شنیدم نویسنده ای در قدیم
نویسنده پاک رأی و حکیم
گزیده یکی چامه، انشا نمود
شه عصر از آن نامه رسوا نمود
گرفت آن هجانامه، آنسان رواج
که شه را درون شد، به سر بیم تاج
بفرمود کآن نامه ها سوختند
لب آن نویسنده را دوختند
بر شه بسی نامه، آتش زدند
بدش آتش قهر، آبش زدند
قضا را در آن دم، یکی تند باد
به دامان شه، مشتی آتش نهاد
شه از آن بلا، راه رفتن گرفت
ولیکن یکی میخش، دامن گرفت
مر آن شاه را میخ، بر تخت دوخت
نگهداشت تا آن که، بر تخت سوخت
سراپرده و تخت شه هر چه بود
گرفت آتش و زور آتش فزود
به ده ثانیه یکسر، آن بارگاه
بیفتاد در چنگ آتش چو شاه
به فکر شه آنگه نبد هیچ کس
تمامی به فکر خود از پیش و پس
کس از خویش، بر شه نپرداختی
در آن دم کسی شاه نشناختی
بر مردم آن روز سخت و سیاه
همه گونه بد فکر، جز فکر شاه
زبانه کشان آتش، از قول شاه
چنین ز آن نویسنده بد عذرخواه:
که گر نامه های تو افروختم
به جبرانش این بس، که خود سوختم
اگر دوختم من، لبانت به سیخ
کنون دوختم، جان خود را به میخ!
نویسنده بر هر که، آهش گرفت
شه ار بود بر تخت، آتش گرفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، نویسندهای حکیم در گذشته نامهای نوشت که باعث رسوایی شاه شد. شاه به خاطر این نامه، تصمیم به سوزاندن آن گرفت و نویسنده را مجازات کرد. اما ناگهان آتش به بارگاه شاه رسید و سراپرده و تخت او را سوزاند. در این لحظه، هیچکس به کمک شاه نیامد و همه سرگرم فکر خود بودند. آتش به قدری فراگرفت که شاه در آتش سوخت و در نهایت نویسنده از اینکه با نامهاش موجب آتشسوزی شده، عذرخواهی کرد. این شعر به موضوع قدرت، عواقب اعمال و بیتوجهی مردم در مواقع بحران میپردازد.
هوش مصنوعی: روزی شنیدم که نویسندهای در گذشته وجود داشت که دارای اندیشهای پاک و حکمت بود.
هوش مصنوعی: شاه عصر تصمیم گرفت تا از یکی از اشعار معروف انتخاب کند و با نوشتن آن، رسوایی را برملا کند.
هوش مصنوعی: آن نامهای که در دست داشت، به قدری شهرت پیدا کرد که به دل شاه نفوذ کرد و او را تحت تأثیر قرار داد.
هوش مصنوعی: او دستور داد که آن نامهها بسوزند و دهان نویسنده را بسته کردند.
هوش مصنوعی: بسیاری از نامهها را به پادشاه سوزاندند و به او آسیب رساندند. در مقابل، او با خشم واکنش نشان داد و تلاش کردند تا او را آرام کنند.
هوش مصنوعی: در آن لحظه، ناگهان طوفانی شدید بر دامن شاه وزید و تکهای آتش به او داد.
هوش مصنوعی: سلطان به دلیل مشکلات و مصیبتهایی که با آن روبهرو شده است، در تلاش است تا راهی برای ادامه زندگی پیدا کند، اما در این میان یکی از مشکلات همچنان او را گرفتار کرده و مانع از پیشرفت او شده است.
هوش مصنوعی: آن پادشاه را با میخی به تخت دوختند و نگاهش داشتند تا زمانی که تخت به آتش درآمد.
هوش مصنوعی: تمامی وسایل و زینتهای شاه و کاخ او در آتش سوخت و شدت آتش افزایش یافت.
هوش مصنوعی: در عرض ده ثانیه، آن بنا به کلی در آتش افتاد، مانند سلطانی که به دام افتاده است.
هوش مصنوعی: هر کس باید به فکر خودش باشد و به کارهای خود برسد، چون هیچکس نمیتواند تماماً به فکر دیگران باشد.
هوش مصنوعی: هیچ کس در آن لحظه به خود نمینازید و هیچکس شاه را نشناخت.
هوش مصنوعی: در روزهای دشوار و تاریک برای مردم، همه انواع افکار منفی وجود داشت جز اینکه به شاه فکر کنند.
هوش مصنوعی: آتش به شدت شعلهور شده است و به نمایندگی از سوی شاه، به نویسندهای که در اشتباه بوده، اینطور عذرخواهی میشود.
هوش مصنوعی: اگرچه نامهها و احساسات تو را با شوق و هیجان به آتش میکشم، اما برای جبران این احساسات، کافی است که خودم در دل این آتش بسوزم.
هوش مصنوعی: اگر من دوختهام لبانت را، اکنون جان خود را به میخ میزنم!
هوش مصنوعی: نویسنده بر هر کسی که به او حسرت بخورد، اگر آن شخص در مقام و عظمت باشد، دلش را میسوزاند و عذاب میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.