ندارم شکوهای از عشق، در دل آتشی دارم
که من از پرتو این آتش است ار تابشی دارم
مبادا ای طبیب، اندر علاج من بیندیشی
که من حال خوشی، در سایه این ناخوشی دارم
بلی عشق است کآسایش رباید، از جهان لیکن
من اندر عین بیآسایشی، آسایشی دارم
نکردم پر ز آلایش، چو اسلاف، این سخن اما
بسی آسایش اندر آن، ز بی آلایشی دارم
نیم چون عصر ماضی، عارف از موهوماندیشی
به خورد عصر حاضر، شکرلله دانشی دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق است. او از آتش عشق میگوید که در دلش شعلهور است و با وجود رنج و ناخوشیهایی که دارد، همچنان خوشیای در این ناخرسندی مییابد. شاعر تأکید میکند که عشق ممکن است آسایش انسان را سلب کند، اما او در دل بیحالی، آسایش خاصی را تجربه میکند. او همچنین به تمایز خود با گذشتگان اشاره میکند و اذعان دارد که از پاکی و صداقت خود بهرهمند است و در عین حال از دانشی که در عصر حاضر به دست آورده، قدردانی میکند.
هوش مصنوعی: من از عشق شکایتی ندارم، اما در دل من آتشی است که من به خاطر نور این آتش، اگر نوری هم دارم، به آن تعلق دارم.
هوش مصنوعی: ای طبیب، نکنه به درمان من فکر کنی، چون من در سایه این بیماری، حال خوشی دارم.
هوش مصنوعی: بله، عشق باعث میشود که آرامش را از انسان بگیرد، اما من در حالی که در بیقراری به سر میبرم، باز هم حس آرامش دارم.
هوش مصنوعی: من مانند نیاکانم آلوده به زرق و برق نشدهام، ولی این سخن خود به خاطر خلوص و پاکیام، آرامشهای زیادی برایم به ارمغان آورده است.
هوش مصنوعی: در زمان حال، مانند گذشته، عارف از خیالهای بیاساس دست برداشته و به واقعیتها توجه دارد. خوشبختانه، من دانش و آگاهی دارم که مرا در این مسیر کمک میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.