گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۱

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا کی از دست تو خونابه خورم؟

رحمتی، کز غم خون شد جگرم

لحظه لحظه بترم، دور از تو

دم به دم از غم تو زارترم

نه همانا که درین واقعه من

از کف انده تو جان ببرم

چه شود گر بگذری تا من

چون سگان بر سر کویت گذرم؟

آمدم بر درت از دوستیت

دشمن آسا مکن از در، بدرم

دم به دم گرد درت خواهم گشت

تا مگر بر رخت افتد نظرم

خود چنین غرقه به خون در، که منم

کی توانم که به رویت نگرم؟

تا من از خاک درت دور شدم

نامد از تو که بپرسی خبرم؟

کرمت نیز نگفت از سر لطف

که: غم کار عراقی بخورم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

غلامعلی حامدبرقی نوشته:

با عرض سلام و احترام در سطر چهارم :
چه شودگربگذاری تا من “به نظر صحیح می رسد”.

کانال رسمی گنجور در تلگرام