در ابتدای عشق عاشق خام بود رؤیت محبوب از برای دفع آتش ولع بخواهد چون طاقت سوختن ندارد و قوت دل برداشتن ندارد و این خواست معشوق بود برای خود و در معنی این خود را خواستن بود و آنکه خود خواه بود نه بر راه بود چون کار بنهایت رسد خود را برای او خواهد و سخن در این گفته شده است آن را که در میدان سربازان سر گوی باید کرد و در خم چوگان قهر آورد او را از کجا رای خودخواهی بود یا پروای طلب شاهی بود.
در معرکه یلان تو سرباز
گر عاشق صادق تو سرباز
چون تیغ بلاش بر تو آید
از هستی خویشتن تو سرباز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در ابتدای عشق، عاشق هنوز نادان است و تنها به خاطر دوری از درد و خواستهاش به محبوب مینگرد. او توان تحمل سوختن در آتش عشق را ندارد و به همین دلیل خواسته او، خود را به محبوب نزدیک کند. در حقیقت، کسی که خودخواه است هیچگاه به حقیقت عشق نخواهد رسید و وقتی که به اوج عشق برسد، باید خود را برای محبوب فدا کند. در میدان جنگ، اگر عاشق واقعی است، باید مانند سرباز عمل کند و خود را فدای عشق کند.
هوش مصنوعی: در آغاز عشق، عاشق هنوز ناپخته و بیتجربه است و تنها به دیدن معشوق فکر میکند تا از شعلههای اشتیاقش کاسته شود، چرا که تحمل سوختن را ندارد و قدرت قلبش نیز این مقاومت را ندارد. این خواسته در واقع برای معشوق است و در معنای عمیقتر، برآورده کردن نیاز خود معشوق است. کسی که بخواهد فقط خود را، به راه درستی نمیرود. وقتی کار به نقطهی نهایی برسد، عاشق برای معشوق خود را فدا خواهد کرد و این نکته در واقع به مفهوم انسانهای در میدان جنگ اشاره دارد، کسانی که باید در لحظات حساس تصمیمهای بزرگ بگیرند و نمیتوانند به خودخواهی یا آرزوهای بلندپروازانه فکر کنند.
هوش مصنوعی: در میدان نبرد، اگر تو دلاوران را ببینی، سربازان دلیر و شجاعی چون تو، فقط عاشق و صادقند.
هوش مصنوعی: وقتی که خطر و چالشها بر تو حاکم شوند، باید از خودت و تواناییهایت دفاع کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.