وقتی آلو شده در تهران (دو)
همه رفتند پی (دو) به شکی
هست (دو) آنجا میم دو جوان
نیست جز ایران دیوان (دو) به یکی
خواستم از تو هتک پاره کنم
حیف و افسوس نمانده هتکی
دانم از بهر چه کردی داخل
در حمایت سرکی، از در کی
خایه هیائت دولت، چندی است
شده با خایه تو، خانه یکی
فکر ناکرده، مشارالدوله
بستنی داد، چه از صد چه یکی
تو چه وی، کونی بی فکر مباش
فکر حال خود و من کن کمکی
من به اوضاع فلک می خندم
سر خود گیر و برو، ای کلکی!
«باید دانست که دیوان دوبگی موقعی که عارف علیه دولت شعری سرود و با کمال بی انصافی در هیات دولت از عارف سعایت کرد ولی وی با من از سالها خصومت میورزید ،منهم بمناسبت آن موقع ،ابیات ذیل را سرودم.»
آلو که (دو) تا بود دگر باره یکی شد
اکنون (دو) دگر منصب دیوان (دو) بگی شد
هر کس به درستیش، کند فخر در عالم
فخریه این خیره، همانا ترکی شد!
آن کس که بدان شوری، شوریش فلان بود
از بس که فلان خورد، بدین بی نمکی شد!
می خواست هتک پاره نماید، ز وی عارف
اسباب خلاصیش همان بی هتکی شد
بیچاره دو قزوینی اش، آزار نمودند
زین هجو ز قزوینی دیگر کتکی شد
گه (احمد قزوینی) خفتاندش و بر زد
کای خیره فراموش تو کار سبکی شد
گه عارف قزوینی اش این گفت که دانم
از چه ز تو بر هیأت دولت کمکی شد
چندیست که با خایه تو خایه دولت
همسایه یک جا محل و خانه یکی شد
حقا که به بیهوده شود سرزنش از خلق
گرچه ددری گشت و یا خود کلکی شد
زین خایه وی جای زیادی بد و محتاج
بر خایه اغیار، به رسم یدکی شد
بر حضرت (دو) کیست که از ما برساند
که این گونه تو را باعث تصدیع یکی شد
کای «دو» ز دوئیت نبری، صرفه دیگر
بایست یکی بود و یکی گفت و یکی شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری انتقادی است که به مسائل سیاسی و اجتماعی زمان خود اشاره دارد. شاعر با زبانی طنزآلود، به معضلات و فساد در دولت پرداخته و از رقابتها و حسادتهای موجود میان افراد نام میبرد. او با اشاره به «دیوان دو» و عملکردهای نادرست آن، به سخره گرفتن و نقد یاران و همپیمانان خود میپردازد و یادآور میشود که این مشکلات به خاطر عدم تفکر و عقلانیت در رفتارها و تصمیمگیریهاست. در نهایت، شاعر بر ضرورت اتحاد و همبستگی تأکید کرده و اشاره میکند که تنها راه حل مشکلات، فکرکردن به حال و آیندهای بهتر است.
هوش مصنوعی: در تهران، وقتی که تو به قبل از زمانی که باید بروی، همه به دنبال چیزی رفتند که ارزش فکر کردن را دارد.
هوش مصنوعی: در آن مکان، جوانان دوگانه وجود دارند و جز ایران، هیچ دیوانی نمیباشد.
هوش مصنوعی: خواستم از تو عیب یا نقصی پیدا کنم، اما افسوس که چیزی برای پیدا کردن باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: میدانم که چرا به پناهگاهی که در آن قرار داری، آمدهای و از چه درگاهی وارد شدهای.
هوش مصنوعی: خجالت و شرم حکومت، مدتی است که با خجالت تو یکجا شده و در یک خانه زندگی میکند.
هوش مصنوعی: مشارالدوله به یکباره و بیفکر بستنیای داده است، حالا چه صد تا یا یکی، تفاوتی ندارد.
هوش مصنوعی: به تو چه مربوط که دیگران چه هستند، مهم این است که خودت در حال حاضر چه میکنی و به من کمک کن.
هوش مصنوعی: من به حال و روز آسمان و تقدیر می خندم. تو هم به کار خودت برس و برو، ای شیاد!
هوش مصنوعی: باید توجه کرد که وقتی عارف علیه دولت شعری سرود و به طور ناعادلانهای در هیئت دولت از عارف بدگویی کرد، او از سالها پیش با من دشمنی داشت. به همین دلیل، من در آن زمان ابیات زیر را سرودم.
هوش مصنوعی: آلو که زمانی دو تا بود، حالا دوباره یکی شده است. اکنون مقام دیوان هم به دو فرد دیگر داده شده است.
هوش مصنوعی: هر کسی به درستی خود در دنیا افتخار میکند، اما این فرد متعجب و گیج شده است، به راستی که او به نوعی به بیهویتی دچار شده است!
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر شور و شوقی خاص، به چیزی علاقهمند است، به خاطر تأثیرات آن چیز بر او، دچار بیروحی و یکنواختی شده است.
هوش مصنوعی: او میخواست به شخصیت و اعتبارش آسیب بزند، اما فردی عارف به واسطهی بیاحترامی، به نجات او آمد.
هوش مصنوعی: دو قزوینی در میانه ی درگیریهای خود گرفتار آزار و اذیت شدند و یکی از آنها به خاطر طعنهها و بیاحترامیهای دیگری، دچار آسیب و سوءاستفاده شد.
هوش مصنوعی: گاه خوابش برد و او را زد که ای احمق، فراموش کردی که این کار آسانی بود.
هوش مصنوعی: عارف قزوینی میگوید که میداند چرا در مسائل و امور دولتی، کمکی از جانب تو به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: مدتی است که با همسایهام رابطهای نزدیک برقرار کردهام و زندگیام با او به هم پیوند خورده است.
هوش مصنوعی: واقعاً حق با شماست که چون انسان در تلاش است، نمیتوان او را به خاطر ناکامیهایش سرزنش کرد; حتی اگر او دچار مشکلاتی شود یا در شرایط سختی قرار گیرد، باز هم ملامت کردن او بیهوده خواهد بود.
هوش مصنوعی: از این زادگاه، بسیاری از موارد خوشایند و ضروری را بر دوش دیگران قرار داده، به گونهای تبدیل به وابستهای برای دیگران شده است.
هوش مصنوعی: کسی که بتواند به او بگوید، که چنین حالتی از ما به وجود آمده است و تو باعث این وضعیت شدهای.
هوش مصنوعی: ای کسی که در دوئیت و جدایی نیستی، اگر دو وجود را کنار بگذاری، تنها یک وجود باقی میماند که هر دو گفت و یکسان میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.