جنید را قدس اللّه سره گفتند خواهی که مر حضرت آفریدگار را بینی گفت نه گفت چرا گفت بخواست و نیافت بدین نسبت همه آفت در اختیار منست و من از آفت اختیار پناه بدو سازم چنانکه یکی را دیدند که غرق میشد گفتند خواهی که برآئی و نجات یابی گفت نه گفتند خواهی که غرق شوی گفت نه گفتند پس چه خواهی گفت مراد من در مراد او نرسیده است آن خواهم که او خواهد عشق چون بدین مرتبه رسید کمال گیرد.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، جنید به این سؤال پاسخ میدهد که آیا میخواهد خداوند را ببیند یا نه. او میگوید که نمیخواهد، زیرا معتقد است که همه چیز در اختیار اوست و از آفات و مشکلات به خدا پناه میبرد. وقتی به او میگویند که آیا میخواهد نجات یابد یا غرق شود، او هیچیک را نمیخواهد و در نهایت میگوید که خواستهاش این است که آنچه خدا میخواهد، همان را بخواهد. به این ترتیب، او به مرحلهای از کمال میرسد که عشق و ارادة الهی در آن قرار دارد.
هوش مصنوعی: جنید، قدس الله سره، به او گفتند آیا میخواهی خداوند را ببینی؟ او پاسخ داد نه. علت این پاسخ را جویا شدند و او گفت چون خواستم، اما نتوانستم. به این لحاظ همه آفات در اختیار من هستند و من از آفات اختیار، به او پناه میبرم. مانند کسی که در حال غرق شدن بود و وقتی به او گفتند آیا میخواهی نجات یابی، گفت نه. سپس پرسیدند آیا میخواهی غرق شوی، او هم باز گفت نه. وقتی از او پرسیدند پس چه میخواهی، پاسخ داد: مرادم این است که به مراد او نرسم و آنچه او خواهد، عشق است. وقتی به این مرحله رسید، به کمال میرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.