داشته باشد. اگر به خوبی و سلامت از این وضعیت خارج شوی، به مسیر زندگی ادامه بده.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.