گنجور

 
عین‌القضات همدانی

معشوق چون بهاستار عزّت محتجب بود و خود را بهکس ننماید بلکه کس را طاقت دیدار او از غایت ظهور او نبود درد عاشق بی درمان بود و محنتش بی پایان بود در شرح تعرف آورده است که چون محبوب در مکان نیاید و محب از مکان تجاوز نکند درد دل محب ابدی بود و اندوه جانش سرمدی بود چنانکه گفته‌اند:

معشوقه چو خورشید گزینی ای دل

او بر فلک و تو بر زمینی ای دل

چون در برخود ورا به بینی ای دل

سر بر زانو بسی نشینی ای دل

وَحیدٌعَنِ الخُلّانِ فی کُلِّ بَلْدَةٍ

اِذا عَظُمَ الْمَطْلُوبُ قَلَّ المُساعِدُ

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!