گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۶

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای خوشتر از جان، آخر کجایی؟

کی روی خوبت با ما نمایی؟

بی‌تو چنانم کز جان به جانم

هر سو دوانم، آخر کجایی؟

بیمار خود را می‌پرس گه گه

پیوسته از ما مگزین جدایی

جانا، چه باشد؟ گر در همه عمر

گرد دل ما یک دم برآیی

تا کی ز غمزه دلها کنی خون؟

چند از کرشمه جان را ربایی؟

چون می‌بری دل، باری، نگه‌دار

بیچاره‌ای را چند آزمایی؟

دربند خویشم، بنگر سوی من

باشد که یابم از خود رهایی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام